|ریاضی برای فهمیدن جهان امروز |
ایدهها، آدمها، هوش مصنوعی، آموزش و داستانهای ریاضی»
Admins:
@saahmou
@HassanMalekii
Post #3336
1.81K
🔻مشاهدههای یک شیرینیفروش در شهر سیرجان از خریدهای شب عید مردم و دادهکاوی اطلاعات فروش:
یه سری چیز جالب از این مدتی که شب عید دم قنادیمون کار کردم دیدم :
۱- اولین نکته جالب برام، رمز کارت مردم بود. شاید نزدیک به ۵ - ۶ هزارتا کارت کشیدم و رمز کارت ۵۰ - ۶۰ درصد مردم مثل هم بود. تعدادی خیلی زیادی رمز ۱۱۱۱ و ۱۲۳۴ و ۲۵۸۰ (این ۲۵۸۰ میشه دقیقا ۴ رقم وسط گوشی موبایل اگر دقت کنید) بود. تعداد خیلی خوبی هم ۱۴۰۲ بودن. خیلیها هم سال تولدشون بود. خیلیها هم ۰۹۱۳ بودن (این شماره ۴ رقم اول شمارههای سیرجونه)
۲- تعداد خیلی خوبی از مردم رمز کارتهاشون یکی یود. یعنی مثلا طرف ۴ تا کارت داشت رمز هر ۴تا یکسان یود.
۳- بعضی وقتا که توی رقم اشتباه میکردم، مثلا میشد ۷۰۰تومن ولی میکشیدم ۷میلیون، بالغ بر ۹۰ درصد عدم موجودی کافی میخورد. این برام خیلی جالب بود که اکثر مردم توی کارتهاشون اونقدر پول نیست. یعنی یه صفز اضافه اصلا باعث اشتباه نمیشد چون اصلا اونقدر پول نداشتن.
۴- ۹۰ درصد مردایی که میومدن خرید و میگفتم اینو میخواید یا اونو، میگفتن نمیدونم بذار از خانومم بپرسم ببینم چی میگه.
۵- ما امسال با چندتا از شرکتای گلگهر (یک معدنه توی سیرجون) برای شیرینی و آجیل قرارداد داشتیم. این شرکتا به کارمنداشون بُن خرید میدادن. این بُنها ۱۹۰۰ بود و ۲۸۰۰ای. ما براشون پکهای آمادهی شیرینی و آجیل آماده کرده بودیم. همهی کارمندای مرد مجرد که میومدن، پکهای آماده رو میخریدن ولی متاهلا همه می خواستن خودشون انتخاب کنن.
۶- اکثر مجردا حتی وقتی بهشون میگفتم میتونی خودتم انتخاب کنی میگفت ول کن بابا بده پک رو بریم.
۷- از این بُنها سالهای قبلم داشتیم. سالهای قبلی مثلا اگه ۱۰۰ هزار تومن از ته بُن میموند و خرید نمیکردن، میگفتن ولش کن دیگه چیزی نمیخوام بخرم این بن مارو مهر کن بریم. امسال ولی حتی اگر ۱۰ هزارتومنم تهش میموند یدونه شکلات میگرفتن ولی نمیگفتن که ولش کن دیگه چیزی نمیخوام.
۸- اکثرا فقط پیرزنها بودن که میگفتن تخفیف بده و خیلی هم چونه میزدن سر تخفیف.
۹- همچنان اکثرا فقط پیرزنها بودن که پول نقد میدادن و کارت نمیکشیدن (حتی مصلا ۲میلیونم میشد فقط پول نقد میدادن)
۱۰- از کسایی که پول نقد میدادن، اکثرا ۱۰۰ هزار تومن یا ۵۰ هزارتومنی میدادن (تراول) ولی این بازم پیرزنا بودن که ۱۰هزارتومنی یا بعضا ۵ هزارتومنی بود پولاشون. (یکی ۱ میلیون و ۷۶۰ خرید کرد و کل پولشو نقد داد و پولاش ۵هزارتومنی بود)
۱۱- از اون کارمندایی که ته پولشون (همون بن) همچنان میموند، ترجیح میدادن اجیل بخرن تا شیرینی.
۱۲- اکثر مردم ترجیح میدادن با بن شون، شیرینیهای ارزونتر ولی تعداد بالا بخرن تا شیرینیهای مجلسیتر و باکیفیتتر و گرونتر.
۱۳- بانک مهر و بانک ملی خیلی اشغالن، تقریبا همیشه مشکل داشتن و کارتاشون نمیکشید.
۱۴- تمام کسایی که شیرینی دزدیدن (مچشونو گرفتیم) خانم بودن.
