این کانال به موضوعاتی درباره هوش مصنوعی و فناوری اطلاعات در سلامت و انفورماتیک پزشکی میپردازد. ایده ها ، دوره ها و اطلاعات مرتبط در این حوزه با شما دوستان به
اشتراک گذاشته میشود.
https://mehrdadhasanzade.ir
آیدی ادمین:
@zmehrdada(مهرداد حسن زاده)
Post #732
1.98K
چرا با بیشتر شدن دسترسی به ایجنتهای برنامهنویسی، کوچکتر شدن تیمها، و کم شدن فاصله تخصص، هنوز هم ساختن یک بیزینس مثل GapGPT و امثالهم هنوز چالش برانگیزه ؟
من این سؤال رو وقتی عمیقتر فهمیدم که پروژهی عینک نابینایان رو توسعه میدادم.
اون موقع فکر میکردم وقتی محصول تموم بشه، عملاً کار اصلی هم تموم شده و فقط باید بره سمت فروش.
اما بعد از اتمام پروژه، وارد مرحلهای شدم که تازه فهمیدم چرا هر کسی نمیتونه استارتاپ یا بیزینس لانچ کنه.
البته واقعیت اینه که شرایط کشورمون خودش این مسیر رو چند برابر سختتر و فرسایشیتر میکنه؛ چیزی که نمیشه انکارش کرد.
اما جدا از اون، ساختن یک محصول تازه فقط شروع ماجراست.
توی این عصر، که فاصلهی بین ایده تا ساخت خیلی کمتر شده، رقابت تازه از جایی شروع میشه که محصول آماده میشه.
چیزی که توی این مسیر برای من پررنگتر شد، اینها بود:
- مهارت ارائه دادن و پرزنت کردن
- شبکهسازی واقعی
- ادامه دادن و بهتر کردن محصول
- مارکتینگ
- پیدا کردن مدل فروش مناسب برای بازار هدف
- و خلاقیت در فروش
بعد از رسانهای شدن محصول، چند رقیب دیگه هم پیدا شدند.
و چیزی که باعث شد محصول ما هنوز هم سر پا بایسته، فقط «خوب بودنِ محصول» نبود؛
بلکه نوع پرزنت و اقدام بهموقع برای فروش بود.
از اون طرف، توی این مسیر خیلی زود با یک واقعیت روبهرو شدم:
شبکهسازی، برخلاف چیزی که در ظاهر توی لینکدین و اینستاگرام دیده میشه، واقعاً میتونه مسیر رو چند برابر کوتاهتر کنه.
البته بین شبکهسازی و پارتیبازی تفاوت زیادی هست؛ و من متأسفانه ( و خوشبختانه) هر دو رو از نزدیک لمس کردم و تفاوتشون رو کاملاً دیدم.
یه جاهایی، زودتر ارائه دادن و اولین بودن، رمز پیروزی بود.
یه جاهایی هم، بهتر بودن و یک قابلیت خاص داشتن، مسیر رو باز میکرد.
یکی از مهمترین چیزهایی که توی این یک سال فهمیدم اینه که بیزینس و کارآفرینی، خیلی پیچیدهتر از چیزیه که بیرون دیده میشه.
این مسیر صبر میخواد، حوصلهی دردسر میخواد، تحمل ابهام میخواد، و مهمتر از همه، تحمل ناپایداری.
و راستش محیط واقعی، خیلی با اون فضای گوگولیِ اینستاگرام، کتابهای رنگیپنگی، و شعارهای خوشگل لینکدینی فرق داره؛ مخصوصاً در بازار ایران.
گاهی حمایتها فقط در حد حرف میمونن.
گاهی دایرهی ارتباطات، چیزی نیست که فکر میکردی.
حتی بعضی آدمها که تصور میکردی در شبکهات گاها کلاً جایگاهی برای حسابکردن ندارند.
و برعکس، گاهی یک آدم خیلی ساده — حتی کسی که اصلاً به چشم نمیاد — میتونه یک حلقه مهم از شبکهسازی رو برات بسازه.
چیزی که برای من کاملاً روشن شد اینه که همه آدمها برای این مسیر ساخته نشدن.
این به معنی برتری یک گروه نسبت به گروه دیگه نیست.
بیشتر به این برمیگرده که هر کسی ارزش زندگیش رو کجا میبینه و میخواد وقت، انرژی و صبرش رو کجا خرج کنه.
یه نکته مهم دیگهای هم که توی این مسیر یاد گرفتم، آشنایی با نظریه اقتضا بود.
خیلی از متدها و فرمولهایی که از پستهای اینستاگرامی یا بعضی کتابها یاد گرفته بودم، با کلی ذوق روی بیزینس پیاده کرده بودم.
اما بعد دیدم آدمهایی وجود دارن که حتی ذرهای از این فرمولها رو بلد نیستن، ولی راحت فروش دارن و خیلی سریع به درآمد بالا میرسن.
و از اون طرف، بعضی استارتاپها با اینکه همهچیزشون «درست» به نظر میرسه، تازه درگیر مذاکره و جذب سرمایهگذارند.
البته منظورم این نیست که این نکات بیفایدهان.
نه.
فقط میخوام بگم فرمول ثابت و قطعیای برای موفقیت وجود نداره.
چون اگر چنین فرمولی وجود داشت، همه همون مسیر رو میرفتن و نتیجه هم معلوم بود.
