*جنگ شناختی: وقتی ذهن ها و ادراکات ما در نبرد و خطر است!
دیدگاهی کاملا مدیریتی و رفتار شناسی
✍️✍️دکتر فاطمه قیطرانی*
**حتما شما هم در این روزها عبارت "جنگ شناختی" را زیاد شنیدید و آن را معادل جنگ روانی یا جنگ سایبری یا جنگ رسانه ای بدانید. اما این مفهوم بسیار عمیقتر است.
در تعریف، جنگ شناختی یا نبرد شناختی(Cognitive Warfare) ، شکلی پیشرفته از منازعه است که در آن "ذهن انسان" به میدان نبرد تبدیل میشود. برخلاف جنگهای کلاسیک که هدفشان تخریب فیزیکی دشمن است، جنگ شناختی هدفش تغییر نحوه تفکر، ادراک، تصمیمگیری و رفتار جمعیتهای هدف است .
ناتو این پدیده را چنین تعریف میکند: "تلاشی عمدی برای تأثیرگذاری، اختلال یا حفاظت از فرآیندهای شناختی افراد و جوامع" . این مفهوم فراتر از پروپاگاندا و عملیات روانی کلاسیک است، زیرا:
1. همهگیر است: تمام جمعیت را هدف میگیرد، نه فقط نخبگان و تصمیمگیران.
2. فناورانه است: از هوش مصنوعی، کلانداده و الگوریتمها برای شخصیسازی پیامها استفاده میکند.
3. زیرپوستی است: در سطح ناخودآگاه و از طریق سوگیریهای شناختی عمل میکند .
مهندسی رسانه از ابزارهای مهم جنگ شناختی بوده و کارخانه تولید "واقعیت جایگزین" است. مجموعه تکنیکهایی که با ابزارهای رسانهای، "ادراک عمومی" را شکل میدهد و در جنگ 21، این مهندسی به سطحی از پیچیدگی رسیده که میتواند "واقعیتهای موازی" برای جمعیتهای مختلف ایجاد کند.به موارد زیر که بر اساس پژوهشهای میدانی از جنگ روسیه-اوکراین، درگیری اسرائیل-غزه و تنشهای هند-پاکستان، شناسایی شده اند، دقت کنید:
• جعلهای عمیق (Deepfakes) : تولید ویدئوها و تصاویر جعلی با هوش مصنوعی که رهبران را در حال گفتن یا انجام کارهایی نشان میدهند که هرگز رخ نداده است!
• جعل رسانههای معتبر: کپیبرداری از وبسایتهای خبری معتبر با آدرسهای بسیار شبیه!
• ارتشهای بات (Bot Farms):هزاران حساب خودکار کاربری که نظرات و هشتگهای خاصی را بهصورت همزمان و انبوه، منتشر میکنند!
• اخبار جعلی هدفمند: تولید محتوای دروغ برای جمعیتهای خاص با استفاده از دادههای جمعیتی!
• بمباران اطلاعاتی: انتشار حجم عظیم اطلاعات متناقض برای ایجاد سردرگمی و بیاعتمادی!
در جنگهای شناختی، با استفاده از مهندسی رسانه، رهبران کشورها هم به عنوان "مهندسان ارشد شناختی" در نظر گرفته می شوند نه رهبران نه فقط تصمیمگیران نظامی! روایتهایی توسط آنان می تواند در ابعاد زیر تولید شود تا در رسانه های با مهندسی موثر منعکس گردد:
• برجستهسازی "تهدید وجودی یک کشور یا قومیت
• ایجاد دوگانگی "صلحطلب/تهدیدکننده"،
• آرمان سازی و وظیفه سازی فرهنگی/ قومی / قبیله ای در جنگها
• ایجاد مینت ها و خودشیفتگی های جمعی
اما مهم است بدانیم قلب تپنده جنگ شناختی، بهره گیری از یک مبحث بسیار علمی و کار شده در حوزه رفتار شناسی است: سوء استفاده از "سوگیری های شناختی انسان"! همان میانبرهای ذهنی که همه ما انسانها برای ساده سازی در شناخت پدیده ها و حوادث و وقایع استفاده می کنیم و تعبیر و تفسیر ما را از واقعیتها شکل می دهد. همان مبحثی که سالهاست در حوزه رفتار فردی، رفتار سازمانی، رفتار اجتماعی و روانشناسی اجتماعی تدریس می کنیم و تالیف می کنیم و نشر می دهیم!!
برای آشنایی بیشتر، به سوگیری های زیر که عمده استفاده جنگ شناختی از آنهاست، دقت کنید:
• سوگیری تأیید (Confirmation Bias): تمایل به جستجو، تفسیر، ترجیح دادن و به یاد آوردن اطلاعاتی که باورها و فرضیههای موجود ما را تأیید میکنند. در جنگ شناختی اطلاعاتی منتشر می شود که با باورهای قبلی مخاطب همسو است (حتی اگر نادرست باشند) تا این باورها را تقویت کرده و مقاومت در برابر اطلاعات متضاد را افزایش دهند. این امر باعث میشود افراد کمتر به منابع دیگر یا اطلاعاتی که دیدگاهشان را به چالش میکشد، اعتماد کنند.
• سوگیری لنگر انداختن (Anchoring Bias): تمایل به اتکای بیش از حد به اولین قطعه اطلاعاتی که دریافت میکنیم (لنگر) هنگام تصمیمگیری. در جنگ شناختی با ارائه یک قطعه اطلاعات اولیه (مثلاً یک عدد، یک آمار، یا یک ادعا) که اغلب اغراقآمیز یا گمراهکننده است، میتوانند ذهن مخاطب را به سمت آن نقطه هدایت کنند. هر اطلاعات بعدی که ارائه میشود، در مقایسه با آن لنگر اولیه قضاوت میشود و احتمالاً به نظر کمتر شدید یا نامربوط میرسد.
• اثر قاببندی (Framing Effect): نحوهٔ ارائه اطلاعات (قاببندی) میتواند بر نحوهٔ قضاوت و تصمیمگیری افراد تأثیر بگذارد، حتی اگر خود اطلاعات تغییری نکرده باشد. در جنگ شناختی یک رویداد یا موضوع را میتوان به گونهای قاببندی کرد که احساسات خاصی را برانگیزد. مثلاً «تلفات» را «تلفات جانبی» نامیدن، یا یک سیاست را به عنوان «اقدام قاطع برای امنیت» یا «تجاوز به آزادی» معرفی کردن. *
Post #2401
297
- ❤ 1
- 👍 1