۱۵- تمام خانومایی که شیرینی میدزدیدن، ماسک داشتن. به طرز عجیبی هر ۶ ۷ نفرشونم ماسک سیاه داشتن.
۱۶- اکثر کسایی که دنبال دعوا بودن، جوونای رنج سنی ۲۰ تا ۲۵ سال بودن (اکثرا هم مرد بودن)
۱۷- خانوما هرچی که نزدیکتر میشدیم به عید (از ۲۴ اسفند تا ۲۸ اسفند)، تعدادی که ناخنهاشونو کاشته بودن بیشتر و بیشتر میشد.
۱۸- اکثر کارتایی که میکشیدم مال بانک رسالت بود.
۱۹- آدمایی که بن نداشتن میانگین خریدشون بین ۴۰۰ تومن تا ۸۰۰ تومن بود.
۲۰- شیرینی خامهای کمترین فروش رو داشت این ایام.
۲۱- شیرینیهایی که مغزیجاتی بودن (پسته، بادوم یا گردو) بیشترین فروش رو داشتن.
۲۲- شیرینیهایی که باید توی یخچال یا فریزر نگهداری میشدن، بیشتر فروش داشتن تا نسبت به شیرینیهایی که میشه توی دمای محیط هم نگهشون داشت.
۲۳- شیرینیهایی که مغز پسته داشتن نسب به شیرینی با مغزهای دیگه بیشتر فروش داشتن.
۲۴- تقریبا ۸۰ درصد کسایی که بچهی کوچیک داشتن، شیرینی خامهای هم میخریدن. (برای بچههاشون فقط خامهای میخریدن)
۲۵- خود پسته توی آجیلهامون بیشترین فروش رو داشت.
۲۶- تمام خانومای رنج سنی ۲۰ تا ۲۵ که میومدن آجیل فروشی، پاستیل هم میخریدن. (البته وقتی تنها بودن، متاهل نبودن یعنی.)
۲۷- تخم افتاب گردون به طرز عجیبی کمتر از بقیه فروخته میشد (نسبتبه تخم هندونه یا کدو یا ...)
۲۸- فروشندههامون روزایی که بهشون غذا میدادیم خیلی مهربونتر بودن و بهتر کار میکردن.
۲۹- اشتباههای محاسباتی اکثرا مال فروشندههای خانوممون بود.
۳۰- فروشندههای خانوممون بیشتر از فروشندههای آقامون شیرینی به مردم میفروختن.»
@infinitymath
یه سری چیز جالب از این مدتی که شب عید دم قنادیمون کار کردم دیدم :
۱- اولین نکته جالب برام، رمز کارت مردم بود. شاید نزدیک به ۵ - ۶ هزارتا کارت کشیدم و رمز کارت ۵۰ - ۶۰ درصد مردم مثل هم بود. تعدادی خیلی زیادی رمز ۱۱۱۱ و ۱۲۳۴ و ۲۵۸۰ (این ۲۵۸۰ میشه دقیقا ۴ رقم وسط گوشی موبایل اگر دقت کنید) بود. تعداد خیلی خوبی هم ۱۴۰۲ بودن. خیلیها هم سال تولدشون بود. خیلیها هم ۰۹۱۳ بودن (این شماره ۴ رقم اول شمارههای سیرجونه)
۲- تعداد خیلی خوبی از مردم رمز کارتهاشون یکی یود. یعنی مثلا طرف ۴ تا کارت داشت رمز هر ۴تا یکسان یود.
۳- بعضی وقتا که توی رقم اشتباه میکردم، مثلا میشد ۷۰۰تومن ولی میکشیدم ۷میلیون، بالغ بر ۹۰ درصد عدم موجودی کافی میخورد. این برام خیلی جالب بود که اکثر مردم توی کارتهاشون اونقدر پول نیست. یعنی یه صفز اضافه اصلا باعث اشتباه نمیشد چون اصلا اونقدر پول نداشتن.
۴- ۹۰ درصد مردایی که میومدن خرید و میگفتم اینو میخواید یا اونو، میگفتن نمیدونم بذار از خانومم بپرسم ببینم چی میگه.
۵- ما امسال با چندتا از شرکتای گلگهر (یک معدنه توی سیرجون) برای شیرینی و آجیل قرارداد داشتیم. این شرکتا به کارمنداشون بُن خرید میدادن. این بُنها ۱۹۰۰ بود و ۲۸۰۰ای. ما براشون پکهای آمادهی شیرینی و آجیل آماده کرده بودیم. همهی کارمندای مرد مجرد که میومدن، پکهای آماده رو میخریدن ولی متاهلا همه می خواستن خودشون انتخاب کنن.
