TGViewer
حس‌های رنگی! حس‌های رنگی! @hesserangi · 71 subscribers
Post #2122 12
https://t.me/justFAZE
«باران تلنگر می‌زد. به پنجره و شاید به خاطراتِ مدفون شده در ذهنش! می‌خواست که دیگر نبارد و جانِ او را به لب نرساند. قلب و روحش را به بازی نگیرد و هرآن‌چه کشته بود را زنده نکند. کسی کنار گوشش زمزمه‌وار گفت؛ مُرده زنده نمی‌شود! آن‌که زنده می‌شود از ابتدا نمُرده بود. او سرش را بر میز آوار کرد. دلش می‌خواست این بارشِ شب تمام شود. این لحظه‌هایی که نفسش را می‌گرفت و در دَم رها می‌کرد. انگار که جانش را بخشیده باشد! اما او عطا را به لقایش بخشیده بود.»
More from @hesserangi
  1. Oct 3, 2026https://t.me/Solys_ium «جعبه‌ی مدادرنگی را باز کردم. نگاهم چرخید میان رنگ‌هایش. می‌پرسیدم،…
  2. Oct 3, 2026https://t.me/In_the_neverday «کسی مرا می‌‌کشید به ناکجاآبادها! به درّه‌هایی که می‌گفتند غو…
  3. Oct 3, 2026St.
  4. Oct 3, 2026این پیام + پست موردعلاقه‌تون رو فوروارد کنید تا برای چنلتون یک سکانس از ترکیبِ احساس و طبی…
  5. Sep 29, 2026اینم از این :))) اگه کسی جاموند بگه بهم لطفا✨️💗
  6. Sep 29, 2026https://t.me/spideridkc1s
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →