TGViewer
Channel Public Channel
مجله راست ایرانی

مجله راست ایرانی

@iranian_right_wing

مجله راست ایرانی، یک مجله اینترنتی در پلتفرم‌های تلگرام و ایکس است که با هدف ارتقای آگاهی عمومی، ترویج مواضع راست‌گرایانه و پاسداشت منافع ملی ایران تاسیس شده است.

🔹تاریخ تاسیس: ۱۴۰۵/۰۵/۲۳

🔹مدیر و نویسنده: آرمان به‌نسب

در ایکس: x.com/Iranian_right_w
Subscribers
141
Photos
74
Videos
15
Links
1
Recent Posts 20 shown
Post #142 91
«اسرائیل یا حماس، تشکیلات خودگردان فلسطین و حزب‌الله لبنان؟! کدام یک از آزادی، دموکراسی، حقوق شهروندی و تکثر‌گرایی مذهبی حمایت می‌کنند؟»

🎙️چارلی کرک



🔹@Iranian_right_wing
Post #141 81
«آموزه های زرتشت و دین مزدیسنا در چند برهه تاریخی نام ایرانیان و شکوه تمدنی آنها را به غرب رسانده است. نخست در عصر باستان بود که به یونان راه یافت و‌ نه تنها افکار افلاطون بلکه بسیاری از یونانیان گنوسی را مورد تحول قرار داد؛ و البته دوم در تاریخ معاصر بود که با توسعهً نفوذ روزافزون آموزه های زرتشت در کشورهای مسیحی مغرب زمین، باستان شناسانِ آن کشور ها وادار به صرف وقت در پژوهش به زبان اوستایی، لهجه های ایرانی، زبان پهلوی و فرهنگ و آداب و رسوم ایرانیان شدند.»

👤کاردینال فرانتس کونیگ؛ اسقف اعظم کلیسای کاتولیک در اتریش



#گفتاورد
🔹@Iranian_right_wing
Post #140 104
مجله راست ایرانی هایک و سنت (بخش سوم: انتخاب طبیعی سنن) نویسنده: ادوارد فسر برخی از این نظام‌های قواعد،‌ به‌واقع در ساز‌گار کردن گروه‌های پیرو خود با محیط‌های طبیعی و اجتماعی‌شان موفق‌تر از قواعد مورد تبعیت گروه‌های دیگر در ساز‌گار‌سازی این گروه‌ها با محیط‌های خاص خود‌شان…
بر این اساس ساز‌و‌کاری داریم که از بسیاری جهات به تکامل زیست‌محیطی داروینی از راه انتخاب طبیعی می‌ماند، به این معنا که شایسته‌ترین سنت‌ها زنده می‌مانند و رشد می‌کنند؛ در حالی که ناتوان‌ها و نا‌شایست‌ها به حاشیه رانده می‌شوند یا به کلی از میان می‌روند. با این همه توجه کنید که این «داروینیسم اجتماعی»، چنان که همگان درک می‌کنند، نیست. این نه نژاد‌ها یا حتی افراد انسانی، بلکه سنت‌ها هستند که با هم رقابت می‌کنند و بعد در صحنه می‌مانند یا از آن بیرون می‌افتند.

