📗 میهمان
👤آلبر کامو
روایتی در شمال سرد و خشن الجزایر که انسان را میان مسئولیت اخلاقی و واقعیت سیاسی گرفتار میکند. دارو، معلمی تنها در مدرسهای دورافتاده، مأمور میشود یک عربِ متهم به قتل را تحویل مقامات بدهد. او نه قاضی است و نه مأمور دولت؛ فقط انسانی است که میان دلرحمی و وظیفه سرگردان مانده. زمستان سخت و سکوت پهنهٔ بیابان این کشمکش درونی را تشدید میکند.
دارو برخلاف دستور، زندانی را نمیبندد و با احترام با او رفتار میکند. در نیمهٔ راه، مردد میایستد و آزادی انتخاب را پیش پای متهم میگذارد: راه شهر و زندان، یا مسیر جنوب و رهایی احتمالی. اما زندانی بیدرنگ راه شهر را انتخاب میکند تصمیمی غریب که مرز میان گناه سرنوشت و ترس را درهم میریزد
وقتی دارو به مدرسه بازمیگردد، روی تخته تهدیدی میبیند: به برادرت خیانت کردی. نوبت توست. پایان سرد و تکاندهندهٔ داستان نشان میدهد که نیت خوب همیشه نتیجهٔ خوب نمیآورددر دل نزاعهای قومی و سیاسی حتی بیطرفی نیز میتواند جرم محسوب شود «میهمان» روایت انسان تنهای اخلاقی است که میخواهد درست رفتار کند اما درمییابد جهان راهی برای مجازات تردید و مهربانی دارد.
#ادمینپیج
Post #9801
435

- ❤ 10
- 👍 1