8⃣🔃
در گذشته، با طلا میشد تقریباً هر چیزی را خرید، اما ارزشهای دیگری هم در کار بودند: به فکر دیگران بودن و صداقت، نام نیکی از خود بر جای گذاشتن و شرف چیزهایی بودند که آدمها با هیچ گنجینهی مادی دیگری آن را عوض نمیکردند. در این زمانهی دیوانهوار پی پول دویدن، ظاهراً دیگر نهی و منعی بر جای نمانده است. همهی معیارهای صداقت و همهی اصول اخلاقی ما از پایه سست شدهاند.
📄 صفحات ۱۱۱ - ۱۱۲
یک رابین هود تحملکردنی است، ولی شایستهی باقی ماندن در افسانهها. اما جهانی که در آن رابین هود پشت سر هر صندوقدار مغازهای یا هر باجهی بلیطفروشی یا هر باجهی بانکی کمین کرده است، جهانی که در آن چنین مردمانی میخواهند در خدمت ما باشند، میخواهند ما را از جایی به جای دیگر ببرند یا سرگرممان کنند - چنین جهانی تحملکردنی نیست.
📄 صفحه ۱۱۲
آن رکود اقتصادی اوایل دههی سی به پدران ما حالی کرد که افراد وقتی به فقر و فاقه میافتند، بیکار میشوند و گرسنه میمانند، همه بیپناهند. قوانین نورنبرگ، محاکمههای مسکو، آشویتس و وورکوتا چشم نسل ما را بر بیپناهی استیصالآمیز افرادی گشود که در کشوری با رژیم جنایتکار و تبهکار استبدادی و توتالیتری زندگی میکنند. آن ایمان بیپایهی نسل پیشین به رشد اقتصادی نامحدود به نومیدی گرایید، درست همانطور که اعتقاد سادهلوحانهی نسل ما به اینکه جامعه را باید در مسیری اتوپیایی از نو سازماندهی کرد. هر نسلی دلش میخواهد فکر کند که تجربهاش منحصر به فرد و دستاوردها و مصیبتهایش دورانساز و بیسابقه هستند.
📄 صفحات ۱۱۵ - ۱۱۶
هیچ یک از جنایتهای مدرن علیه بشریت - محاکمههای نمایشی، حکمهای از پیش آماده برای محکوم کردن آدمهای بیگناه به مرگ، بیگاری بردهوار، اعدامهای دستهجمعی، و قتلعام ملتها - جنایتهایی تازه با ابداع شده در این قرن نیستند. به هر دورهی تاریخی که بنگریم همینها را میبینیم.
دادگاههایی که سقراط، یان هوس، جرونیم پراگی، جوردانو برونو، کامی دمولن، ماری آنتوانت، یا درِفوس را محاکمه کردند، و نیز هزاران محکمهای که بدعتگذاران، مخالفان مذهب رسمی، یا دیگر «خائنان» و اصلاحطلبانی از این دست را به مرگ محکوم کردند در جستوجو و خواهان حقیقت نبودند.
آنها هیچ تلاشی به خرج ندادند تا شرایط واقعی این محکومان را بفهمند چه رسد به این که بخواهند به عدالت داوری کنند واین شرایط را بسنجند. آنها صرفاً در پی حمایت از ساختار قدرت موجود بودند و کسانی را که این ساختار انگشت روی آنها میگذاشت مجازات میکردند.
آنها چنین اشخاصی را بیرحمانه مجازات میکردند تا درس عبرتی باشد و رعب و وحشت در دل هر کسی بیندازد که به خودش جرئت میدهد افکار مستقل و ناهمخوان با ساختار قدرت را پی بگیرد. آنها پیش از آنکه بدانند اصلاً نزاع بر سر چیست، و پیش از آنکه حتی نگاهی به اسناد و مدارک، یا چهرهی متهم بیندازند میدانستند که حکمشان چیست (موضوع مورد نزاع نمیتوانست حتی بر زبان بیاید چه رسد به اینکه بخواهد مورد بررسی قرار گیرد.)
📄 صفحه ۱۱۶
هرگز نباید فراموش کنیم که تاریخ قبیلهی انسانی بیرحمانه است. و باید متوجه باشیم که آنچه فرهنگ، تمدن، اومانیسم یا قانونمداری مینامیم جز پوستهای برای پوشاندن جوهر و ذاتی خونین نیست. سادهلوحانه است اگر باور بیاوریم که نیروهای تعیین کنندهی رفتار بشری در طول قرنها اکنون رام و مهار شدهاند چون ما «دستکم تا حدودی» تشخیص دادهایم که این نیروها کدامند و نامی هم به آنها دادهایم و با این همه این چند نسل اخیر باز تسلیم این توهم شده است که نوع بشر پا به دوران تازهای گذاشته است، دوران وفور مادی و معنوی، دورانی که در آن آرمانهای اعلام شده (و افشاشده) در طول دههها، اگر نگوییم در طول قرنها - آرمانهایی نظیر عشق، برادری، برابری در برابر قانون و آزادیهای اساسی مدنی - سرانجام جان گرفتهاند و دیگر کسی نیست که جرئت کند علناً به آنها پشت پا بزند.
📄 صفحه ۱۱۷
همهی دولتهای مدرن قدرتمند هستند، خصوصاً دولتهای توتالیتر که نه تنها سلاحهایی با قدرت جداً هولناک در اختیار آنهاست بلکه ابزارهای تسلط بر اقتصاد و افکار را هم در دست دارند؛ و شهروندان، که فقط یک برگ رأی دارند و یک حق ابراز عقیدهی صوری، و نظری دربارهی چگونگی ادارهی دولت، بیقدرت.
📄 صفحه ۱۱۸
و چه میتوان گفت از ترس نفسگیر هر صبحدم خاموشی که در آن قاتلان مزدور و جلادان قدرت بیمهار توتالیتری به جستوجوی خانهها میرفتند: در ایتالیای فاشیستی، در آلمان نازی، در اسپانیای فرانکو، در شوروی استالینی، در بوهمیا و موراویای تحتالحمایه، در پاراگوئه، آرژانتین، اوگاندا، شیلی، ایران، چین، یمن، اتیوپی، اندونزی، پرو، کوبا، افغانستان، و کامبوج؟
📄 صفحه ۱۲۱
📗#روحپراگ
👤#ایوانکلیما
🔁 #خشایاردیهیمی
💎#ادمبنپبج
https://t.me/hezar_khom/8766
8⃣🔃
Post #8772
561