پیشرفت تکنولوژیک، خلاقیت بازار و مواردی از این دست چیزهایی بودند که هایک سرسختانه از آنها دفاع میکرد، اما این جا به این قبیل مسائل نمیپردازیم. تا جایی که به نهادهای بنیادین اخلاقی دلمشغولیم، هایک با سنت محافظهکاری برکی بسیار همداستان بود؛ سنتی که اندیشناک انحراف و دستکاری در این نهادها بود (از جمله نهادهای اخلاقی خاصی که نظم بازار آزاد که لیبرتارینها به درستی به آن بها میدهند، بر آنها استوار است). البته هایک هر گونه تغییر در این نهادها را به طور مطلق منتفی نمیدانست، اما محافظهکارها هم چنین نمیکنند.
در آغاز باید میان ادعای هایک پیرامون ارزش سنت و دیگر ادعاهایی که غالبا در دفاع از آن بیان میشود، تمایز بگذاریم. محض نمونه غالبا تصور میشود که یک عمل سنتی صرفا به این خاطر که از سنت برآمده یا متداول است، ارزش دارد؛ نه به این معنا که سنتی بودنش دلیلی است بر ارزشمندی (مستقلانه) آن، بلکه به این معنا که سنتی بودن یا متداول بودن، به خودی خود ارزشمند است. به سخن دیگر حتی اعمالی که شاید ذاتا مهم نباشند و اگر وجود نداشتند، نیازی به خلقشان نبود، ممکن است تنها به این خاطر که در اندازهای گسترده و برای مدتی دراز در یک جامعه پذیرفته شدهاند، حائز امتیازی خاص باشند.
یک جنبه دیگر این عقیده آن است که سنتها که بنا به سرشت خود در میان اعضای یک اجتماع مشترک هستند، حسی از تعلق و هدف مشترک را که برای بقا و رشد آن ضروری است، به اعضایش میبخشند. مثلا یکپارچگی خانواده با اعمال متداولش (مثل مسافرتهای سالانه برای گذراندن تعطیلات در کنار مادربزرگ) تقویت میشود. گروههای بزرگتر اجتماعی میتوانند هویت خود را طی هزاران سال با تبعیت سرسختانه از یک مجموعه اعمال مختلف حفظ کنند و به این خاطر است که میگویند این یهودیان نبودند که سبت را حفظ کردند، بلکه سبت بود که یهودیان را حفظ کرد.
روشن است که این مجموعه باورها بخشی از دفاع محافظهکارانه از احترام به سنت است که هرچند هایک بیتردید تاییدش میکرد، اما چیزی نیست که او در دفاع خود از سنت در ذهن داشته. در نگاه او، به واقع مضمون خاص اعمال سنتی غالبا مهم است. مساله فقط این نیست که عملی از سنت برآمده باشد، بلکه هایک سنتی بودن این عمل را شاهدی بر آن میگیرد که ارزشی ذاتی و مستقل دارد. این را باید به خاطر سپرد، چون گاهی به غلط تصور میشود که دیدگاه هایک نوعی نسبیگرایی در خود دارد؛ به شکلی که گویی فارغ از اینکه کدام جامعه سنتهای برتری دارد، اعمال سنتی حاکم در هر جامعه ضرورتا بهترین اعمال برای آن جامعه خاص هستند. اما هایک اصلا چنین باوری ندارد و در حقیقت بر برتری عینی برخی سنتها در مقابل برخی دیگر تاکید میکند. از این نوع نسبیگرایی تنها میتوان در ارتباط با سنتهایی دفاع کرد که ارزششان تنها از سنتی بودن آنها ریشه میگیرد. هایک در وهله نخست علاقهای به این نوع سنتها ندارد.
(ادامه دارد)
🔹@Iranian_right_wing
Post #128
156
مجله راست ایرانی هایک و سنت (بخش اول) نویسنده: ادوارد فسر عقلانی بودن سنت و غیرعقلانی بودن دشمنی با آن، درونمایه کتاب تاملاتی بر انقلاب فرانسه نوشته ادموند برک و فلسفه محافظه کاری مدرن است. اما آثار فردریش آگوست هایک (که بسیار از برک الهام گرفته بود) میتواند بسطیافته…