اقتباسگری در قامت مترجم؛ بازخوانی میراث ذبیحالله منصوری
در تاریخ فرهنگ و مطبوعات معاصر ایران، کمتر چهرهای را میتوان یافت که به اندازه «ذبیحالله منصوری» مرزهای تعریفشدهی ترجمه را جابهجا کرده باشد. نگاه آکادمیک و تبارشناختی به کارنامهی پرحجم او، ما را با پدیدهای مواجه میکند که بیش از آنکه در ذیل نظام سنتی «امانتداری» بگنجد، در قلمرو «اقتباس خلاق» و «گسترش متن»قابل تبیین است.
منصوری در واقع یک «قصهگوی پنهان» بود؛ او رویکردی وفادارانه به متن مبدأ نداشت، بلکه یک هسته اولیه یا طرح کلان(پلان) را برمیگزید و سپس با تکیه بر ذهن پویا و قلم شیوای خود، آن را به رمانی چندجلدی و پرجزئیات مبدل میساخت؛ رویکردی که منتقدان از آن به عنوان «مکتب بسط» یاد میکنند و نمونهی بارز آن، بازآفرینی رمان سینوهه اثر میکا والتاری است.
انتقادهای ساختاری منتقدان به بیوفایی او در نقل تواریخ و نادیده گرفتن نسبیتهای متقن (نظیر چگونگی قتل خواجه نظامالملک در کتاب خداوند الموت )، کاملاً مستند و آکادمیک است. کتب او را نمیتوان به عنوان «سند صرف تاریخی» پذیرا شد؛ چرا که او آگاهانه تاریخ را با درام درمیآمیخت تا میل به خواندن را در جامعه بارور کند.
با این حال، کارکرد فرهنگی منصوری غیرقابلانکار است. او در روزگاری که رسانههای جمعی سیطرهی امروزین را نداشتند، با ترجمه-تألیفهای سترگی چون ژوزف بالسامو، غُرش طوفان و خواجهی تاجدار، نقش یک مروج بزرگ قرائت را ایفا کرد و قشر وسیعی از جامعه را به کتابخوانی دلبسته ساخت.
در تحلیل نهایی، ذبیحالله منصوری مترجمی آکادمیک نبود، اما نویسندهای بود با غریزهای شگفتانگیز برای درک کششِ داستانی که «شبهتاریخهای رمانتیک» خود را به بخشی جداییناپذیر از حافظه جمعی کتابخوانان ایرانی بدل ساخت.
۱۸خرداد، سالروز درگذشت این قلمزن خستگیناپذیر تاریخ ادبیات ماست؛ یادش گرامی و روانش در آرامش باد.
💎ادمین #زهرا_م
https://t.me/hezar_khom
Post #12521
1.9K
- 👍 6
- 👏 2
- 🕊 1