https://t.me/In_the_neverday
«کسی مرا میکشید به ناکجاآبادها! به درّههایی که میگفتند غولهای بیشاخ و دُم دارند. از آنهایی که گاهی میان انسانها گُم و گور میشدند. سیاهچاله بود دیگر! درونش که میرفتی برگشتنت با خدا بود! شاید حتی خدایی هم نبود. نمیدانم. سعی کردم به هیچچیز فکرنکنم. به سیاهیِ پیرامونم. به سفیدیای که محو میشدم در آن. و شاید به تناقضی که هیچگاه تمام نمیشد!»
Post #2120
25