1⃣
🔖موضوع این گفتگو اروس یا عشق است و این اثر مهمترین اثر افلاطون در زمینه عشق است. اثر دیگر افلاطون درباره عشق که با ضیافت هم در پیوند است فایدروس است.
همچنین این رساله پیوندهایی هم با رساله فایدون دارد. ترجمه تحتاللفظی سمپوزیوم (به یونانی: سیمپوسیون) «همنوشی، همگساری، همپیالگی» است.
این گفتگو از گفتگوهای سقراطی افلاطون میباشد که در آنها سقراط چهره اول آن است. این رساله روایتی است که در بخشی از آن خواننده شاهد گفتگوی بازیگران آن با یکدیگر است.
بریدههایی از کتاب ضیافت افلاطون
📌هیچکس حق ندارد راضی شود که در گمراهی و نادانی بماند و نیز کسی نباید حقیقت را پنهان کند.
📌آنگاه ادامه داد و گفت که: عشق نه زیباست و نه نیکو. از او پرسیدم که تو ای دیوتیما، آیا گمان میکنی که عشق بدی و زشتی است؟ گفت: خاموش. مگر لازم است آنچه زیبا نیست، زشت باشد؟ مگر نمیدانی که میان دانایی و نادانی فاصلهیی وجود دارد؟ من گفتم آن فاصله کدام است؟ گفت: باور درستی که نتواند منطق خود را اثبات کند، دانایی نیست، امّا چون شناخت به حقیقت است، نادانی هم نمیباشد و این فاصلهی میان دانایی و نادانی است.
📌عشق عبارت است از اشتیاقِ بدست آوردنِ خوبی برای همیشه.
📌به سعادت کسی جز پس از مرگ نمیتوان حکم کرد. من تو را از خوشبختها نشمردم. برای این که نمیدانم در آینده به سرت چه میآید
📌هنوز نوع بشر معنیِ توانایی و قدرت عشق را ندانسته، اگر میدانست سراسر زمین را «پرستشگاه عشق» میساخت، تا با شکوهترین شعائر و مراسم، هدیههای خویش را تقدیم و تقدیس نامش گرداند. و قربانیها نیازش سازد. زیرا وی از سزاوارترین خدایان است که باید پرستیده شود و نشده.
📌کسی خواهان چیزی است که آن را ندارد. اگر داشته باشد، خواستن و طلب کردن آن معنی و مفهومی ندارد.
📌شخص نادان هم به تحصیل دانش نمیپردازد. زیرا خود را دانا میشمارد و بدبختی افراد نادان در همین است
📌هر کس در دنیا بزرگ و نامی میشود دربارهی او افسانه میسازند
📌مفهوم و معنی عشق به طور کلّی عبارت است از: هر گونه تلاش و کوشش برای رسیدن به خوبی و خوشبختی و این بالاترین هدف و غایت هر کس است، اما کسانی که از راههای دیگر به سوی این هدف گام برمیدارند، عاشق خوانده نمیشوند، خواه از راه اندوختن مال و ثروت باشد و خواه ورزش و یا کسب حکمت و معرفت. تنها به کسی عاشق میگوییم که از یک راه بهخصوص برود و فقط این عده عاشق نامیده میشوند.
⤵️
Post #962
80