📗 نقشههایی برای گمشدن
👤ربکا سولنیت
📝خلاصه جستار۳: «حلقههای گل مینا»
📑 صفحات (۷۲_۵۵)
سومین جستارِ کتاب با عنوانِ «حلقههای گل مینا» روایتی است از مهاجرت و میراثِ گمشدن؛ میراثی که زبان، سرزمین و خاطرهها، چون حلقههایِ گلی شکسته در نسلهای مختلف، بازبافت میشوند. نویسنده با سفر به گذشتهی خانوادگیِ خویش از پدربزرگ و مادربزرگهایش میگوید که اروپا را به مقصدِ آمریکا ترک کردند؛ سرزمینی ناشناخته که در آن، نه زبانِ مادری را میشناختند و نه رسم و آیینی را. این گمشدنِ جغرافیایی، بهمرور، به گمشدنِ هویتی انجامید؛ زیرا در سرزمینِ جدید آنها ناگزیر بودند تا بخشهایی از خود را برایِ بقا فراموش کنند و بخشهایِ تازهای را از نو بسازند. #سولنیت این فرایند را به «حلقههای گل مینا» پیوند میزند: گلی که در چمنزارها میروید اما اگر آن را بچینی، بهزودی پژمرده میشود مگر آنکه آن را در میانِ صفحاتِ کتابی کهنه خشک کنی تا ردِّ آن برایِ همیشه بر کاغذ بماند.
او سپس، از مفهومِ «شول» سخن میگوید؛ ردِ پایی که در کویر، پس از گذشتِ زمان، محو میشود اما اگر کسی آن را ببیند میداند که پیشتر کسی از آنجا عبور کرده است. سولنیت این «شول» را به خاطراتِ خانواده تعبیر میکند؛ خاطراتی که شاید در میانِ نسلها، کمرنگ و فراموش شوند اما ردِ آنها، همچنان بر بسترِ زمان باقی است. او میگوید که مهاجرت، خود نوعی گمشدنِ اجباری است و در همین گمشدن، امکانِ بازآفرینیِ خود نیز نهفته است همانگونه که حلقههایِ گل مینا در میانِ صفحاتِ کتاب، شکلِ تازهای به خود میگیرند و به نشانهای ماندگار از گذرِ زمان و یادِ ازدسترفتهها بدل میشوند.
در ادامه، سولنیت با بیانِ داستانِ مادربزرگش از زنی میگوید که زبانِ مادریاش را فراموش کرد تا در سرزمینِ تازه، زبانی تازه بیاموزد و اگرچه این فرایند با رنج همراه بود اما به او امکان داد تا «خود» را از نو بسازد. سولنیت این فرایند را «دگردیسی»ای میداند که در آن، گمشدن شرطِ ضروریِ تولدی دوباره است. او مینویسد: «ما از گمشدن میهراسیم، اما شاید گمشدن، تنها راهی باشد که میتوانیم خود را در آن بیابیم همانگونه که حلقههایِ گل مینا در میانِ صفحاتِ کتابی کهنه از بین نمیروند و به نشانی از گذرِ زمان و یادِ ازدسترفتهها بدل میشوند. خودِ فراموشی نیز بخشی از فرایندِ بازآفرینی است. آنچه را که از دست میدهیم بهکلی نابود نمیشود و خود را در شکلی دیگر، در بسترِ زمان باقی میگذارد.
سولنیت سپس با اشاره به «کینتسوگی» هنرِ ژاپنیِ ترمیمِ ظروفِ شکسته با طلا، از «نقص» بهعنوانِ بزرگترین فضیلت یاد میکند و میگوید که گمشدن نیز، درست مانندِ شکستگی، میتواند به اثری بدیع و پرنور بدل شود؛ اثری که در آن، ردِ گذشته، نه پنهان که با آبِ طلا نمایانتر و ارزشمندتر میشود. این بخش، دعوتی است برایِ پذیرشِ میراثِ گمشدن: گمشدن، چیزی نیست که باید از آن گریخت، گنجینهای است که باید آن را چون حلقههایِ گلی خشک، میانِ دفترچهی خاطرات نگهداری کرد و به نسلهای آینده سپرد.
#نقشههایی_برای_گمشدن
#ربکا_سولنیت
#حلقههای_گل_مینا
💎ادمین #زهرا_م
https://t.me/hezar_khom/13175
Post #13176
687