«فرد در تنهایی (اگر به حالِ خود گذاشته شود) به درکِ خویش نائل میشود و پیوندی با حسِ بنیادینِ ارتباط با دیگران را میآفریند. تنهایی، بیش از جداسازی، فرد را به ایجادِ یگانگی با دیگران ترغیب میکند؛ تمامیتِ ادراک، حساسیت و انسانیتِ فرد را گسترش میدهد».
افراد زیادی این موضوع را تأیید کردهاند که تنهایی را باید پیش از آنکه بر آن پیشی گیریم، تجربه کنیم. مثلاً کامو: «وقتی انسان آموخت، آن هم نه فقط بر روی کاغذ، که چگونه با رنجهایش تنها بماند، چگونه بر اشتیاقش به گریز چیره شود آن وقت چیز زیادی نمانده که یاد نگرفته باشد.»
همین طور رابرت هایسِن: «انسان بودن، بهمعنای تنها بودن است. پیشرفت در جهتِ انسان شدن، بهمعنای کشف شیوههای نوین برای آرام گرفتن در تنهایی خویش است».
#رواندرمانیاگزیستانسیال، اروین د. یالوم، ترجمه سپیده حببب، بخش سوم تنهایی: (فصل هشتم تنهایی اگزیستانسیال و روان درمانی)،نشرنی،صص۵۵۶-۵۵۵

