🔟🔃
فکر می کنم انسانی که کاتولیک نباشد، در نظر بلوترت وجود خارجی ندارد.
همیشه فکر می کردم اگر مجازات اعدام وضع می شد، او از اعدام تمام مردم غیر کاتولیک دفاع می کرد.
صفحه ۱۴۶
#عقاید_یک_دلقک
#هاینریش_بل
من به ماری علاقه ی زیادی دارم، و این جمله ی او به هنگام خداحافظی که من باید به راهی بروم که اعتقاد به صحت آن دارم، من را به یاد خداحافظی مسیحیان قدیم که در راه ایمان و اعتقاد، خود را به چنگال حیوانات درنده و وحشی می سپردند می اندازد.
صفحه ۱۴۷
#عقاید_یک_دلقک
#هاینریش_بل
به نظرم صاحب کارها اعصاب قوی دارند و از موقعیت اقتصادی خوبی نیز برخوردار هستند. واژه هایی چون “حساسیت روح هنرمند” برای آنها چیزی مثل سهام آبجوسازی دورتموند است، و از نظر آنها هر گونه تلاش در جهت بحثی جدی درباره ی هنر و هنرمند اتلاف وقت است.
آنها به خوبی می دانند که یک هنرمند بی وجدان هزار بار بیشتر از یک مدیر برنامه ی با وجدان، انصاف و وجدان دارد. اما آنها سلاحی در اختیار دارند که کمتر کسی قادر به مقابله با آن است: آنها بهتر از هر کس می دانند که یک هنرمند اصلا کار دیگری به غیر از پیشه ی خود بلد نیست انجام دهد.
صفحه ۱۵۰
#عقاید_یک_دلقک
#هاینریش_بل
از نظر صاحب کارها، یک هنرمند همچون زنی است که غیر از ابراز محبت نسبت به مردان کار دیگری بلد نیست و برای رسیدن به هدفش حاضر به نجام هر کار غیر اخلاقی است.
بنابراین هنرمند و زن، مناسب ترین وسیله برای استثمار هستند و مدیران هم نقش دلال محبت زنان فاحشه را بازی می کنند.
صفحه ۱۵۰
#عقاید_یک_دلقک
#هاینریش_بل
برای مردم چیزی بدتر از این نیست که دلقکی سعی کند ترحم آنها را به خود جلب کند. این درست مثل یک پیشخدمتی است که روی صندلی چرخدار برای شما آبجو سرو کند.
صفحه ۱۵۳
#عقاید_یک_دلقک
#هاینریش_بل
تصور اینکه ماری هر روز صبح سر ساعت خاصی با تسوپفنر صبحانه می خورد و بعد تسوپفنر سوار ماشین خود می شود و به اداره ی کاتولیک ها می رود، مرا نیز معتقد و متدین می کرد.
دعا می کردم تا هرگز فرصت صبحانه خوردن با تسوپفنر را پیدا نکند.
صفحه ۱۵۷
#عقاید_یک_دلقک
#هاینریش_بلمن یکی از کارگران صحنه را می شناختم که یک بار هنگام انجام خدمت سربازی از یک برلینی رو دست خورده بود و از آن موقع به بعد با تمام مردان و زنان برلینی رفتار خصمانه ای داشت و همه را با یک چوب می راند.
صفحه ۱۶۴
#عقاید_یک_دلقک
#هاینریش_بل
من از گفتگو با آلمانی های نیمه مست که از گروه سنی خاصی هستند هراس دارم چون آنها فقط درباره ی جنگ حرف می زنند و نظرشان این است که جنگ پدیده ای بی نظیر و با شکوه بوده، و وقتی آنها کاملا مست هستند معلوم می شود که همه شان جنایتکار و قاتل هستند و کشتار انسان ها را چیز زیاد مهمی نمی دانند.
صفحه ۱۶۵
#عقاید_یک_دلقک
#هاینریش_بل
زومرویلد: شما دلقک خوبی هستید اما از علوم دینی سردر نمی آورید.
گفتم: اما از علوم دینی همین قدر سرم می شود که شما کاتولیک ها در برابر فردی بی اعتقاد مثل من همان قدر سرسخت هستید که جهودها در برابر مسیحی ها، و مسیحی ها در مقابل کسانی که کافر هستند.
صفحه ۱۷۳
#عقاید_یک_دلقک
#هاینریش_بل
اگر ماری خودش واقعا دوست داشت پیش من بماند، آن وقت هیچ کس نمی توانست او را مجبور به ترک من کند.
صفحه ۱۷۴
#عقاید_یک_دلقک
#هاینریش_بل
شما می توانید زنی را بدون اینکه با او زندگی کنید دوست داشته باشید و به او عشق بورزید.
صفحه ۱۷۷
از هر چهت ظرفیت این را دارم که به موضوعی که برایم قابل درک نیست احترام بگذارم.
صفحه ۱۷۷
من فقط این اشتباه بزرگ شما را نمی توانم بپذیرم که به دختر جوانی که دوست ندارد به صومعه برود، مریم باکره را به عنوان سرمشق و نمونه برایش معرفی می کنید.
صفحه ۱۷۷
مسئله ای که منجر به تولید یک بچه می شود موضوعی نسبتا بی پرده و صریح است، اما اگر دلتان بخواهد می توانیم درباره ی لک لک ها با هم حرف بزنیم.
اما هر آنچه شما در موعظه هایتان در مورد این مسئله صریح زیر گوش مردم می خوانید، چیزی جز چاپلوسی و ریا نیست.
صفحه ۱۷۸
شما تصور می کنید که “نیاز جسمی” یک کثافتکاری خلاف قانون و اخلاق است که بر خلاف طبیعت و تنها به منظور دفاع از خود در زندگی زناشویی به کار گرفته می شود و با این خیال واهی نیاز جنسی را از جنبه ی دیگر قضیه که با آن ارتباط تنگاتنگ و عمیقی دارد و پیچیده تر نیز هست، جدا می سازید.
اما حتی زنی که به اجبار تن به تقاضای شوهرش می دهد و یا دائم الخمری که برای رفع نیاز نزد فاحشه ای می رود، گوشت صرف نیستند و در وجود آنها نیز چیزی وجود دارد که در ارتباط با جسم چیزی را تشکیل می دهد که شما قادر به درک چند و جون آن نیستید.
صفحه ۱۷۸
📚https://t.me/Ketab_Khom/5?single
Post #68
448