TGViewer
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم @hezar_khom · 15.9K subscribers
Post #13194 574
📗نقشه‌هایی برای گم‌شدن»
👤 ربکا سولنیت
📝خلاصه‌جستار۷: «دو سرپیکان» 
📑صفحات۱۵۶_۱۳۳


سولنیت در جستار هفتم با عنوان «دو سرپیکان» از پیوند عشق، صحرا و گم‌شدگی می‌گوید. او داستان عشق خود به مردی را شرح می‌دهد که "بی‌اندازه شبیه صحرا" بود و اذعان می‌کند که پیش از او خودِ صحراها را دوست داشته است. عشق در دلِ بیابان شکل می‌گیرد؛ زیرا صحرا "از جنس نور" است، زمین با چشم‌اندازهای پرشکوهش عظمتی کالبدی به آدمی می‌بخشد، و نور چونان احساسی چهره‌ی جمودِ استخوانیِ زمین را تغییر می‌دهد. او می‌نویسد که
در صحرا «تنهایی نه از جنس غیاب، که از جنس حضور چیزی دیگر است».
راوی از مواجهه با مرد گوشه‌گیرِ صحرا می‌گوید؛ مردی که حیوانات، جای خالی خانواده‌اش را پر کرده‌اند. او از کایوت‌ها، مارهای زنگی، جغدها، خروش‌های دم‌پنبه‌ای، لاک‌پشتِ صحرایی و حتی زنبورهای کاغذی و حشره‌ای چوبک‌سان می‌نویسد که در خانه‌ی کوچکِ آن مرد، هم‌نشینِ او شده‌اند. این حیوانات، به او زبانِ صحرا را می‌آموزند؛ زبانی که در آن «واژه‌ها همچون سنگ‌های ناآشنایند که شاید زیر و رویشان کنی و شاید هم نه».
#سولنیت از قصه‌ای می‌گوید که عاشقان با هم می‌سازند و در آن «خانه‌ای از جنس قصه» بنا می‌کنند. او رابطه‌ی خود با آن مرد را «قصه‌ای» می‌داند که در آن، «تصویر خودت از خودت» و «تصویر تو از او» و «تصویر او از تو» در هم تنیده می‌شوند. اما این قصه، به پایان می‌رسد
. نویسنده با زبانی شاعرانه، فروپاشیِ این عشق را به «آینه‌ای هزارتکه» تشبیه می‌کند که هر تکه، قصه‌ای متفاوت را از آن عشق روایت می‌کند. او می‌نویسد: «عشق خوش‌فرجام داستانی واحد است، اما عشق نافرجام دو یا چند روایت معارض و مغایر دارد و عشق بی‌سرانجام مثل آینه‌ای است که زیر پایت هزار تکه شده، اما باز هر تکه قصه‌ی متفاوتی می‌گوید».
در اواسط جستار، سولنیت به فیلم «سرگیجه» (Vertigo) اثرِ آلفرد هیچکاک می‌پردازد و آن را «نامه‌ای عاشقانه به سان‌فرانسیسکو» می‌نامد. او از شخصیتِ «می‌جی» به‌عنوانِ «تنها شخصیتی» یاد می‌کند که «انگار حقیقتاً غرقِ ظرفیت‌هایِ این شهر است» و او را با «تیـرسیاس» (پیشگوی نابینای اساطیر یونان) مقایسه می‌کند؛ کسی که «به رغم نابینایی‌اش، آینده را می‌بیند». سولنیت با الهام از این فیلم، قصه‌ای تازه می‌آفریند درباره‌ی «مارگاریتا» زنی که در سان‌فرانسیسکویِ دهه‌ی شصت زندگی می‌کند و نیرویِ جاذبه را در «حرکت و لذتِ کششِ زمین و ماهیچه‌ها در برابرش» تجربه می‌کند. این قصه که در قالب نمایشنامه‌ای به نام «لباس زیر» ارائه می‌شود، پاسخی است به فیلمِ «سرگیجه» با این تفاوت که «سقوط» جای خود را به «صعود» داده و «تراژدی» به «حرکتی به سویِ عظمت» بدل می‌شود.
در آخر جستار، #سولنیت از تجربه‌ی کوهنوردی در کوهِ «ویتنی» (بلندترین
قله‌ی قاره‌ی آمریکا) سخن می‌گوید. او لحظه‌ای را تداعی می‌کند که پس از صعود، «جهانِ سمتِ مغرب» یک‌باره، با تمامِ عظمتِ ناگهانی‌اش، پیشِ چشمش گشوده می‌شود. او این لحظه را به «دیدنِ کسی با تمامِ وجود» تشبیه می‌کند؛ لحظه‌ای که در آن «اندازه‌ی جهان دو برابر می‌شود». این تجربه که در تضاد با سقوطِ تراژیکِ شخصیت‌های فیلم «سرگیجه» است، به «حرکتی به سویِ عظمت» تعبیر می‌شود که در آن، «گم‌شدن» در عشق، «یافتن» در طبیعت، و «رها کردن» در پایانِ راه، همه، بخشی از همان «صعود» هستند.


#نقشه‌هایی_برای_گم‌شدن
#ربکا_سولنیت
خلاصه: #دو‌سر‌پیکان
💎ادمین #زهرا_م

https://t.me/hezar_khom/13193
Telegram 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم
  • ❤ 8
More from @hezar_khom
  1. Oct 1, 2026🌹 راز گل سرخ @Mystery_RedRoss ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌…
  2. Oct 1, 2026توصیف اوج دلتنگی همینه که راحم تبریزی میگه : جمالت را نمی بینم؛خیالت می کُشد امّا https://…
  3. Oct 1, 2026🌹اول اکتبر سالروز درگذشت پیر کورنی نمایشنامه نویس منحصر به فرد فرانسوی است. او از بنیانگذ…
  4. Oct 1, 2026🎵Experience 🎶Ludovico Einaudi 🎵 نام قطعه: تجربه 🎶 نام موزیسین / آهنگساز: لودوویکو اینا…
  5. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ «ما»یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره» 🗓به مناسبت اول اکتبر روز ج…
  6. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ 'ما’یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره به مناسبت اول اکتبر» 🗓اول ا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →