قرار نیست برای باز شدن راه نسل تازه، زحمت نسلهای قبلی را انکار کنیم. اما احترام به آنها هم نباید به این معنا باشد که تصمیمگیری همیشه در اختیار همان افراد و همان نگاهها بماند. به نظرم، بحث انتقال نسل از همینجا شروع میشود.
بخشی از نسلهای متولد دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ و حتی ۱۳۵۰، در فضایی رشد کردند که مارکسیسم و مواجهه با آن مسئله مهمی بود؛ حتی اگر مارکسیست نبودند، دنیا را در نسبت با آن میدیدند. بعضی از کسانی که در دوران جنگ سرد در غرب درس خواندند، هنوز با نگاه دوقطبی به جهان نگاه میکنند. برخی هم در فضای پس از جنگ سرد تحصیل کردند و همچنان به تصوری از نظم لیبرال وفادارند که در آن دوره آموختند. عدهای نیز هنوز پاسخ مسائل تازه را در مرزبندیهای ایدئولوژیک گذشته جستوجو میکنند. مسئله، درس خواندن در غرب یا اعتقاد به یک نظریه نیست؛ مسئله، توانایی بازنگری در آن چیزی است که قبلاً آموختهایم.
در برخورد با پیشینیان، این دعای قرآن یادآوری خوبی است:
«رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا» سوره حشر، آیه ۱۰
یعنی: «پروردگارا، ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتهاند بیامرز و در دلهایمان نسبت به مؤمنان کینهای قرار مده.»
میشود کینه نداشت، زحمتها را دید و در عین حال نقد کرد. کسانی از این نسلها که سالها مسئولیت داشتهاند، فرصت اجرای فکر و روش خود را پیدا کردهاند و کارنامهشان پیش روی جامعه است. تجربه و مشورتشان ارزش دارد، اما این با ادامه همیشگی حضورشان در تصمیمگیری فرق میکند.
واقعیت این است که جهان امروز نه جهان دوقطبی دوران جنگ سرد است و نه جهان تکقطبی دهه ۱۹۹۰. ما با محیط بینالمللی پیچیدهتری مواجهیم که در آن رقابت ژئوپلیتیکی، وابستگی متقابل اقتصادی، فناوریهای نوین، هوش مصنوعی و بازآرایی زنجیرههای جهانی تولید و تجارت، همزمان بر منافع ملی کشورها تأثیر میگذارند.
جنگ علیه ایران نیز نشان داد که ماهیت جنگ، تهدیدات امنیتی و مناسبات قدرت تا چه اندازه تغییر کرده است. دیگر نمیتوان صرفاً با مفاهیم، ابزارها و شیوههای تصمیمگیری گذشته به مسائل امروز پاسخ داد. مواجهه با تهدیدات جدید، از جنگهای فناورانه و اطلاعاتی گرفته تا فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک، نیازمند دانش روز، شناخت واقعبینانه جهان و بازنگری جدی در روشهای سیاستگذاری است. نمیتوان انتظار داشت که اندیشهها و ابزارهایی که برای جهان چند دهه پیش شکل گرفتهاند، بهتنهایی پاسخگوی مسائل پیچیده امروز باشند.
البته هر جوانی نگاه تازه ندارد و هر فرد مسنتری هم در گذشته نمانده است. انتقال نسل فقط پایین آوردن میانگین سن مدیران نیست؛ فرصت دادن به دانش، نگاه و توانایی تازه است. پیگیری منافع ملی در شرایط جدید، شناخت تازه میخواهد. تجربه پیشینیان باید به این مسیر کمک کند، نه اینکه جای فرصت نسلهای بعد را بگیرد.
Post #1167
2.88K
- ❤ 34
- 👍 10
- 👏 4
- 👎 1