سنت‌ها همچنین به شیوه‌ای ژنتیک تعیین نمی‌شوند، بلکه در فرهنگ ریشه می‌دوانند و همه انسان‌ها یا گروه‌های انسانی اساسا می‌توانند هر سنت خاصی را اختیار کنند. اما در نگاه هایک ضرورتی ندارد که این افراد یا گروه‌ها، سنت‌ها را با آگاهی از اثرات خوب یا بدی که اتخاذ‌شان به همراه می‌آورد، برگیرند و معمولا هم چنین نمی‌کنند. چه اینکه منافع یا آسیب‌های نظام‌های قواعد رفتاری، معمولا پیش از عملی شدن‌شان شناخته نمی‌شوند یا حتی امکان آگاهی از آنها وجود ندارد،‌ به این دلیل آشنای هایکی که هرگز نمی‌توان تمام شرایط مرتبطی را که می‌توانند مایه انطباق‌پذیری یا انطباق‌نا‌پذیری یک مجموعه قواعد شوند، از پیش تعیین کرد. این‌ها را در بهترین حالت‌ تنها می‌توان پس از وقوع دانست؛ چون پیامد‌های تبعیت گروه‌های مختلف از قواعد متفاوت را می‌توان در آن هنگام مشاهده کرد. حتی در این صورت نیز با نظر به پیچیدگی ذاتی مسائل انسانی،‌ همیشه تمام اثراتی را که پیروی از یک سنت خاص در پی داشته، نخواهیم شناخت. از این رو دلایل آگاهانه اتخاذ قواعدی خاص از سوی یک گروه،‌ غالبا ارتباط چندانی با دلایل بقای این قواعد در آخر امر یا به سخن دیگر با کارکرد‌های سودمند (ولو پیش‌بینی‌نشده) آنها ندارند. دلایل آگاهانه می‌توانسته‌اند دینی یا حتی خرافی بوده باشند. هم از این رو است که افراد روشنفکر، تحصیل‌کرده و مدرن غالبا این دست قواعد را غیر‌عقلانی می‌خوانند و با دیدی تحقیر‌آمیز رد‌شان می‌کنند. اما با این کار از نکته اصلی غافل می‌شوند، چون مهم این نیست که چرا یک گروه آگاهانه قواعدی خاص را می‌پذیرد، ‌بلکه مهم آن است که فارغ از آگاه بودن یا نبودن گروه پیرو آنها از پیوند میان منافع و قواعد، چه منافعی عاید این گروه می‌شود. این جا نیز شباهتی دیگر را با تکامل زیست‌شناختی می‌بینیم، به این معنا که دگر‌گونی می‌تواند بسته به محیط‌زیست موجودی که آن را به نمایش می‌گذارد و بسته به دیگر اجزای ترکیب زیست‌شناختی‌اش سودمند باشد یا نباشد. به هر صورت، منبع تغییر اهمیتی ندارد.

اما شباهت میان تکامل فرهنگی و زیست‌شناختی گواهی می‌دهد که چرا برداشت هایک از تکامل فرهنگی، با همه این احوال، توجیهی عقلانی را برای سنت فراهم می‌کند. دلیل اینکه دگر‌گونی‌های زیست‌محیطی نوعا پا بر جا می‌مانند (اگر پا بر جا بمانند)،‌ دقیقا این است که مزیتی را برای موجوداتی که در آنها رخ می‌دهند، فراهم می‌کنند. اگر این تغییرات انطباق‌نا‌پذیر بودند، ‌موجوداتی که آنها را به نمایش می‌گذاشتند،‌ از میان می‌رفتند و به این شیوه خود این تغییرات محو می‌شدند. مارکسیسم، ‌نظامی ذاتا ناکارآمد بود و بی‌تردید انطباق‌‌پذیری کمتری نسبت به سرمایه‌داری داشت. مرگ مارکسیسم،‌ تصویر کلی هایک از افول سنت‌های نازل را به شکلی بی‌عیب و نقص نشان داد؛ به این معنی که اتحاد جماهیر شوروی، مهم‌ترین نماینده این سنت، از درون متلاشی شد، در حالی که دیگر جوامع مارکسیستی نیز یا اقتباس از اقدامات دنیای «شایسته»‌تر سرمایه‌داری را آغاز کرده‌اند (چین) یا بیش از پیش در دام ناتوانی و انزوا گرفتار شده‌اند (کوبا و کره شمالی).


🔹@Iranian_right_wing
Post #139 125
مجله راست ایرانی آثار هایک به وضوح ایده‌هایی را بیان می‌کنند که طنین این برداشت از سنت به مثابه ظهور تدریجی و درونی دلالت‌های یک نظام فکری یا عملی در آنها شنیده می‌شود. این نکته بیش از همه در قواعد و نظم مشهود است که هایک در آن، تکامل قواعد عملی (که در نظام‌های اخلاقی و به…
هایک و سنت (بخش سوم: انتخاب طبیعی سنن)
نویسنده: ادوارد فسر


