خلاصهی هر قسمت کتاب «شور زندگی»
اثر ایروینگ استون، ترجمه دکتر محمدعلی ندوشن
این تقسیمبندی بر اساس مکانهای اصلی زندگی ونگوگ در کتاب است:
📗 خلاصهی بخشها
۱. لندن
وینسنت در لندن کارمند شرکت معاملات هنری (گوپیلس) است.
او عاشق دختر صاحبخانهاش میشود، اما دختر به او علاقهای ندارد. این ناکامی عاطفی، ضربه بزرگی به روحیهی شکنندهاش وارد میکند و احساس طردشدگی و غربت در او شکل میگیرد.
در همین دوره، نخستین نشانههای تفاوت دیدگاه ونگوگ با دنیای تجارت هنر و فاصله گرفتن از آن پدیدار میشود.
۲. معدن زغالسنگ (بلژیک)
ونگوگ برای مُبلّغ مذهبیشدن به منطقهی فقیرنشین معدنچیان در بلژیک (بوریناژ) میرود.
او برخلاف دستور کلیسا، زندگی خود را با معدنچیان فقیر تقسیم میکند: لباس و غذای خود را میبخشد و در کلبههای محقر کنار آنها زندگی میکند.
رفتار افراطیاش موجب انتقاد مسئولان کلیسا میشود و در نهایت او را از سمت مذهبی برکنار میکنند. این شکست روحی او را به پوچی میکشاند و آغاز دگرگونیاش بهعنوان هنرمند است.
۳. اتن
پس از اخراج از بوریناژ، به خانه خانوادهاش در اتن بازمیگردد.
این دوران پر از کشمکش با خانواده، مخصوصاً پدرش، است.
او در این دوره تصمیم قطعی میگیرد نقاش شود و نخستین تلاشهای جدی برای طراحی چهرهها و صحنههای زندگی روستایی را شروع میکند.
فقر، سرزنش خانواده، و سرگشتگی، او را به شدت تحت فشار میگذارد.
۴. لاهه
به لاهه میرود تا آموزش حرفهایتری در نقاشی ببیند.
در اینجا با سیِن، زنی فاحشه، آشنا میشود و او را همراه با فرزندش به خانه میآورد.
ونگوگ تلاش میکند خانوادهای برای خود بسازد اما این رابطه پرتنش و بیثبات است.
در لاهه، نقاشیهای زیادی میکشد، اما فقر و مخالفت خانواده ادامه دارد.
در نهایت، سیِن و فرزندش او را ترک میکنند.
۵. نونن
به خانه پدری در نونن (روستایی در هلند) بازمیگردد.
در این دوره به کشیدن صحنههای زندگی دهقانان میپردازد و اولین شاهکارش، «خورندگان سیبزمینی» را خلق میکند.
درگیر رابطهای عاطفی با زنی بیوه میشود که باز هم مخالفت و طرد جامعه را به دنبال دارد.
پس از مرگ پدرش، فشارها بیشتر شده و ونگوگ ناچار میشود این محیط را ترک کند.
۶. پاریس
در 1886 نزد برادرش تئو به پاریس میآید.
در پاریس با نقاشان امپرسیونیست (مانه، دگا، سورا) و پساآمدپرسیونیستها (تولوز-لوترک) آشنا میشود.
رنگهای شاد و ضربهقلمهای روشن را تجربه میکند.
در این دوره تحت تأثیر نوآوریهای نقاشی فرانسه قرار میگیرد و سبک او تغییر اساسی میکند.
اما شلوغی و رقابت پاریس روح او را فرسوده میکند و تصمیم میگیرد به جنوب فرانسه برود.
۷. آرل
به آرل میرود تا نور زرد و آفتاب جنوب فرانسه را تجربه کند.
خانه زردرنگی اجاره میکند و آرزو دارد «انجمن هنرمندان جنوب» را پایه بگذارد.
گوگن به دعوت او به آرل میآید و مدتی با هم زندگی میکنند.
اما اختلاف شخصیت و مشاجرههای تند بینشان شدت میگیرد.
در اوج یک بحران روانی، ونگوگ گوش خود را با تیغ میبُرد. این حادثه باعث شهرتش میشود و او را در مسیر درمان روانی قرار میدهد.
۸. سن رمی (اولین دوره بستری)
پس از حادثه آرل، داوطلبانه به آسایشگاه روانی سن رمی میرود.
او در آنجا هم به نقاشی ادامه میدهد و مناظر باغ بیمارستان و پرترههای معروفش را خلق میکند.
دورههای جنون و آرامش بهتناوب بازمیگردند.
در همین دوره آثار مشهوری مانند شب پرستاره را نقاشی میکند.
۹. اور
به اورر، روستایی نزدیک پاریس، منتقل میشود تا در کنار دکتر گاشه (پزشک هنردوست) زندگی کند.
آثار زیادی در این مدت کوتاه خلق میکند.
اما بیماری روانیاش شدت میگیرد، و احساس میکند سربار تئو و خانواده است.
در نهایت، در یک حمله افسردگی، با شلیک گلوله به قفسه سینهاش خودکشی میکند.
دو روز بعد از دنیا میرود.
۱۰. سن رمی (اشتباه رایج)
در برخی نسخههای ترجمه و تلخیص، دو دوره سن رمی را به صورت دو فصل جداگانه ذکر کردهاند، اما در روایت اصلی کتاب، سن رمی یک دوره بستری است.
پس از آن، اور آخرین اقامتگاه او پیش از مرگ است.
#ادمین
#زهرا_م
https://t.me/hezar_khom/5872
🔃📄6⃣خلاصهبخشهایکتاب
Post #5878
1.13K
- ❤ 12
- 👏 5
- 👍 2