استرابون مینویسد: «ایرانیان دانشمندترین مردان را برای آموختن دانشها به کار میگیرند که افسانههای آموزنده را با درس میآمیزند و با سخنانی که گاهی با آهنگ همراه است، کارهای یزدان و مردان نامور را توصیف میکنند.»
از این جمله بودند نبردهای پهلوانی کوروش بزرگ. از جمله دربارهٔ نیای بزرگ کوروش، هخامنش که از نژاد اصیل پارسی پدید آمده بود. بدیهی است تاریخ به معنایی که ما امروز آن را به عنوان یک دانش میشناسیم، نزد ایرانیان وجود داشت و نه نزد هیچیک از ملتهای شرق. تاریخ دستور و روش کار پادشاهان باستان بود که گذشته از افسانهها، سالنامههای درباری را نیز داشت. هدف این تاریخها سالنامههای شاهی بود که پس از چندی به سنت موبدان زردشتی نیز آراسته شد.
خواندن این تاریخهای شاهان در همان دورهٔ هخامنشیان یک رسم بود.
بزرگانِ لشکر همیراندند
سخنهایِ شاهان همیخواندند
همان نیز داننده مردِ کهُن
که از پادشاهان گزارد سخُن
نبشته یکی دفتر آرد مرا
بدان درد و سختی سر آرد مرا
ولفگانگ کناوت (۲۵۳۵)، آرمانِ شهریاری ایرانِ باستان از کسنفن تا فردوسی، با همکاری و ترجمهٔ سیفالدین نجمآبادی، تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و هنر، ص ۱۴۱
Post #9494
2.02K