🔃1⃣3⃣
🔹یادداشت علیاکبر دهخدا درباره میرزا کوچکخان
«میرزا کوچک خان از مجاهدین گیلان بود که با میرزا کریم خان و سردار محیی برای بیرون کردن محمدعلی شاه به تهران آمد. او سربازی بینهایت شجاع بود و سردار محیی و برادرش میرزا کریم خان با او معامله دوست میکردند نه یک فرد مجاهد عادی، معهذا با همه ابرام سردار محیی، هیچ وقت نمینشست و مانند یک نوکر در برابر این دو برادر میایستاد.
در اول بار که او را دیدم جوانی خوش قیافه به سن سی ساله می نمود. در نهایت درجه معتقد به دین اسلام و به همان حد نیز وطن پرست بود، شاید آن هم از راه اینکه ایران وطن او یک مملکت اسلامی است دفاع از او را واجب میشمرد.
نماز و روزه او هیچ وقت ترک نمیشد و هرگز در عمر خود شراب نخورد و همچنین از دیگر محرمات دین مجتنب بود، لیکن در دین خرافی بود و همه کارها را از فعل و ترک، با استخاره سبحه یا قرآن میکرد. این صورت وقتی است که در جنگل است.
آنگاه که در طهران بود لباس عادی داشت و ریش خود را میزد (یعنی نمیتراشید، چه آن را خلاف شرع میشمرد). قانع و بی طمع بود و در طهران مثل دیگر مجاهدین، تفنگ نمیآویخت و قطار فشنگ نمیبست.
متاهل نبود و گویا تا آخر عمر نیز با کمال عفاف، زن نگرفت. همیشه متفکر بود و بسیار کم تکلم میکرد. اطاعت اوامر آزادیخواهان بیغرض و طمع را مثل وجیبه دینی میشمرد و همان وقت که در جنگل بود با معدودی آزادیخواهان تهران که به آنها اعتماد و اعتقاد داشت در کارهای خود کتباً و به پیغام، مشورت میکرد، لیکن پس از مشورت با آنان نیز فاصل استخاره بود و اگر استخاره مساعد نبود، به گفتههای ایشان عمل نمیکرد.
گویا چندین بار در زمان احمد شاه به او نوشتند و پیغام دادند که وقت برای حمله به طهران مساعد است، چون استخاره بد آمد از آمدن به طهران امتناع کرد.
گویا می گفتند در اول امر، او از طلبه دینی بود و مقدماتی از عربی و فقه میدانست. رحمه ﷲ علیه.»
#ادمینپیج
https://t.me/hezar_khom/10628
🔃1⃣3⃣
Post #10629
544
- ❤ 5
- 👏 4
- 🙏 1