۶- اکثر مجردا حتی وقتی بهشون میگفتم میتونی خودتم انتخاب کنی میگفت ول کن بابا بده پک رو بریم.
۷- از این بُنها سالهای قبلم داشتیم. سالهای قبلی مثلا اگه ۱۰۰ هزار تومن از ته بُن میموند و خرید نمیکردن، میگفتن ولش کن دیگه چیزی نمیخوام بخرم این بن مارو مهر کن بریم. امسال ولی حتی اگر ۱۰ هزارتومنم تهش میموند یدونه شکلات میگرفتن ولی نمیگفتن که ولش کن دیگه چیزی نمیخوام.
۸- اکثرا فقط پیرزنها بودن که میگفتن تخفیف بده و خیلی هم چونه میزدن سر تخفیف.
۹- همچنان اکثرا فقط پیرزنها بودن که پول نقد میدادن و کارت نمیکشیدن (حتی مصلا ۲میلیونم میشد فقط پول نقد میدادن)
۱۰- از کسایی که پول نقد میدادن، اکثرا ۱۰۰ هزار تومن یا ۵۰ هزارتومنی میدادن (تراول) ولی این بازم پیرزنا بودن که ۱۰هزارتومنی یا بعضا ۵ هزارتومنی بود پولاشون. (یکی ۱ میلیون و ۷۶۰ خرید کرد و کل پولشو نقد داد و پولاش ۵هزارتومنی بود)
۱۱- از اون کارمندایی که ته پولشون (همون بن) همچنان میموند، ترجیح میدادن اجیل بخرن تا شیرینی.
۱۲- اکثر مردم ترجیح میدادن با بن شون، شیرینیهای ارزونتر ولی تعداد بالا بخرن تا شیرینیهای مجلسیتر و باکیفیتتر و گرونتر.
۱۳- بانک مهر و بانک ملی خیلی اشغالن، تقریبا همیشه مشکل داشتن و کارتاشون نمیکشید.
۱۴- تمام کسایی که شیرینی دزدیدن (مچشونو گرفتیم) خانم بودن.
۱۵- تمام خانومایی که شیرینی میدزدیدن، ماسک داشتن. به طرز عجیبی هر ۶ ۷ نفرشونم ماسک سیاه داشتن.
۱۶- اکثر کسایی که دنبال دعوا بودن، جوونای رنج سنی ۲۰ تا ۲۵ سال بودن (اکثرا هم مرد بودن)
۱۷- خانوما هرچی که نزدیکتر میشدیم به عید (از ۲۴ اسفند تا ۲۸ اسفند)، تعدادی که ناخنهاشونو کاشته بودن بیشتر و بیشتر میشد.
۱۸- اکثر کارتایی که میکشیدم مال بانک رسالت بود.
۱۹- آدمایی که بن نداشتن میانگین خریدشون بین ۴۰۰ تومن تا ۸۰۰ تومن بود.
۲۰- شیرینی خامهای کمترین فروش رو داشت این ایام.
۲۱- شیرینیهایی که مغزیجاتی بودن (پسته، بادوم یا گردو) بیشترین فروش رو داشتن.
۲۲- شیرینیهایی که باید توی یخچال یا فریزر نگهداری میشدن، بیشتر فروش داشتن تا نسبت به شیرینیهایی که میشه توی دمای محیط هم نگهشون داشت.
۲۳- شیرینیهایی که مغز پسته داشتن نسب به شیرینی با مغزهای دیگه بیشتر فروش داشتن.
۲۴- تقریبا ۸۰ درصد کسایی که بچهی کوچیک داشتن، شیرینی خامهای هم میخریدن. (برای بچههاشون فقط خامهای میخریدن)
۲۵- خود پسته توی آجیلهامون بیشترین فروش رو داشت.
۲۶- تمام خانومای رنج سنی ۲۰ تا ۲۵ که میومدن آجیل فروشی، پاستیل هم میخریدن. (البته وقتی تنها بودن، متاهل نبودن یعنی.)
۲۷- تخم افتاب گردون به طرز عجیبی کمتر از بقیه فروخته میشد (نسبتبه تخم هندونه یا کدو یا ...)
۲۸- فروشندههامون روزایی که بهشون غذا میدادیم خیلی مهربونتر بودن و بهتر کار میکردن.
۲۹- اشتباههای محاسباتی اکثرا مال فروشندههای خانوممون بود.
۳۰- فروشندههای خانوممون بیشتر از فروشندههای آقامون شیرینی به مردم میفروختن.»
@infinitymath
- 👍 21
- 👏 4
- 😁 3
- 🤣 2
- 🥰 1