برخی از این نظام‌های قواعد،‌ به‌واقع در ساز‌گار کردن گروه‌های پیرو خود با محیط‌های طبیعی و اجتماعی‌شان موفق‌تر از قواعد مورد تبعیت گروه‌های دیگر در ساز‌گار‌سازی این گروه‌ها با محیط‌های خاص خود‌شان خواهند بود. حتی ممکن است در برخی موارد، قواعدی چنان بی‌تناسب با بهروزی گروه پیرو آنها وجود داشته باشد که هیچ گونه ساز‌گاری‌ای در پی نیاورند. قواعدی که ساز‌گاری نسبتا بیشتری دارند، معمولا گروه‌های پیرو خود را حفظ می‌کنند و امکان رشد و شکوفایی‌شان را فراهم می‌آورند و قواعد کمتر ساز‌گار، معمولا مایه افول گروه‌های پیرو خود می‌شوند، قدرت‌شان را تحلیل می‌برند یا به شیوه‌هایی دیگر سبب می‌شوند که بد‌تر از گروه‌های پیرو قواعد انطباق‌پذیر‌تر عمل کنند. در نتیجه معمولا خود قواعد انطباق‌پذیر‌تر حفظ می‌شوند و دامنه پیروی از آنها گسترش می‌یابد؛ در حالی که اثر‌گذاری قواعد دارای انطباق‌پذیری کمتر، معمولا کاهش پیدا می‌کند یا (به ویژه اگر اصلا انطباق‌پذیر نباشند) حتی از میان می‌روند.

ادامه مطلب👇


🔹@Iranian_right_wing
Post #138 227
«از آنجایی‌که اسلام‌گرایی شورشی بنیادگرایانه علیه مدرنیته است، بنابراین این مورد چیزی نیست که بتوان آن را از نفس دانش اسلام‌شناسی یا فقه اسلامی استنتاج کرد بلکه می‌بایست به دنبال ریشه های جدیدتری (ریشه های پست مدرن) برای آن بود. رئیس جمهور پیشین آمریکا، جورج بوش پسر، به صراحت تعبیر فاشیسم اسلامی را برای القاعده و مهاجمین ۱۱ سپتامبر به کار میبرد و به این دلیل به این اسم اشاره میکرد که اتفاقا فاشیسم هم شورشی بنیادگرایانه علیه مدرنیته بود.»

👤ارنست نولته
📚اسلام‌گرایی: سومین جنبش رادیکال



#گفتاورد
🔹@Iranian_right_wing
Post #137 153
مجله راست ایرانی آیا چپ‌گرایان در جنگ جهانی دوم در روبروی یکدیگر ایستادند؟ نویسنده: آرمان به‌نسب تحلیل ماهیت تقابل‌های ایدئولوژیک در دوران جنگ جهانی دوم مستلزم بازنگری در مرزبندی‌های سنتی میان جبهه‌های سیاسی است؛ چرا که فرضِ تقابل مطلق میان چپ مارکسیستی و چپ ملی (فاشیسم…
این جنبش‌ها، برخلاف تصور رایج، سرمایه‌داری لیبرال را نه به عنوان یک رقیب اقتصادی صرف، بلکه به عنوان یک دشمن وجودی و «شر مطلق» می‌دیدند؛ دیدگاهی که با جهان‌بینی مارکسیستی در نفی نظام‌های بازار آزاد همسو بود. در این میان، جنبش فاشیسم با گرایش به «سندیکالیسم ملی»، گامی فراتر از سوسیالیسم کلاسیک نازی‌ها برداشت و تلاش کرد تا ترکیبی از مدیریت دولتی و کنترل اجتماعی را جایگزین مالکیت خصوصی کند. شخصیت‌هایی همچون موسولینی یا جنتلیه، که خود از پیشینه مارکسیستی برخوردار بودند برخلاف هیتلر که مارکسیسم را از منظر نژادی تکفیر می‌کرد، همچنان تأثیرات اندیشه‌های مارکس را در ساختار خود پذیرا بودند‌.

