یکم آبان روز ملیِ نثر پارسی
تاریخ بیهقی با بهره گیری از جوهرِ نظم، نمونهای از نثرِ ادبی با کلامی آهنگین و زیباست، و این زیبایی نه حاصلِ گزارهی خبری که منتقل میشود، بلکه نتیجهی بکارگیریِ ابزار نظام آفرینی است که ذهنِ خلاق و سنت شکنِ بیهقی برای خروج از دایرهء واژگانِ رایج در زبانِ ارتباطی و قدم برداشتن به سوی زبانی برجسته دارد. چنانکه وی، دست به واژه آفرینی زده و ترکیبات و کلماتِ بسیار ناب، خوش آهنگ و در عینِ حال تاثیر گذار خلق کرده که حاکی از گستردگیِ دایرهی واژگانِ این نویسنده است. از جمله گونههای توازنِ واژگانی، توازنِ واجی و توازنِ نحوی. در ارتباط با ادبیات و توانش ادبیِ یک اثر، والتر بنیامین، اصطلاحِ منشِ بیانگریِ زبان را در مقابلِ منشِ ارتباطیِ آن مطرح کرد، به نظرِ او زبانِ ادبی در حدِ ارتباطِ کلامی، محدود و محصور نمیماند چون ساز و کاری دارد که ما را فراتر از انتظارهای معنایی، به قلمروِ معنای درونی دعوت میکند، معناهایی که در صورتِ دانسته شدن، به ارتباطِ انسانی، شکل کاملتر میدهد. به زعمِ وی ورود به زبان به ساحتِ بیانگری، خود خالقِ یک اثر ادبی است، اتفاقی که در موردِ زبان و سبکِ بیانِ بیهقی در تاریخ اش رخ داده... علاوه بر معنای ظاهریِ کلمات، که در حالِ گزارش و روایتاند با معناهای دیگری هم روبهروایم که در عینِ پنهان بودن، آشکار و قابل درکاند. معناهای ویژهایی که تشکیلدهندگانِ اصلیِ هویتِ تاریخِ بیهقی و نویسنده آن هستند.
به عنوان نمونه، گزارشِ سیلِ غزنه در هزار سال پیش که از توصیفِ بارانکی خُرد آغاز میشود تا دلهرهی سیلاب و خودِ سیلاب تا از پا افتادگیاش، یکی از زیباترین توصیفهای سیل در ادبیاتِ فارسی است.
☆«روز شنبه نهم ماهِ رجب میان دو نماز، بارانَکی خُرد خُرد میبارید چندان که زمین، تَرگونه میکرد و گروهی از گلهداران در میان رود غزنین فرود آمدند. هرچند گفتند از آنجا برخیزید که مُحال بوَد بر گذرِ سیل بودن، فرمان نمیبردند، تا باران قویتر شد، کاهلوار برخاستند و خویشتن را به پای آن دیوارها افگندند. و آن هم خطا بود، که بر راهِ گذر سیل بودند. پاسی از شب بگذشته سیلی در رسید که اقرار دادند پیرانِ کهن که بر آن جمله یاد ندارند. و درختِ بسیار از بیخ بِکنده میآورد و مغافضه [به ناگاه] در رسید، گلّهداران بجَستند و جان گرفتند. بسیار کاروانسرای که بر رستهی وی بود ویران کرد و بازارها همه ناچیز شد و آب تا زیرِ قَلعَت آمد. و این سیلِ بزرگ مردمان را چندان زیان کرد که در حسابِ هیچ شمارگیر نیاید. و از چند ثقهی زاولی شُنودم که پس از آنکه سیل بنشست، مردمان زر و سیم و جامهی تباهشده مییافتند، که سیل آنجا افگنده بود و خدای عزَّوجل تواند دانست که به گرسنگان چه رسید از نعمت.»
#دیبایدیداری، متن کامل تاریخ بیهقی، ابوالفضل محمدبن حسین بیهقی، به تصحیحِ دکتر محمد جعفرِ یاحقی، مهدی سیدی، صص ۲۵۹ - ۲۶۱
https://t.me/hezar_khom/9198?single
Post #9201
810
- ❤ 15
- 👍 1
- 👏 1