📗فلسفه هنر و زیباییشناسی
👤آرتور شوپنهاور
🔖 تحلیل مضامین
شوپنهاور، هنر را فعالیتی تزئینی در حاشیۀ زندگی قرار نمیدهد. از نگاه او هنر، یگانه مفرّی است که انسان میتواند از طریق آن موقتاً از زنجیرهای اسارتبار اراده رهایی یابد. نظام فلسفی او بر این اصل استوار است که جهان در ذات خود چیزی جز اراده نیست. اراده نیرویی کور، بیهدف، سرکش و همواره تشنه است که ریشه تمام رنجهای بشری به شمار میرود. هر خواستنی برخاسته از فقدان است و به محض ارضا شدن جای خود را به ملال یا تقاضای جدیدی میدهد. در حیات روزمره شناخت ما همواره در اسارت این اراده است. ما اشیاء را تنها از دریچه اصل جهت کافی و از منظر فایدهمندی یا نسبتی که با بقای ما دارند میبینیم. اما هنر نقطه گسست معرفتشناختی از این چرخه است. در لحظۀ مواجهه با امر زیبا، سوژه یا همان ناظر انسانی از قید فردیت خویش و تمام تعلقات ارادی کنده شده و به سوژه شناسای ناب بدل میگردد. در این ساحت قدسی ادراک ما دیگر معطوف به روابط علت و معلولی، زمان یا مکان نیست. ما مستقیماً به تماشای ایدههای افلاطونی مینشینیم. ایده از نظر شوپنهاور صورتهای ازلی، ثابت و عینی حقیقت هستند که در پس پدیدههای کثرتیافته و فانی مادی پنهان شدهاند. کارکرد هنر در واقع استخراج این ایدههای جاودان از دل کثرت فریبنده جهان و عرضه آن به مخاطب است. این فرآیند تنها به دست نابغه محقق میشود. نابغه کسی است که از ظرفیت نادری برای نگریستن به جهان فارغ از علایق شخصی برخوردار است و میتواند برای مدتی طولانی در شهود محض باقی بماند. #شوپنهاور با ظرافتی آکادمیک سلسلهمراتبی از هنرها را بر اساس میزان صراحت و وضوح تجلی اراده در آنها ترسیم میکند. در قاعده این هرم معماری قرار دارد که با پایینترین سطح اراده یعنی نیروهای بنیادین ماده مانند ثقل و صلبیت درگیر است. در پلههای بالاتر به ترتیب هنرهای باغآرایی، پیکرتراشی و نقاشی قرار میگیرند که به بازنمایی حیات گیاهی و حیوانی و در نهایت کمال بدن انسانی میپردازند. او در شعر و به ویژه در تراژدی به اوج ادراک بشری اشاره میکند. تراژدی جایی است که هنر رنج عظیم هستی، ستیز اراده با خویشتن و پوچی غایی تلاشهای قهرمان را به تصویر میکشد. تراژدی در اینجا نقشی اخلاقی ایفا میکند. او با نمایش شکست قهرمان مخاطب را به نوعی انکار آگاهانه اراده به زیستن و رسیدن به آرامشی برآمده از استعلا سوق میدهد.
استثناییترین بخش فلسفه زیباییشناسی شوپنهاور #تحلیل_موسیقی است. او موسیقی را فراتر از تمام هنرهای دیگر و در جایگاهی کاملاً مستقل مینشاند. شوپنهاور معتقد است در حالی که سایر هنرها کپی ایدهها هستند موسیقی کپی و تصویری مستقیم از خود اراده است. موسیقی زبان مطلق هستی و طنین بیواسطۀ ذات جهان است. به همین دلیل موسیقی میتواند عمیقترین عواطف بشری را بدون نیاز به کلمات، تصاویر یا مفاهیم ذهنی برانگیزد. اگر جهان مادی تجسد مرئی اراده است موسیقی تجسد صوتی آن است. شوپنهاور هنر را تسلای بزرگ و نوعی رستگاری گذرا معرفی میکند. اگرچه این تجربه دائمی نیست و انسان پس از اتمام شهود هنری دوباره به دنیای نیاز و ملال بازمیگردد اما هنر دریچهای است که برای لحظاتی سنگینی وجود را از دوش بشر برمیدارد. هنر به ما میآموزد که اگر نمیتوانیم اراده را برای همیشه خاموش کنیم دستکم میتوانیم با نگریستن بیطرفانه به جهان به مثابه تصویری زیبا از تلخی زیستن بکاهیم. این اثر مانیفستی است در ستایش آگاهی برتر که در آن زیبایی نه لذت حسی بلکه مسیری به سوی رهایی معرفتی است.
#فلسفۀهنر_و_زیباییشناسی
#شوپنهاور
💎ادمین #زهرا_م
https://t.me/hezar_khom/12090
Post #12091
546
Telegram کانال تخصصی هزار خُم...
- ❤ 10
- 👏 6
- 👍 1