این همسوییِ ساختاری، پرسش مهمی را در مورد موضع‌گیری شوروی و جبهه‌های مارکسیستی برمی‌انگیزد. این تصور که جبهه کمونیستی به دلیل ماهیت ایدئولوژیک خود، از پیش در تقابل با قدرت‌های فاشیست بوده، با واقعیت‌های ژئوپلیتیک آن دوران همخوانی ندارد. واقعیت تاریخی نشان می‌دهد که تا پیش از چرخش بزرگ سال ۱۹۴۱، پیوندهای میان بلوک مارکسیستی و قدرت‌های فاشیست، بیش از آنکه بر پایه تضاد باشند، بر پایه اقتضای قدرت استوار بود. پیمان «مولوتوف-ریبنتروپ» تجلی عینی این واقعیت بود که شوروی به جای مدافع جبهه آزادی، با آلمان نازی به فتح و تقسیم لهستان دست زد. استالین نه تنها در برابر تجاوزات فاشیستی سکوت کرد، بلکه با مشارکت مستقیم در جنایات علیه لهستان، نشان داد که اولویت اصلی او، حفظ و گسترش قلمرو نفوذ سوسیالیستی است. در واقع، تمایل استالین برای قرار گرفتن در جبهه متحدین، ریشه در نزدیکی‌های ایدئولوژیک با جریان‌های چپِ ملی داشت که در آن زمان با ساختار قدرت شوروی همسویی بیشتری داشتند. تنها زمانی که منافع جغرافیایی و بقای زیستی خودِ دولت سوسیالیستی با حمله مغرورانه هیتلر به خاک روسیه و لنینگراد به مخاطره افتاد، شوروی ناچار شد جبهه خود را تغییر داده و به ائتلافی بپیوندد که هدف اصلی آن، دفاع از جهان آزاد و کشورهای لیبرال‌دموکراتیک بود. از این منظر، تغییر جبهه شوروی نه از سر یک تحول اخلاقی در برابر فاشیسم، بلکه برآمده از یک ضرورت استراتژیک و برخورد مستقیم منافع ژئوپلیتیک با توسعه‌طلبی نازیسم بود.


🔹@Iranian_right_wing
Post #136 148
آیا چپ‌گرایان در جنگ جهانی دوم در روبروی یکدیگر ایستادند؟
نویسنده: آرمان به‌نسب


تحلیل ماهیت تقابل‌های ایدئولوژیک در دوران جنگ جهانی دوم مستلزم بازنگری در مرزبندی‌های سنتی میان جبهه‌های سیاسی است؛ چرا که فرضِ تقابل مطلق میان چپ مارکسیستی و چپ ملی (فاشیسم و نازیسم) در این دوره، با واقعیت‌های پیچیده درون‌گروهی و ساختارهای قدرت در تضاد است. اگرچه فاشیسم و نازیسم ریشه‌های ملی‌گرایانه متمایزی از مارکسیسم جهان وطنی داشتند، اما از منظر اقتصادی و ساختار قدرت، پیوندهای ناگسستنی با سنت‌های سوسیالیستی و دولت‌گرایانه داشتند.

ادامه مطلب👇


🔹@Iranian_right_wing
Post #133 183
«در صفحه شطرنج جامعه انسانی، هر یک از این مهره‌ها اصل حرکتی خاص خود را دارد که ممکن است با اصل حرکتی که قانون‌گذار انتخاب و بر او تحمیل می‌کند، کاملا متفاوت باشد. تنها زمانی بازی جامعه انسانی به‌راحتی و هماهنگ پیش می‌رود که این دو اصل باهم سازگار باشند و در یک جهت عمل کنند.»

👤آدام اسمیت
📚نظریه عواطف اخلاقی



#گفتاورد
🔹@Iranian_right_wing
Post #132 156
«مارکسیسم و کمونیسم یک اسطوره بزرگ دارد؛ این اسطوره، رویای کهن و جاودانه بهشت است(که وعده آن را از آسمانها دزدیده و به زمین آورده)، جایی که همه چیز به فراوانی برای همه فراهم است و یک رهبر بزرگ، عادل و خردمند بر یک مهدکودک انسانی حکومت می‌کند.»

👤کارل گوستاو یونگ
📚انسان و نمادهایش



#گفتاورد
🔹@Iranian_right_wing
Post #131 295
مجله راست ایرانی هایک و سنت (بخش دوم: تکامل‌گرایی درونی) نویسنده: ادوارد فسر نوع دیگری از دفاع از سنت بر روشی استوار است که طبق آن، درک کامل باور‌ها و اعمال غالبا تنها در بافت یک سنت جریان‌دار فکری یا عملی که هم روابط درونی میان ایده‌ها و اعمال و هم روابط بین معانی ضمنی آنها…
آثار هایک به وضوح ایده‌هایی را بیان می‌کنند که طنین این برداشت از سنت به مثابه ظهور تدریجی و درونی دلالت‌های یک نظام فکری یا عملی در آنها شنیده می‌شود. این نکته بیش از همه در قواعد و نظم مشهود است که هایک در آن، تکامل قواعد عملی (که در نظام‌های اخلاقی و به ویژه در قوانین عرفی تجسم می‌یابند) را به عنوان فرآیندی بررسی می‌کند که قواعد غالبا نا‌آشکار یا ضمنی به تدریج به واسطه آن بیان می‌شوند و با پیدایش نهاد‌های جدید، ‌دلالت‌هایشان استخراج می‌گردد.

