درباره کتاب تکه هایی از یک کل منسجم
شاید زندگی پیدا کردن بخشهایی از خودمان در تکهتکههایی از یک کُلِ منسجم است.
پیدا کردنی که بهاندازهی یک عمر طول میکشد.
و تکههایی که همهجا حضور دارند و فقط کافی است ما در مسیرشان قرار بگیریم، آن وقت اگر هشیار باشیم، شاید بخشهایی از خودمان را ببینیم. بخشهایی از خودمان را در رابطهها و در آدمهایی که تجربه میکنیم، در موقعیتهایی که قرار میگیریم، در فیلمهایی که میبینیم، در تاریخی که مرور میکنیم و حتی در کوچهای که هیچ عابری ندارد و باد درختهایش را بدون حضورِ تماشاچیان نوازش میکند.شاید زندگی همین است.ما زندگی را نه بهصورت یک کل که بهصورت جزئیاتی روزانه میبینیم. درواقع ما در «لحظه»ای از یک زمانِ اکنون همیشگی هستیم و شاید آن لحظه تمام همان چیزی است که «هدف» نام دارد؛ هدفی به نام زندگی کردن.برخورد کردن با تکهای از زندگی و سپس پیدا کردن تکهای ناهشیار از درونِ خودمان.شاید زندگی تلاشی جهت منسجمشدن و پیدا کردن بخشهای بیشتری از خودمان است ودر این تلاش مدام با اتفاقات زندگی مواجه میشویم.این کتاب تکههایی از یک کل منسجم هست. کلی که هنوز تکمیلنشده ولی در مسیر کشف شدن و بیرون آمدن از ابهام هست. شاید این کتاب بتواند بخشهایی از درونِ شما را بیدار کند و به کشف شدن بخشهای گمشدهتان کمک کند
وقتی احساس دوست داشتنی بودن و با ارزش بودن رااز کسی بگیریم،آن فرد به سمت نابود کردن تمام احساسهای خوبش قدم برمیدارد.
آن شخص کم کم به خودش شک میکند،بعد از مدتی خودش را دوست نخواهد داشت و دیگر به خودش رحم نمیکند و در شک و سرزنشی درونی محو میشود.
همین حرف های ناگفته اند که رابطه را تمام میکنند.
همین جواب ندادن های ساده.
همین ندیدن های ساده و همین خبر نگرفتن های گاه و بی گاه.
همین امروز و فردا کردن های انباشته شده.
آخر روزی برمی گردیم و میبینیم آنقدر دور شده ایم ما دیگر حتی در خاطراتمان هم با هم آشنا نیستیم.
همین غریبه شدن های ساده روزی کار رابطه را میسازد.
بعضی از آدم ها را باید نگه داشت.
کسانی که در سختترين شرایط با ما ماندند. کسانی که با ما مهربان بودند و ما را تنها نگذاشتند.
کسانی که آنقدر ارزشمند هستند که گاه گاهی بداخلاقی هایشان، سردشدن هایشان و تنش هایشان را در رابطه نادیده بگیریم.
اگر از این آدم ها در زندگیتان هستند و کمی آزرده خاطرتان کرده اند، بروید لیوانی چایی داغ بریزید و آنها را به یک گفتگوی صمیمانه دعوت کنید.
ما از ویژگیهایی در آدمها متنفریم که به نوعی از همان ویژگیها رنج میبریم
یا با آن ویژگیها زخمی شدهایم و یا با همان ویژگی با دیگران رفتار میکنیم و متوجه نیستیم
اگر تصمیم بگیریم که خود را بشناسیم راه سختی را شروع خواهیم کرد.
راه سختی که فقط با صادق بودن و بررسی افکار ما نسبت به دیگران میتواند به رهایی ما کمک کند
رهایی از کوری خودمان در مورد واقعیت درونمان و رهایی از ذره بین نکته سنج و تحلیلگری که در دست داریم تا اشتباه و ویژگیهای بد دیگران را پیدا کنیم و نقد کنیم ...
حالا تمرین ما این است که ببینیم با دیدن بخشهای ناخوش خود چطور در مورد خودمان فکر میکنیم
آیا سرزنش میکنیم ؟آیا هر لحظه خودمان را قضاوت میکنیم ؟آیا شبیه مادر و پدری نامهربان شروع به آزار و تمسخر خودمان میکنیم؟ یا آیا در مقابل خودمان کم صبر و ناآرام هستیم؟!
#تکههایی_از_یک_کل_منسجم
#پونه_مقیمی
https://t.me/hezar_khom
Post #5960
1.33K
- ❤ 14
- 👏 6
- 👍 3