هیدرا: موجودی اساطیری، نامیرا و چندسر که خود را بازسازی میکند
برخی نماد نظم موجود مینامندش.
ما برآنیم که نه، هیدرا وجود نو شوندهی جنبش مردم است.
تری: https://linktr.ee/hydra.fa
یوتیوب: https://youtube.com/@hydramediairan?si=K5aOtoyu27xrxHMh
Post #192
141

هفتهها است که صدای بمباران شنیده نمیشود اما این به معنای پایان جنگ نیست. ما در محاصرهایم و به طور کامل به بیرون از جهان پرتاب شدهایم. از یکسو در محاصره حکومتی هستیم که لحظهای از سرکوب و اعدام دست برنمیدارد و از سوی دیگر در محاصره ارتش کشوری هستیم که مداخلاتش در کشورهای دیگر حاصلی جز ویرانی نداشته است.
ما اسیر جنگی فرسایشی شدهایم که پایانش نامعلوم است و مهمترین دستاورد آن تا اینجا ویرانی تمامعیار زندگی در درون جغرافیای ایران بوده است. هفتههاست که محاصره دریایی ایران ادامه دارد و نزاع بر سر تنگه هرمز، که حکومت علاقه داشت آن را بمب هستهای بنامد، هنوز ادامه دارد اما به نظر میرسد که این اهرم فشار حکومت به مرور اهمیتش را از دست میدهد. در روزهای اخیر گزارشات متعددی در رسانههای مختلف حول این پرسش منتشر شده که تنگه هرمز در اختیار کیست.
مقاله تحلیلی مفصلی که اخیرا در نیوعرب منتشر شده، نشان میدهد که این وضعیت فرسایشی میتواند همچنان ادامه داشته باشد. پرسش اصلی مقاله این است که آیا مهمترین اهرم فشار ایران، یعنی توانایی مختل کردن تنگه هرمز، در حال از بین رفتن است؟
نویسنده مقاله میگوید افزایش مجدد صادرات نفت از هرمز ممکن است نشاندهنده کاهش بخشی از اهرم فشار ایران باشد، اما الزاما به معنای از بین رفتن توانایی ایران برای ایجاد بحران در اقتصاد جهانی نیست.
امریکا تلاش کرده عبور نفتکشها را با حمایت نظامی خود تسهیل کند و کشورهای عربی نیز مسیرهای صادراتی خود را تغییر دادهاند. در نتیجه اکنون نفت بیشتری نسبت به هر زمان دیگری در طول هفت ماه جنگ از منطقه خارج میشود. این اتفاق طبیعتا قدرت چانهزنی تهران را کاهش میدهد.
یکی از کارشناسان مورد استناد مقاله میگوید اگر کشتیهای تجاری بتوانند علیرغم تهدیدهای ایران با نرخ بالایی از تنگه عبور کنند، تهران دیگر نمیتواند با همان قدرت گذشته از هرمز برای وادار کردن آمریکا و سایر کشورها به پذیرش خواستههایش استفاده کند.
اما از طرف دیگر، «عبور نفت» به معنای «ثبات» تنگه هرمز نیست چراکه افزایش جریان نفت الزاما باعث تثبیت بازار انرژی نشده است. ممکن است ایران دیگر نتواند هرمز را کاملا ببندد، اما هنوز میتواند عبور از این تنگه را خطرناکتر، گرانتر و نامطمئنتر کند و همین برای اثرگذاری بر اقتصاد جهانی کافی است.
از سویی دیگر، مقاله میگوید ایران همچنان میتواند تنش را در جبهههای دیگر هم
تشدید کند اما پرسش اصلی این است که کدام طرف میتوان این وضعیت را برای مدتی طولانیتر ادامه دهد.
تشدید تحریمها و محاصره ایران، فشار اقتصادی را به مرز بیسابقهای رسانده و مقاله میگوید این فشار اقتصادی میتواند به مرور توانایی حکومت برای حفظ حمایت عمومی از ادامه جنگ را کاهش دهد. از سوی دیگر، پنتاگون هزینه کل جنگ را تا اواسط سپتامبر بیش از ۴۵ میلیارد دلار اعلام کرده است و این بدون در نظر گرفتن هزینههای پر کردن ذخایر موشکی و تعمیر خسارات در پایگاههای آمریکایی است.