در این برداشت، قانون و اخلاق نیز نه یک نظام بسته تصنعی پدید‌آمده از راه حکم و دستور، بلکه یک ساختار نظام‌یافته و متکامل را شکل می‌دهند؛ یک نظم خود‌انگیخته که به خاطر سرشت مساله‌ نمی‌تواند یکباره به طور کامل تعریف شود،‌ بلکه آن را تنها می‌توان به شکلی تدریجی تبیین کرد و حتی در این صورت نیز چنین نیست که تعریفش پایان یافته باشد، چون اصولا نه شرایط جدید حدی دارند و نه دلالت‌های ذاتی، اما ناشناخته این نظام. این از نگاه هایک بخشی از دلیل امکان‌نا‌پذیری سوسیالیسم است، چون نظام‌های حقوقی از جمله قوانینی که برنامه‌های «توزیع عادلانه» ثروت باید به واسطه آنها پیاده شود، چنان پیچیده‌اند که بشر نمی‌تواند آگاهانه طراحی‌شان کند، زیرا شرایطی که قانون باید تحت پوشش خود قرار دهد، همانند اطلاعات اقتصادی که برنامه‌ریزان سوسیالیست برای انجام کار‌شان نیاز دارند، پیچیده، تکه‌تکه و پراکنده است و هیچ ذهنی نمی‌تواند به تنهایی از آنها آگاهی یابد. نظام حقوقی قابل اجرا باید در بنیادی‌ترین سطح خود به شکلی خود‌انگیخته تکامل یابد و طراحی آگاهانه انسان، حد‌اکثر آن را اصلاح و پالایش کند و دستی به لبه‌ها و مرز‌هایش بکشد.

با این همه می‌توان گفت که آنچه تا‌کنون بیان شده، نشان می‌دهد که تفسیرهای صورت‌گرفته از هایک که برداشت او از تکامل را یک «پویایی» ریشه‌ای تعبیر می‌کنند، چقدر غلط است، چون از نگاه هایک، تکامل یک نظام قواعد یا اعمال از درون، تکاملی نظام‌مند از نوعی است که چسترتون شرح داده. این تکامل نوعا فرآیندی نیست که در آن هر چه پیش‌تر وجود داشته، به کلی بر‌افتد یا چیزی مخالف به جای آن بنشیند (مثل اینکه بچه‌گربه‌ای به یک سگ تبدیل شود)، بلکه در برابر، آنچه ضمنی و مضمر است، آشکار می‌شود و دلالت‌هایش سر بر‌می‌آورد و کل این سیستم، نظام‌مند‌تر و یکدست‌تر می‌شود ‌ همچون وقتی که یک کودک رشد می‌کند و فردی بالغ می‌شود و آنچه رخ می‌دهد، تغییری است معنا‌دار، اما تدریجی و مرتبط با آنچه پیش‌تر وجود داشته؛ و حتی تغییرات شدیدی (مثل افتادن دندان‌های کودک، ‌رشد موی صورت و یائسگی) که در این میان رخ می‌دهند، تغییری بنیادین در کل سیستم ایجاد نمی‌کنند. از این رو این تکامل درونی، فرآیندی اساسا محافظه‌کارانه است،‌ نه انقلابی و از دید هایک معیار بنیادین در آن برای مشروعیت تغییر در یک قاعده،‌ کشف ناساز‌گاری آن با یک قاعده بنیادی‌تر موجود است.

