...هم برای بخشی از بازیگران قدرتمند امکان سازگاری با نظم جدید را فراهم سازد. هدف نباید حفظ امتیازات گذشته باشد، بلکه باید هزینه خروج از تعادل رانتی را به گونهای توزیع کرد که ائتلاف ضداصلاح نتواند کل فرایند را متوقف کند.
در نهایت، جنگ در کوتاهمدت انسداد نهادی را تشدید میکند، زیرا کمیابی، تمرکز تصمیمگیری و وابستگی به دولت را افزایش میدهد. اما در بلندمدت میتواند این دور را بشکند، اگر ادراک حاکمان از سرچشمههای قدرت و امنیت تغییر کند و موازنه سیاسی به زیان گروههای منتفع از اقتصاد بسته و رانتی دگرگون شود. شرط اصلی گسست آن است که ساختار قدرت به این نتیجه برسد بازتولید نظم پیشین، خود بزرگترین تهدید برای بقای کشور و ثبات سیاسی است.
اگر چنین تغییری رخ ندهد، جنگ تنها منابع قابل توزیع را کاهش میدهد و رقابت بر سر همان منابع را شدیدتر میکند. اما اگر جنگ مشروعیت نگاه پیشین را تضعیف کند، ائتلاف حاکم را دچار بازآرایی سازد و نیروهای مولد را در موازنه قدرت تقویت کند، میتواند نقطه گسست باشد. بنابراین، سرنوشت انسداد نه فقط در میدان جنگ یا در برنامههای اقتصادی، بلکه در تحول نگاه حاکمان و جابهجایی موازنه قدرت میان مدافعان وضع موجود و نیروهای خواهان یک نظم اقتصادی متفاوت تعیین خواهد شد.
@Iran_Simorq
Post #1474
6.04K
- 👍 53
- ❤ 21