🔴 هنوز میتوان با جهان سخن گفت
به مناسبت زادروز سید محمد خاتمی | ۲۱ مهرماه
بعضی نامها در حافظه یک ملت با حادثهای گره میخورند و بعضی با آرزویی. نام سید محمد خاتمی برای بسیاری از ایرانیان، یادآور آرزویی است که در دوم خرداد ۱۳۷۶ جان گرفت: اینکه شاید بتوان در همین سرزمین، بیآنکه دیگری را از میدان به در کرد، راهی برای آزادی، قانونمداری و زندگی بهتر گشود.
خاتمی از نسلی برآمده بود که انقلاب را تجربه کرده بود؛ اما در هنگامهای به ریاستجمهوری رسید که جامعه، بهویژه جوانان و زنان، بیش از گذشته خواهان شنیده شدن بودند. او برای بیان این خواستهها واژگانی به میدان آورد که در زبان رسمی سیاست آن روز چندان آشنا نبودند: جامعه مدنی، حقوق شهروندی، مدارا، نقد قدرت و ایران برای همه ایرانیان.
اهمیت این واژگان تنها در تازگیشان نبود. پشت آنها تصوری از سیاست قرار داشت که در آن، اختلاف عقیده لزوماً به معنای دشمنی نیست و وفاداری به کشور با یکسان اندیشیدن همه شهروندان سنجیده نمیشود.
در همان سالها، جهان نیز سرگرم گفتوگویی دیگر بود؛ گفتوگویی که گاه بیشتر به اعلام صفآرایی شباهت داشت. نظریه «برخورد تمدنها»ی ساموئل هانتینگتون، آینده مناسبات جهانی را از دریچه شکافهای فرهنگی و تمدنی مینگریست. در برابر چنین تصوری، خاتمی از امکان گفتوگوی تمدنها سخن گفت.
این دو نگاه، تنها دو تعبیر متفاوت از روابط بینالملل نبودند. یکی بر خطر رویارویی هویتها انگشت میگذاشت و دیگری میکوشید راهی برای فهم متقابل آنها بگشاید. خاتمی میخواست ایران، با پیشینه تاریخی و فرهنگیاش، در این گفتوگو سهمی داشته باشد؛ نه آنکه تنها موضوع داوری و تصمیم دیگران باشد.
پیشنهاد او چنان بازتابی یافت که سازمان ملل متحد سال ۲۰۰۱ را «سال گفتوگوی تمدنها» نامید. در روزگاری که بدگمانی میان ملتها رو به افزایش بود، این ابتکار نام ایران را با دعوتی فرهنگی و صلحجویانه همراه کرد.
اما در خانه، راه گفتوگو دشوارتر بود.
دوران ریاستجمهوری خاتمی، با گشایشهایی در عرصه مطبوعات، فرهنگ و مشارکت سیاسی همراه شد؛ همچنانکه با توقیف روزنامهها، بحرانهای سیاسی، سرخوردگیهای اجتماعی و ناکامی در تحقق بسیاری از وعدهها نیز شناخته میشود. نمیتوان از آن سالها نوشت و یکی از این دو سوی تجربه را نادیده گرفت.
شاید از همین روست که خاتمی، پس از گذشت نزدیک به سه دهه از دوم خرداد، همچنان موضوع گفتوگو و اختلافنظر است. گروهی او را با امیدی به یاد میآورند که به جامعه بخشید و گروهی با فرصتهایی که از دست رفت. هر دو داوری، بخشی از تاریخ سیاسی نسلی است که روزگاری به امکان اصلاح دل بست.
بااینهمه، در منش سیاسی خاتمی چیزی هست که حتی منتقدان کارنامه او نیز میتوانند دربارهاش تأمل کنند: پرهیز از آنکه اختلاف سیاسی به نفی حق زندگی و سخن گفتن دیگری بینجامد.
در سیاست، بهویژه آنجا که خشم و رنج انباشته شده است، چنین رویکردی آسان نیست. مدارا گاهی با سازشکاری اشتباه گرفته میشود و گفتوگو با چشمپوشی از حق. اما گفتوگوی واقعی نه به معنای فراموش کردن اختلافهاست و نه انکار بیعدالتی؛ به معنای پذیرفتن این است که آینده مشترک را نمیتوان تنها با صدای یک گروه ساخت.
امروز که سید محمد خاتمی هشتادوسهساله میشود، ایران با پرسشهایی روبهروست که پاسخ بسیاری از آنها هنوز پیدا نشده است. نسبت آزادی و امنیت، جایگاه قانون در برابر قدرت، حق اعتراض، امکان اصلاح و چگونگی حفظ همبستگی ملی، همچنان در مرکز دغدغههای جامعه قرار دارند.
زادروز یک سیاستمدار، فرصتی برای معاف کردن او از نقد نیست. اتفاقاً اندیشهای که بر گفتوگو استوار است، باید بیش از هر چیز تاب شنیدن نقد خود را داشته باشد.
شاید آنچه از خاتمی در حافظه سیاسی ایران ماندگارتر شود، نه همه تصمیمهای دوران زمامداری او، بلکه اصرارش بر یک امکان باشد: اینکه میتوان با مخالف سخن گفت، بیآنکه از حق خود گذشت؛ میتوان به ایران وفادار بود، بیآنکه آن را به یک گروه محدود کرد؛ و میتوان در جهانی پر از اختلاف، هنوز به فهمیدن دیگری امید داشت.
زادروز سید محمد خاتمی فرخنده باد.
#سیدمحمد_خاتمی #زادروز_خاتمی #دوم_خرداد #گفتوگوی_تمدنها #جامعه_مدنی #ایران_برای_همه_ایرانیان
#فرهیختگان روزن آگاهی
Post #76063
727