«باید این واقعیت را پذیرفت که بخش اعظم رنجهای ما ناشی از تصوراتی است که دربارهی امور داریم، نه خودِ آن امور؛ پس خردمند کسی است که تبر را بر ریشهی "توقعات" خود میزند، نه بر شاخ و برگِ واقعیت.»
شوپنهاور، قدرت را از جهانِ بیرونی میگیرد و به درونِ فرد بازمیگرداند. او میگوید جهان به خودیِ خود نمیتواند به شما آسیب بزند، مگر آنکه ذهن شما با «مزخرفات» و «توقعاتِ بیجا»، مجوزی برای رنج صادر کند. از نظر او، آزادی یعنی رهایی از این توهم که جهان «باید» مطابق میل ما باشد. او ترس را محصولِ شکاف میانِ «آنچه هست» و «آنچه ما میخواهیم باشد» میداند.
وقتی میپذیریم که ذهنِ ما کارخانهی تولیدِ ترس و مزخرفات است، دیگر هر فکر یا اضطرابی را جدی نمیگیریم و با نگاهی بالینی به تماشایِ تلاطمهایِ روانی خود مینشینیم. در واقع، تنها راهِ غلبۀ بر ترس، تغییر دادنِ جهان نیست (که ناممکن است)، بلکه کالبدشکافیِ ذهنی است که آن ترس را ساخته است.
#شوپنهاور
💎ادمین #زهرا_م
https://t.me/hezar_khom