کتاب جاودانه برادرانکارامازوف که در آن ایوان یکی از برادران ؛ قصه مفتش اعظم را با برادر دیگرش (آلیوشا) در میان می گذارد ۰
اینکه مفتش اعظم کیست، باید در مجالی دیگر در باره آن سخن بگوییم ؛ اما در میان داستان ؛ موضوع شیطان و وسوسه عیسیمسیح مطرح میشود که یکی از زیباترین بخشهای کتاب و شاید به زعم اینجانب ؛ بیان کننده مهمترین جنبه فکری داستایفسکی باشد ۰
ماجرا از این قرار است که شیطان میکوشد تا دست عیسیمسیح را از نجات انسان کوتاه کند و او را از هدف ارجمندش دور سازد ۰
🔹در وسوسه اول به عیسی القا میکند که بجای تحمل سختی و ریاضتهای دشوار ؛ سنگ را به نان تبدیل کند تا آدمیان حریص و گرسنه ؛ برده وار در پیاش بدوند و از وی اطاعت کنند ۰ در نگاه شیطان آدمی لذت فوری را به کرامت و آزادی دراز مدت ترجیح میدهد و بیهوده است که آنها را به ایمان و زندگی پاک دعوت کنید ۰
اما مسیح فریب این وسوسه را نمیخورد و میگوید ؛ سرشت آدمی پاک است ؛ هنگامی که اراده آدمی فقط طالب نان گردد و ذهن او تماما درگیر کامجویی از جهان باشد ؛ در برابر رنجهای روحی میشکند و از آسودگی و آرامش روحی محروم میماند ۰
به باور عیسی مسیح ؛ دینی که مدعیان و معلمان آن بنام خدا ؛ سفره خود را رنگین میکنند ؛ در حقیقت آدمیان را از موهبت ایمان محروم و در عمل، برده و هوادار خویش میسازند ۰ بنابر این ؛ مسیح از آزمون نخست پیروز برون میآید و بنام ایمان ؛ کیسه نمیدوزد و آن را با نان تاخت نمی زند ۰
🔹وسوسه دوم
در این وسوسه شیطان، مسیح را بر فراز کوه بلندی میبرد و عظمت و شکوه حکومت زمینی را به او نشان میدهد ۰ میگوید ؛ کشیشان و کاردینالها از طریق دین ؛ تاج و تخت روم و شمشیر قیصر را بهدست آوردند ؛ تو نیز میتوانی بنام خدا ؛ چنین منصب و موقعیت رفیعی را به چنگ آوری و از جلال و شکوهش برخوردار شوی ۰ چه سود اگر فرمانروای معنوی باشی در حالیکه با شکم گرسنه و پیکری نحیف و عریان روزگار را سپری کنی ؟
خلافت حق توست نه گروهی گمراه بیایمان ۰ اما مسیح وسوسه نمیشود و میگوید ؛ اگر دل در گرو جاذبههای چشمنواز دنیا بدوزم ؛ بجای بندگی خدا به بردگی شیطان در خواهم افتاد ۰ درد من گشودن راه آسمان است نه کندن چاهی برای انسان ۰ به همین دلیل سادگی و قناعت را بر جاهطلبی و فزونخواهی ترجیج میدهم ۰
بر خلاف کشیشان و فقیهانی که قرنها چشم از آسمان فروبستند و برای تصاحب صدارت و خلافت زمینی هزاران توجیه دینی با خود آوردند ۰
وسوسه سوم ؛ جایی که شیطان از مسیح میخواهد که خود را از بلندی به پایین پرتاب کند و از خدا بخواهد که معجزهوار او را نجات دهد تا معلوم شود که ایمانش واقعی است ۰
مسیح از این وسوسه شیطان نیز پیروز بدر می آید و میگوید ؛ ایمانی که با رای آزادانه دل ؛ به دست نیاید و به آزمودن خدا منجر شود ؛ ایمان نیست ۰ ایمان وقتی تاثیر گذار و ارزشمند است که آدمی بدون چشمداشت ؛ به خدا عشق بورزد و با آگاهی و شوق او را انتخاب کند ۰
نه با آزمودن خدا میتوان طعم شیرین ایمان را چشید و نه با آزردن و اجبار انسانها میتوان آنها را به ایمان دعوت کرد ۰
آنجا که پای شکنجه و اجبار به میان میآید و بندگان خدا از ترس کشیشان و فقیهان مجبور به اطاعت از خدا میشوند ؛ ایمان و خدا و پیامبر قربانی میشوند و در این بازارِ وحشت و اکراه ؛ شیطان است که میخندد ؛ و شادمان میشود ۰
خوشحال از اینکه از طریق دین و از طریق عالمان و معلمان دینی راه خدا را بسته و آدمیان رنج دیده را در گمراهی نگه داشته است ۰
شیطان می خواهد تا آدمیان شرور ؛ ضعیف و سرکش باقی بمانند لذا میکوشد تا مسیح را با نان و جاه و افتادن در دام زور و اجبار وسوسه کند اما مسیح که سرشت آدمی را نجیب و والا و آزاد میداند ؛ تن به هیچ یک از این وسوسهها نمیدهد تا همیشه به انسانها امید رهایی بخشد ۰
آری آزمونهای بزرگ ؛ آزمونهایی که بسیاری از جانشینان عیسی(ع) و شارحان دین محمد(ص) در آن شکست خوردند و تاثیری غمانگیزی در تاریخ دین از خود بهجای گذاشتند ۰
صد هزاران امتحان است ای پدر
هر که گوید من شدم سرهنگ در
https://t.me/hezar_khom
🔃آزمونهایکتاب
Post #2542
307
- 👏 3
- ❤ 1
- 👍 1
- 🙏 1