🔴 کاوه، ضحاک و راز دماوند؛ پیروزی بر ستم یا مهار آن؟
✍️ محمدعلی زم
«کاوه پیش از آنکه پرچم برافرازد، استشهادنامهٔ وفاداری به ضحاک را در روی خودِ او درید. او با سلاح وارد دربار نشد؛ با حقیقتِ تهیشدنِ مشروعیتِ شاه وارد شد.»
محمدعلی زم در بازخوانی داستان کاوه آهنگر و ضحاک، بر لحظهای درنگ میکند که کاوه گواهیِ دادگری ضحاک را پاره میکند؛ لحظهای که در تفسیر نویسنده، نشانه فروپاشی مشروعیت فرمانرواست.
اما پرسش اصلی او به سرانجام داستان بازمیگردد: چرا ضحاک کشته نشد و در کوه دماوند به بند کشیده شد؟
زم پاسخ را در تفاوت میان نابودی یک ستمگر و جلوگیری از بازتولید ستم جستوجو میکند:
«شر با حذفِ فیزیکیِ ستمگر ریشهکن نمیشود. پیروزیِ فریدون و کاوه، بازگشت به خشونتِ متقابل نبود؛ بلکه مهارِ ساختاریِ تباهی بود.»
در این خوانش، دماوند تنها زندان ضحاک نیست؛ نمادِ ضرورت مراقبت همیشگی از نظمی است که میتواند بار دیگر به ستم آلوده شود.
نویسنده در پایان مینویسد:
«ستمگر زمانی سقوط میکند که جامعه دیگر به ادعایِ حقانیتِ او امضا ندهد. پیروزی، در حذفِ دشمن نیست؛ در استقرارِ نظمی است که دیگر هیچ ضحاکی در آن، مجالِ زیستن نداشته باشد.»
🔗 متن اصلی محمدعلی زم
#محمدعلی_زم #کاوه_آهنگر #ضحاک #شاهنامه #دماوند #اندیشه_سیاسی
#فرهیختگان راهی به رهایی
Post #76069
800