بعضی از فرمولهای اینستاگرامی و لینکدینی، حتی اگر علمی و مقالهمحور هم باشند، الزاماً در دنیای واقعی جواب نمیدن.
و گاهی دقیقاً همون چیزی که فکر میکنی برای کارت جواب نمیده، نقطهی رشدت میشه.
➖➖➖➖➖➖
🔺 @hitwithit
🔻 مهرداد حسن زاده
من این سؤال رو وقتی عمیقتر فهمیدم که پروژهی عینک نابینایان رو توسعه میدادم.
اون موقع فکر میکردم وقتی محصول تموم بشه، عملاً کار اصلی هم تموم شده و فقط باید بره سمت فروش.
اما بعد از اتمام پروژه، وارد مرحلهای شدم که تازه فهمیدم چرا هر کسی نمیتونه استارتاپ یا بیزینس لانچ کنه.
البته واقعیت اینه که شرایط کشورمون خودش این مسیر رو چند برابر سختتر و فرسایشیتر میکنه؛ چیزی که نمیشه انکارش کرد.
اما جدا از اون، ساختن یک محصول تازه فقط شروع ماجراست.
توی این عصر، که فاصلهی بین ایده تا ساخت خیلی کمتر شده، رقابت تازه از جایی شروع میشه که محصول آماده میشه.
چیزی که توی این مسیر برای من پررنگتر شد، اینها بود:
- مهارت ارائه دادن و پرزنت کردن
- شبکهسازی واقعی
- ادامه دادن و بهتر کردن محصول
- مارکتینگ
- پیدا کردن مدل فروش مناسب برای بازار هدف
- و خلاقیت در فروش
بعد از رسانهای شدن محصول، چند رقیب دیگه هم پیدا شدند.
و چیزی که باعث شد محصول ما هنوز هم سر پا بایسته، فقط «خوب بودنِ محصول» نبود؛
بلکه نوع پرزنت و اقدام بهموقع برای فروش بود.
از اون طرف، توی این مسیر خیلی زود با یک واقعیت روبهرو شدم:
شبکهسازی، برخلاف چیزی که در ظاهر توی لینکدین و اینستاگرام دیده میشه، واقعاً میتونه مسیر رو چند برابر کوتاهتر کنه.
البته بین شبکهسازی و پارتیبازی تفاوت زیادی هست؛ و من متأسفانه ( و خوشبختانه) هر دو رو از نزدیک لمس کردم و تفاوتشون رو کاملاً دیدم.
یه جاهایی، زودتر ارائه دادن و اولین بودن، رمز پیروزی بود.
یه جاهایی هم، بهتر بودن و یک قابلیت خاص داشتن، مسیر رو باز میکرد.
یکی از مهمترین چیزهایی که توی این یک سال فهمیدم اینه که بیزینس و کارآفرینی، خیلی پیچیدهتر از چیزیه که بیرون دیده میشه.
این مسیر صبر میخواد، حوصلهی دردسر میخواد، تحمل ابهام میخواد، و مهمتر از همه، تحمل ناپایداری.
و راستش محیط واقعی، خیلی با اون فضای گوگولیِ اینستاگرام، کتابهای رنگیپنگی، و شعارهای خوشگل لینکدینی فرق داره؛ مخصوصاً در بازار ایران.
گاهی حمایتها فقط در حد حرف میمونن.
گاهی دایرهی ارتباطات، چیزی نیست که فکر میکردی.
حتی بعضی آدمها که تصور میکردی در شبکهات گاها کلاً جایگاهی برای حسابکردن ندارند.
و برعکس، گاهی یک آدم خیلی ساده — حتی کسی که اصلاً به چشم نمیاد — میتونه یک حلقه مهم از شبکهسازی رو برات بسازه.
چیزی که برای من کاملاً روشن شد اینه که همه آدمها برای این مسیر ساخته نشدن.
این به معنی برتری یک گروه نسبت به گروه دیگه نیست.
بیشتر به این برمیگرده که هر کسی ارزش زندگیش رو کجا میبینه و میخواد وقت، انرژی و صبرش رو کجا خرج کنه.
یه نکته مهم دیگهای هم که توی این مسیر یاد گرفتم، آشنایی با نظریه اقتضا بود.
خیلی از متدها و فرمولهایی که از پستهای اینستاگرامی یا بعضی کتابها یاد گرفته بودم، با کلی ذوق روی بیزینس پیاده کرده بودم.
اما بعد دیدم آدمهایی وجود دارن که حتی ذرهای از این فرمولها رو بلد نیستن، ولی راحت فروش دارن و خیلی سریع به درآمد بالا میرسن.
و از اون طرف، بعضی استارتاپها با اینکه همهچیزشون «درست» به نظر میرسه، تازه درگیر مذاکره و جذب سرمایهگذارند.
البته منظورم این نیست که این نکات بیفایدهان.
نه.
فقط میخوام بگم فرمول ثابت و قطعیای برای موفقیت وجود نداره.
چون اگر چنین فرمولی وجود داشت، همه همون مسیر رو میرفتن و نتیجه هم معلوم بود.
بعضی از فرمولهای اینستاگرامی و لینکدینی، حتی اگر علمی و مقالهمحور هم باشند، الزاماً در دنیای واقعی جواب نمیدن.
و گاهی دقیقاً همون چیزی که فکر میکنی برای کارت جواب نمیده، نقطهی رشدت میشه.
➖➖➖➖➖➖
🔺 @hitwithit
🔻 مهرداد حسن زاده
- ❤ 26
- 🔥 1