دولت ترامپ امیدوار است که فشار اقتصادی تهران را به پذیرش شرایطش برای توافق وادار کند و اخیرا تلاشهای خود را برای فروپاشی اقتصاد ایران تشدید کرده است. در این شرایط، اگرچه بخشی از جامعه همچنان از ایستادگی حمایت میکنند، اما این ممکن است در ماههای آینده با تشدید بحران اقتصادی تغییر کند.
@hydramediairan
ما اسیر جنگی فرسایشی شدهایم که پایانش نامعلوم است و مهمترین دستاورد آن تا اینجا ویرانی تمامعیار زندگی در درون جغرافیای ایران بوده است. هفتههاست که محاصره دریایی ایران ادامه دارد و نزاع بر سر تنگه هرمز، که حکومت علاقه داشت آن را بمب هستهای بنامد، هنوز ادامه دارد اما به نظر میرسد که این اهرم فشار حکومت به مرور اهمیتش را از دست میدهد. در روزهای اخیر گزارشات متعددی در رسانههای مختلف حول این پرسش منتشر شده که تنگه هرمز در اختیار کیست.
مقاله تحلیلی مفصلی که اخیرا در نیوعرب منتشر شده، نشان میدهد که این وضعیت فرسایشی میتواند همچنان ادامه داشته باشد. پرسش اصلی مقاله این است که آیا مهمترین اهرم فشار ایران، یعنی توانایی مختل کردن تنگه هرمز، در حال از بین رفتن است؟
نویسنده مقاله میگوید افزایش مجدد صادرات نفت از هرمز ممکن است نشاندهنده کاهش بخشی از اهرم فشار ایران باشد، اما الزاما به معنای از بین رفتن توانایی ایران برای ایجاد بحران در اقتصاد جهانی نیست.
امریکا تلاش کرده عبور نفتکشها را با حمایت نظامی خود تسهیل کند و کشورهای عربی نیز مسیرهای صادراتی خود را تغییر دادهاند. در نتیجه اکنون نفت بیشتری نسبت به هر زمان دیگری در طول هفت ماه جنگ از منطقه خارج میشود. این اتفاق طبیعتا قدرت چانهزنی تهران را کاهش میدهد.
یکی از کارشناسان مورد استناد مقاله میگوید اگر کشتیهای تجاری بتوانند علیرغم تهدیدهای ایران با نرخ بالایی از تنگه عبور کنند، تهران دیگر نمیتواند با همان قدرت گذشته از هرمز برای وادار کردن آمریکا و سایر کشورها به پذیرش خواستههایش استفاده کند.
اما از طرف دیگر، «عبور نفت» به معنای «ثبات» تنگه هرمز نیست چراکه افزایش جریان نفت الزاما باعث تثبیت بازار انرژی نشده است. ممکن است ایران دیگر نتواند هرمز را کاملا ببندد، اما هنوز میتواند عبور از این تنگه را خطرناکتر، گرانتر و نامطمئنتر کند و همین برای اثرگذاری بر اقتصاد جهانی کافی است.
از سویی دیگر، مقاله میگوید ایران همچنان میتواند تنش را در جبهههای دیگر هم
تشدید کند اما پرسش اصلی این است که کدام طرف میتوان این وضعیت را برای مدتی طولانیتر ادامه دهد.
تشدید تحریمها و محاصره ایران، فشار اقتصادی را به مرز بیسابقهای رسانده و مقاله میگوید این فشار اقتصادی میتواند به مرور توانایی حکومت برای حفظ حمایت عمومی از ادامه جنگ را کاهش دهد. از سوی دیگر، پنتاگون هزینه کل جنگ را تا اواسط سپتامبر بیش از ۴۵ میلیارد دلار اعلام کرده است و این بدون در نظر گرفتن هزینههای پر کردن ذخایر موشکی و تعمیر خسارات در پایگاههای آمریکایی است.
دولت ترامپ امیدوار است که فشار اقتصادی تهران را به پذیرش شرایطش برای توافق وادار کند و اخیرا تلاشهای خود را برای فروپاشی اقتصاد ایران تشدید کرده است. در این شرایط، اگرچه بخشی از جامعه همچنان از ایستادگی حمایت میکنند، اما این ممکن است در ماههای آینده با تشدید بحران اقتصادی تغییر کند.
@hydramediairan