به طور مثال اختیار قواعدی توسط سوسیالیست‌ها که با اصول بنیادین مالکیت خصوصی و قرارداد تعارض کامل داشتند (اصولی که هزاران سال بر جامعه غربی حکم رانده‌اند)، مثالی خوب از تغییری انقلابی است‌ که از یک فرآیند تکاملی طبیعی که از درون سیستم برخیزد، نتیجه نمی‌شود. در مقابل، بر‌چیده شدن برده‌داری در غرب دقیقا یک فرآیند تکاملی درونی و پیامد طبیعی مفاهیم آزادی سیاسی و مالکیت (در این مورد خاص، مالکیت بر خود) بود که مدت‌های درازی غیر‌آشکارا بر جامعه غربی حکومت کرده بودند، اما هنوز به شکلی کامل و منسجم، بیان نشده و کاربستی نیافته بودند. باید اشاره کرد که محافظه‌کاری موجود در این تکامل درونی شبیه محافظه‌کاری تکامل زیست‌شناختی است. عادت داریم که به تکامل زیست‌شناختی به مثابه یک فرآیند تغییر ریشه‌ای بنگریم، اما تغییر تکاملی صرفا به معنایی نسبی و تنها در گذر دوره‌های زمانی بسیار دراز، ریشه‌ای است.


🔹@Iranian_right_wing
Post #130 253
مجله راست ایرانی پیشرفت تکنولوژیک، خلاقیت بازار و مواردی از این دست چیز‌هایی بودند که هایک سر‌سختانه از آنها دفاع میکرد، اما این جا به این قبیل مسائل نمی‌پردازیم. تا جایی که به نهاد‌های بنیادین اخلاقی دل‌مشغولیم، هایک با سنت محافظه‌کاری برکی بسیار هم‌داستان بود؛ سنتی که اندیشناک…
هایک و سنت (بخش دوم: تکامل‌گرایی درونی)
نویسنده: ادوارد فسر


نوع دیگری از دفاع از سنت بر روشی استوار است که طبق آن، درک کامل باور‌ها و اعمال غالبا تنها در بافت یک سنت جریان‌دار فکری یا عملی که هم روابط درونی میان ایده‌ها و اعمال و هم روابط بین معانی ضمنی آنها آهسته‌ آهسته در آن شکل می‌گیرد، امکان‌پذیر است. موضع کلامی کلیسای کاتولیک ‌تا اندازه‌ای بر چیزی شبیه به این مفهوم از سنت تکیه دارد، چه این که معنایی در آیین کاتولیکی هست که با شکل گرفتن روابط درونی میان باور‌های عقیدتی و دلالت‌های آنها، غالبا هنگامی که با مشکلات پیش‌بینی‌نشده (یا به سخن دیگر نهضت‌های بدعت‌آمیز و تفرقه‌افکن) روبه‌رو می‌شوند، درک کلیسا از آموزه‌های بنیادینش در گذر سده‌‌ها در آن معنا شکل می‌گیرد و عقاید مربوط به تثلیث، تجسد [تجسد خدا در قالب عیسی مسیح]، زندگی مریم باکره و… در روندی تدریجی و طولانی به این طریق بسط می‌یابد.

ادامه مطلب👇


🔹@Iranian_right_wing
Post #129 164
«درباره فدرالیسم، کنفدراسیون‌ها و خودگردانی محلی به عنوان نیاز امروز مدرنیزاسیون سیاسی در ایران...»

🎙️شاهزاده رضا پهلوی



🔹@Iranian_right_wing
Post #128 132
مجله راست ایرانی هایک و سنت (بخش اول) نویسنده: ادوارد فسر عقلانی بودن سنت و غیر‌عقلانی بودن دشمنی با آن، درون‌مایه‌ کتاب تاملاتی بر انقلاب فرانسه نوشته ادموند برک و فلسفه محافظه کاری مدرن است. اما آثار فردریش آگوست هایک (که بسیار از برک الهام ‌گرفته بود) می‌تواند بسط‌یافته…
پیشرفت تکنولوژیک، خلاقیت بازار و مواردی از این دست چیز‌هایی بودند که هایک سر‌سختانه از آنها دفاع میکرد، اما این جا به این قبیل مسائل نمی‌پردازیم. تا جایی که به نهاد‌های بنیادین اخلاقی دل‌مشغولیم، هایک با سنت محافظه‌کاری برکی بسیار هم‌داستان بود؛ سنتی که اندیشناک انحراف و دست‌کاری در این نهاد‌‌ها بود (از جمله نهاد‌های اخلاقی خاصی که نظم بازار آزاد که لیبرتارین‌ها به درستی به آن بها می‌دهند، بر آنها استوار است). البته هایک هر گونه تغییر در این نهاد‌ها را به طور مطلق منتفی نمی‌دانست، اما محافظه‌کار‌ها هم چنین نمی‌کنند.

