کارفرما درگیر، مدیران در ابهام و بی برنامه و سردرگم؛ کارکنان گرفتار در هزینه های بالای زندگی و بی انگیزگی بالا برای ادامه یا رشد؛ شکاف طبقانی سرسام آور و وحشتناک، منش و ادب سازمانی که دیگر نگویم!!!!
📌📌صرفا چند پیشنهاد میدهم ناشی از تجربه و سطح درگیریم در فضاهای اجرایی:
1. مدیریتِ «حال خوب»: وقتی ۴۱٪ نیروی کار غمگین هستند، سیستمهای انگیزشی سنتی به تنهایی کارساز نیست. نیاز به حمایتهای سلامت روان و ایجاد فضاهای ایمن برای تخلیه هیجانات در محیط کار اولویت دارد. تا هر جا میتوانید بودجه تخصیص دهید، نمی توانید، حداقل به سلامت روان کارکنان و مدیران ضربه نزنید.
2. تغییر نقش مدیران: مدیران در ایران بیش از هر زمان دیگری نیاز به «هوش هیجانی» (EQ) و تمرین اصالت و تمامیت دارند. تا بتوانند به عنوان «لنگرگاه» برای کارکنانی عمل کنند که درگیر استرس و تنشهای بیرونی هستند.
3. سادگی در استراتژی: با توجه به آمار پایین تعامل شغلی، تمرکز بر شفافیت و هدفگذاری کوچک و دستیافتنی برای جلوگیری از «فرسودگی شغلی» حیاتی است. کارکنان نیاز دارند در کوتاهمدت موفقیتهای کوچکی را تجربه کنند تا احساس « ارزشمندی و معناداری» آنها در زندگی بازیابی شود و یا حداقل بیش از این پایمال نشود.
4. احترام قبل از محبوبیت: با توجه به این آمار، «احترام» به شخصیت و کرامت انسانی کارکنان، مهمتر از تلاش برای محبوبیت یا رضایتسنجیهای ظاهری است. لازم نیست پیش اونها محبوب باشید کافیه فقط احترام و کرامتشون رو نگه دارید.راهیرا؛ سازمان معناگرا (کانال شخصی دکتر فاطمه قیطرانی)
#از_انتقال_تجربه_به_خلق_معنا
https://t.me/Hrbasedorg