واقعی و تلخ از واقعیتهای مدیریتی این روزها و پیشنهاداتی برای بقا با سه عامل RRA :
Resilience, Redundant,Adaptability
تاب آوری؛ افزونگی؛ سازگاری
✍✍ دکتر فاطمه قیطرانی
📌📌
بی تعارف و مقدمه در آنتروپی سیاسی و اقتصادی موجود؛ مدیریتمان هم به بخش مراقبتهای ویژه منتقل شده:• وفاداری سازمانی تقریباً مرده! نیروی خوب یا مهاجرت کرده یا فرسوده شده!
• زیرساختهای حیاتی، بی برنامه و با تحمیل هزینه به سازمانها قطع میشود (برق، آب، گاز و اینترنت).
• نتایج بد تصمیمات و مشاوره های قبلی مدیریتی نمایان شده!
•شعار "ما خانواده ایم" و " فضای رشد میدهیم"و" فرهنگ انسان سالار " و "روح سازمان" رنگ باخته!
• آموزش سازمانی شده عرصه جنگ! مدرس بر نعل علم و مدل و تئوری میکوبد! مدیر بر میخ بیخبری و ناتوانی مدرس در اجرا!
•قانون کار اینقدر ابهام دارد که معلوم نیست به نفع کارفرماست یا کارکنان!
•استراتژیهای عملیاتی در نبود یا ابهام استراتژی کلان به وادی تشریفات و گزارش صوری و ضرب العجل افتاده!
• شکاف نسلی به دره نسلی رسیده! مسن تر که جای نفس و عرض اندام و آزمون و خطا به جوانتر نمی دهد!جوانتر هم هیچ انتقادی نپذیرفته و دائما خطاهای مسن تر را به عنوان عامل اصلی بدبختی فریاد میزند.
• ارزشهای فرهنگی به سوی بی اعتمادی و چند دستگی اجتماعی و ترویج زیر پوستی اندوه و إحساس گناه منفعل سوق یافته (عزیزان، هدف به هیچ وجه بی اعتبار کردن اندوه عظیم این روزهایمان نیست).
• فضای لیدرشیپ هم به جای تحمل ابهام و تاب آوری، به سمت ابهام زایی و رفتارهای خلق الساعه رفته!
در این فضا، شاید چند راهکار ساده اجرایی با
رویکرد بقا در سیستمهای پیچیده موسوم به RRA بتواند کمی کمک کند:
Resilience یا تابآوری: برای مقاومت در برابر شوکها و ادامه فعالیت بدون فروپاشی با:• گفتن واقعی حقایق (نه کم نه زیاد) و امیدواری و ناامیدی به اندازه و معنادار
• مدیریت شدید و دقیق و بی تعارف هزینه ها! تمرکز بر عملیات اصلی با منابع موجود و پرهیز از توسعه و سناریو بلند مدت
• توجه عمیق به آموزش کاربردی و کوتاه و جمعی
• بستن تصمیمات باز گذشته! هر تجهیزفرسوده، هر انسان بدکارکرد! هر مرکز هزینه بیمنطق، هر رابطه تعارفی و رفاقتی ضررده=حذف
💢
Redundant یا افزونگی برای ایجاد ظرفیت مازاد یا جایگزین در نقشها و سیستمها برای کاهش ریسک با: • نگهداشت نیروی انسانی حیاتی واقعی! و تغییر شکل همکاری با بقیه به شکل هیبرید یا دورکار یا پروژه ای یا فریلنسر
• شفافیت و روراستی با کارکنان و بس! قول و وعده نه! جنگ و دعوا هم نه
• تسویه بدهیهای معوق پر جریمه افزایشی
• ادغام چند واحد کاری کوچک
• ایجاد پروژه های ممکن درآمدزا برای کارکنان قوی به صورت شراکتی
• جریان دادن پول به مراکز هزینه واقعی (مثل استخدام یک کارمند گران قوی بجای چند کارمند ضعیف)
• کم کردن هزینه های روانی با حذف بحثهای بیهوده، مقاومتهای شخصی و احترام به هر نسل و جنس و مهارت.
• اشتراک منابع و اطلاعات با شرکتهای همکار ( یک بزرگ بهتر از چند کوچک است).
💢
Adaptability یا تطبیق پذیری برای اصلاح سریع فرایندها و رفتارها با:
• ساخت چک لیستهای فوری اقتضایی بی نیاز به مجوز اجرا در بحران
• حذف قوانین و فرایند اضافه و ترک وسواس به تبصره و بند
• مستندسازی سریع و دقیق با ابزار ساده و ذخیره در چند فضا و حذف انحصار در فرد و واحد
• جلسات کوتاه با اعداد و ارقام واقعی حتی وخیم!
💢
بدانیم رهبر بحران زودتر از بقیه حقیقت را میپذیرد، سریعتر از بقیه تصمیم میگیرد، کمتر از بقیه حرف میزند، بیشتر از بقیه بار روانی را تحمل میکند، و ثبات روانیش، دارایی استراتژیک در بحران است.سازمان انسان مدار (کانال شخصی دکتر فاطمه قیطرانی)
#انتقال_تجربه
https://t.me/Hrbasedorg