در آغاز باید میان ادعای هایک پیرامون ارزش سنت و دیگر ادعاهایی که غالبا در دفاع از آن بیان می‌شود، ‌تمایز بگذاریم. محض نمونه غالبا تصور می‌شود که یک عمل سنتی صرفا به این خاطر که از سنت بر‌آمده یا متداول است، ارزش دارد؛ نه به این معنا که سنتی بودنش دلیلی است بر ارزشمندی (مستقلانه) آن، بلکه به این معنا که سنتی بودن یا متداول بودن،‌ به خودی خود ارزشمند است. به سخن دیگر حتی اعمالی که شاید ذاتا مهم نباشند و اگر وجود نداشتند،‌ نیازی به خلق‌شان نبود، ممکن است تنها به این خاطر که در اندازه‌ای گسترده و برای مدتی دراز در یک جامعه پذیرفته شده‌اند، حائز امتیازی خاص باشند.

یک جنبه دیگر این عقیده آن است که سنت‌ها که بنا به سرشت خود در میان اعضای یک اجتماع مشترک هستند، حسی از تعلق و هدف مشترک را که برای بقا و رشد آن ضروری است،‌ به اعضایش می‌بخشند. مثلا یکپارچگی خانواده با اعمال متداولش (مثل مسافرت‌های سالانه برای گذراندن تعطیلات در کنار مادربزرگ) تقویت می‌شود. گروه‌های بزرگ‌تر اجتماعی می‌توانند هویت خود را طی هزاران سال با تبعیت سر‌سختانه از یک مجموعه اعمال مختلف حفظ کنند و به این خاطر است که می‌گویند این یهودیان نبودند که سبت را حفظ کردند، بلکه سبت بود که یهودیان را حفظ کرد.

روشن است که این مجموعه باور‌ها بخشی از دفاع محافظه‌کارانه از احترام به سنت است که هر‌چند هایک بی‌تردید تاییدش می‌کرد، اما چیزی نیست که او در دفاع خود از سنت در ذهن داشته. در نگاه او، به واقع مضمون خاص اعمال سنتی غالبا مهم است. مساله فقط این نیست که عملی از سنت بر‌آمده باشد،‌ بلکه هایک سنتی بودن این عمل را شاهدی بر آن می‌گیرد که ارزشی ذاتی و مستقل دارد. این را باید به خاطر سپرد، چون گاهی به غلط تصور می‌شود که دید‌گاه هایک نوعی نسبی‌گرایی در خود دارد؛ به شکلی که گویی فارغ از اینکه کدام جامعه سنت‌های برتری دارد، اعمال سنتی حاکم در هر جامعه ضرورتا بهترین اعمال برای آن جامعه خاص هستند. اما هایک اصلا چنین باوری ندارد و در حقیقت بر برتری عینی برخی سنت‌ها در مقابل برخی دیگر تاکید می‌کند. از این نوع نسبی‌گرایی تنها می‌توان در ارتباط با سنت‌هایی دفاع کرد که ارزش‌شان تنها از سنتی بودن آنها ریشه می‌گیرد. هایک در وهله نخست علاقه‌ای به این نوع سنت‌ها ندارد.

(ادامه دارد)


🔹@Iranian_right_wing
Post #127 115
هایک و سنت (بخش اول)
نویسنده: ادوارد فسر


عقلانی بودن سنت و غیر‌عقلانی بودن دشمنی با آن، درون‌مایه‌ کتاب تاملاتی بر انقلاب فرانسه نوشته ادموند برک و فلسفه محافظه کاری مدرن است. اما آثار فردریش آگوست هایک (که بسیار از برک الهام ‌گرفته بود) می‌تواند بسط‌یافته ‌ترین و گیرا‌‌ترین روایت از این موضوعات یا به سخن دیگر، نظریه‌ای پیرامون تکامل فرهنگی از راه نوعی انتخاب طبیعی را به دست دهد که در چار‌چوبی بیان شده که مدرنیست‌های روشنفکر پسا‌داروینی نمی‌توانند بی هیچ کنکاشی به سادگی کنارش بگذارند. برخی از این ستایشگران هایک، واقعا به دیدگاه‌های او پیرامون «تکامل» علاقه دارند، ‌اما در حالی که علاقه‌شان به نظرات او درباره «سنت» کمتر است، وانمود می‌کنند که هایک هوا‌خواه تغییر مدام است یا جانب «پویایی» را در برابر «ایستایی» می‌گیرد. اما هایک،‌ دست‌کم به معنای مد‌نظر این افرادی که دوست دارند هایکی خوانده شوند، هرگز چنین نبود.

