🔰نگاهی به «رواقیگری و ببرهایی که برای عصرانه میآیند»
عصرانه با ببرها
واکاوی نسبت فلسفه عملی و تابآوری
🔸ببر میآید، میخورد، خرابی به جا میگذارد و سرانجام میرود. خانه پس از رفتنش همان خانه قبلی نیست، اما هنوز خانه است. این شاید سادهترین و انسانیترین صورتبندی پیام کتاب باشد.
🔸هوشمندی مهم این جستار آن است که فلسفه را با یک داستان کودکانه توضیح میدهد؛ داستانی که در ظاهر هیچ شباهتی به متون کلاسیک فلسفی ندارد. «ببری که برای عصرانه آمد» نوشته و تصویرگری جودیت کِر در سال ۱۹۶۸ منتشر شد و به یکی از آثار ماندگار ادبیات کودک بریتانیا بدل شد. در این قصه، سوفی و مادرش در خانه نشستهاند که ناگهان زنگ در به صدا درمیآید. پشت در، مهمانی عادی نیست؛ یک ببر وارد خانه میشود و شروع به خوردن و نوشیدن هر چیزی میکند که در دسترسش قرار دارد. کتابخانه ملی بریتانیا نخستین انتشار اثر را در سال ۱۹۶۸ و انتشارات کالینز ثبت کرده است. ببر، در خوانش مدرسه زندگی، استعارهای روشن از بحران است. بحران معمولا از جایی میرسد که برای آن برنامهریزی نکردهایم. ممکن است ناگهان شغلمان را از دست بدهیم، بیماری به سراغ خانواده بیاید، رابطهای مهم پایان پیدا کند، وضعیت مالی تغییر کند یا اتفاقی سیاسی و اجتماعی نظم زندگی را بر هم بزند. بحران مثل ببر وارد میشود؛ چیزی را میبلعد، بخشی از نظم خانه را خراب میکند و ما را ناچار میسازد در زمانی کوتاه خود را با وضعیتی تازه وفق دهیم.
🔸ارزش اصلی کتاب در همین ترجمه فرهنگی و روانشناختی یک سنت قدیمی است. نویسندگان مدرسه زندگی، رواقیگری را از حالت مجموعهای از اصطلاحات تخصصی بیرون میآورند و یک ایده روشن را در مرکز میگذارند: اگر ترس را فقط با وعده «همهچیز خوب خواهد شد» آرام کنیم، ممکن است در مواجهه با نخستین بحران واقعی، ناگهان خود را بیدفاع ببینیم. در مقابل، اگر پیشاپیش بتوانیم برخی احتمالات دشوار را تصور کنیم، ذهن مجال پیدا میکند تا درباره گزینههای موجود بیندیشد.
🔸️در دورهای که انسان معاصر میان اخبار بحران، اضطراب اقتصادی، نگرانی سلامت، بیثباتی اجتماعی و آیندهای نامطمئن زندگی میکند، این ایده معنای تازهای پیدا میکند. تابآوری دیگر یک واژه تبلیغاتی برای سخنرانیهای انگیزشی نیست؛ مسئلهای است درباره اینکه روان انسان چگونه باید با جهانی زندگی کند که هیچ ضمانتی برای نظم، امنیت و دوام آن وجود ندارد. شاید به همین دلیل تصویر ببر همچنان در ذهن میماند. ببر فقط استعارهای از یک فاجعه استثنایی نیست. گاهی همان قبضی است که نمیتوان پرداخت، خبری است که انتظارش را نداشتهایم، تشخیصی است که برنامه زندگی را تغییر میدهد، یا فقدانی که هیچ جمله تسلیبخشی قادر به حذف آن نیست. فلسفه در چنین لحظهای قرار نیست بگوید چیزی نشده است. میپرسد حالا که چیزی شده، با آن چه میکنیم؟
ibna.ir/x6Kfc
@ibna_official
Post #32092
138