«هر دم از این باغ بری میرسد / تازهتر از تازهتری میرسد»
در دلِ کتابخانهٔ نورعثمانیهٔ استانبول، دستنویسی خفته بود که سالها کسی از وجودش خبر نداشت. نسخهای که بیستم جمادیالاول سال ۸۰۱ هجری قمری به دست غیاث ابرقوهی به پایان رسیده است — یعنی تنها ده سال پس از وفات خواجهٔ شیراز. این نسخه که با شمارهٔ ۵۱۹۴ در آن کتابخانه نگهداری میشود، به کوشش بهروز ایمانی در مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب منتشر شده و دریچهای تازه به تبارشناسی دستنویسهای کهن حافظ گشوده است.
پیش از این، نسخهٔ مورخ ۸۰۳ هجری کهنترین نسخهٔ شناختهشدهٔ حافظ به شمار میرفت. اما نسخهٔ ۸۰۱ نهفقط کهنتر است، بلکه کاملترین نسخهٔ کهن نیز هست. این دستنویس شامل ۴۳۵ غزل، ۲۶ قطعه، ۴ مثنوی، ۱۱ رباعی و یک بند از ترجیعبند است. غزلیات در آن بر اساس ترتیب الفبای قوافی تنظیم یافته — نشانهٔ آن که از همان دوران نزدیک به عصر حافظ، دیوان او بر این اساس سامان یافته بوده است.
بیگمان مهمترین امتیاز این دستنویس، وجود دیباچهٔ محمد گلندام (جامع دیوان حافظ) در آن است. این قدیمترین نسخهٔ شناختهشده از این دیباچه است. جملۀ بحثانگیزی که در این مقدمه آمده و حافظ را به «ملازمت عمل سلطان» منسوب میکرد، در این نسخه به صورت «ملازمت تعلیم سلطان» ضبط شده است — یعنی خواجه نه کارگزار سلطان، بلکه معلم سلطان بوده است. قزوینی در این باره گفته بود که این نسخهبدل برای شرح احوال حافظ خالی از اهمیت نیست.
خط غیاث ابرقوهی از مشقهای نخستین نستعلیقنویسی پس از سدهٔ هشتم قمری است. او جریانی را میآزماید که در آن تعلیق به نستعلیق جای میپردازد و در همین مسیر تجربه است که هنوز نستعلیق او از کرشمهها و غمزههای تعلیق برخوردار است.
با کشف این نسخه، برخی معادلات در زمینهٔ روایت نسخهها نظمی نوین یافته است. پیشتر مصححان ضبط یک نسخه را به دلیل متأخر بودن رد میکردند؛ اما اکنون همان ضبط متأخر به پایمردی نسخهٔ ۸۰۱ بر مسند ضبط اقدم نشسته است. برای نمونه، در غزل معروف «ساقی به نور باده برافروز جام ما»، مصرع دوم در این نسخه به صورت «تا دور روزگار بگردد به کام ما» ضبط شده است. همچنین برخی غزلهای معروف حافظ، از جمله «دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما»، در این نسخه نیست. اینها همه نشان میدهد که حافظ تا پایان عمر در اشعار خود تغییراتی میداده است.
بهروز ایمانی، نسخهپژوه و محقق ارجمند، این دستنویس را شناسایی و معرفی کرده و مقدمهای مفید بر آن نوشته که به صورتی سادهتر به انگلیسی نیز ترجمه شده و در پایان کتاب آمده است. در پایان اثر نیز تصاویری از منابع کهن اشعار حافظ گرد آمده است. این کتاب در ۱۶۰ صفحه، قطع رحلی، با دیباچهٔ محمد گلندام، از سوی مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب منتشر شده است.
دیوان حافظ گنجینهای نیست که یکبار برای همیشه بسته شود. هر نسخهای که کشف میشود، پردهای تازه از رازهای این پیر شیراز برمیدارد. نسخهٔ ۸۰۱ نورعثمانیه، با دیباچهٔ کهن گلندام، با خط در مسیر بالیدن نستعلیق، و با ضبطهای متفاوتش، نهفقط یک سند کهن — که آینهای است که تصویر حافظ را از پسِ شش قرن، شفافتر از همیشه به ما مینماید.
و در پایان سرکار خانم یارا حقیقی؛ حافظ پژوه و شاهنامه شناس و شاعر به معرفی و اصالت و ارزش نسخه نورعثمانیه می پردازد که حاوی نکاتی ارزشمند و ستودنی است.
@IranvaIslam
Post #593
1.14K
ایران و اسلام Video
- ❤ 1
- 👏 1