ادامه مطلب👇


🔹@Iranian_right_wing
Post #125 149
«فردریش فون هایک همچنان یکی از معدود دانشمندان علوم اجتماعی است که به همراه استادش لودویگ فون میزس بیش از شصت سال پیش نشان دادند که چرا نظام سوسیالیستی نمی‌تواند کار کند و بنابراین در نهایت، در سال ۱۹۸۹ همان اتفاق هم افتاد.‌ بدین جهت چنین شخصیتی نه تنها اسطوره‌ای قابل احترام برای تمامیت جناح راست (محافظه‌کاران، نو محافظه کاران، لیبرال های کلاسیک و..) است بلکه دانشمندی بی‌رقیب در عرصه علوم انسانی و اجتماعی است که شاید تا چند قرن هم مثل او نبینیم.»

👤دیوید هوروویتز
📚نفرت از سفیدپوستان و دیگر آرمان‌های مترقی



#گفتاورد
🔹@Iranian_right_wing
Post #124 320
«برای اینکه متوجه شوید بدون مالکیت خصوصی، آزادی وجود ندارد کافیست مالكیت خصوصی را از حقوق بشری حذف کنید و خواهید دید که آنگاه لویاتان بر همه چیز مسلط می‌شود.»

👤راسل کرک
📚ذهن محافظه‌کار: از برک تا الیوت



#گفتاورد
🔹@Iranian_right_wing
Post #123 161
مجله راست ایرانی «این اعتقاد در بین محافظه کاران وجود دارد که تمدن برای بقا به نظم و سلسله‌مراتب نیاز دارد، نه یک جامعه‌ی بدون طبقه. به همین دلیل است که به محافظه‌کاران “حزب نظم” گفته می‌شود. اگر تفاوت‌های طبیعی آدم‌ها را از بین ببریم، قدرت در دست عده‌ای معدود (الیگارش‌های…
«نگاه محافظه‌کارِ قرن بیستم، نخست و بیش از هر چیز، معطوف به احیای روح و منش است؛ او با مسئله‌ی دیرینه‌ی نظمِ باطنیِ نفس، بازیابیِ فهمِ اخلاقی، و آن مرجعیتِ دینی که شالوده‌ی هر زندگیِ معناداری است، درگیر است. این، غایت و اوجِ محافظه‌کاری است.»

👤راسل کرک
📚ذهن محافظه‌کار: از برک تا الیوت



#گفتاورد
🔹@Iranian_right_wing
Post #120 208
#تاریخ_نگار

بیست و هفتم شهریور ماه سالروز بزرگداشت شعر و ادبیات پارسی گرامی باد! 💚🤍❤️


🔹@Iranian_right_wing
Post #119 194
«این اعتقاد در بین محافظه کاران وجود دارد که تمدن برای بقا به نظم و سلسله‌مراتب نیاز دارد، نه یک جامعه‌ی بدون طبقه. به همین دلیل است که به محافظه‌کاران “حزب نظم” گفته می‌شود. اگر تفاوت‌های طبیعی آدم‌ها را از بین ببریم، قدرت در دست عده‌ای معدود (الیگارش‌های سوسیالیست) جمع می‌شود تا آن خلاء را پر کنند. محافظه‌کاران با برابری انسان‌ها در پیشگاه خدا و برابری آن‌ها در برابر قانون مخالفتی ندارند، اما معتقدند که اگر بخواهیم همه را از نظر شرایط زندگی با هم برابر کنیم، در واقع همه‌ی آن‌ها را به بردگی و ملال می‌کشیم.»

👤راسل کرک
📚ذهن محافظه‌کار: از برک تا الیوت



#گفتاورد
🔹@Iranian_right_wing
Older posts →

About this channel

How can I read @iranian_right_wing without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for مجله راست ایرانی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does مجله راست ایرانی have?
مجله راست ایرانی (@iranian_right_wing) has 141 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does مجله راست ایرانی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →