TGViewer
Channel Public Channel
زندگیِ غیرقهرمانانه

زندگیِ غیرقهرمانانه

@herolesss

خطِ عمرِ یک انسان؛
دخترِ یک خانواده، عضوِ یک جامعه، دانشجوی این مملکت.
اینجا، از هر چیزی که به دلم بشینه می‌نویسم.

@Herolessbot
Subscribers
148
Photos
110
Videos
4
Links
16

Showing posts older than #818 · Back to latest

Older Posts 12 shown
Post #814 76
زندگیِ غیرقهرمانانه ۱۲ مهر ۱۴۰۵ | 2026/10/04 Day 84. امروز اصلاً اصلاً روز من نبود، نیست. صبح موقع رفتن دانشگاه، ماشینو یه مقدار به تیر چراغ برق مالیدم 🙂‍↕️ خیلی کوچولو 🤏🏻 بعد با حالِ نه‌چندان خوب رفتم سر کلاس ریاضی مهندسی. کلاسی که قبلاً هم دو جلسه غیبت داشتم و کلی استرس…
کوچولو نیست💔
  • 💔 8
  • ❤ 7
Post #813 90
۱۲ مهر ۱۴۰۵ | 2026/10/04
Day 84.

امروز اصلاً اصلاً روز من نبود، نیست.

صبح موقع رفتن دانشگاه، ماشینو یه مقدار به تیر چراغ برق مالیدم 🙂‍↕️
خیلی کوچولو 🤏🏻

بعد با حالِ نه‌چندان خوب رفتم سر کلاس ریاضی مهندسی. کلاسی که قبلاً هم دو جلسه غیبت داشتم و کلی استرس داشتم که نکنه استاد حذفم کنه.

آخر کلاس وقتی استاد ایمیلشو برامون روی تخته نوشت، تازه فهمیدم اصلاً کلاس استاد من نبوده :))

برنامه کلاسا عوض شده بوده و چون ترم‌های قبل مجازی بودیم و قیافه استادها رو نمی‌شناختم، خیلی ریلکس و مطمئن نشستم جزوه نوشتم.

بعدشم رفتم دنبال اتاق استاد خودم که قضیه غیبت‌هام رو بگم و...

بقیه‌ش بماند.

در حال حاضر صورتم پر از جوشه، موهام اصلاً خوب نیست، لباسم راحت نیست، مقنعه‌م هم داره خفم می‌کنه و تصمیم گرفتم کلاس بعدی رو نرم و برگردم خونه.
چون امروز واقعا اعصابم خورد شد.

فقط امیدوارم بقیه روزم خوب باشه. وگرنه دیوونه میشم☺️
گرچه حس می‌کنم دیوانگی تا اینجا کامل اتفاق افتاده.
  • 💔 10
  • ❤ 6
Post #808 86
اینم آسمونِ امروزِ شهرِ ما🌦️
  • ❤ 15
  • 💘 2
  • 🍓 1
Post #807 67
زندگیِ غیرقهرمانانه ۱۱ مهر ۱۴۰۵ | 2026/10/03 Day 83. عذاب وجدان دارم. حالا شاید اون‌قدرام عذاب وجدان نیست ولی خب... هفته‌ی پیش چهارشنبه امتحان اکسل داشتم که خب چون با دانشگاه تداخل داشت و کلا کارام پیچ‌درپیچ شده بود، نتونستم صدمو بذارم و کامل یاد بگیرم. حس می‌کردم از ۱۰۰ شاید…
مخصوصاً الهه خانوم مهربون و تلاشگر 💝
  • ❤ 14
Post #806 78
۱۱ مهر ۱۴۰۵ | 2026/10/03
Day 83.

عذاب وجدان دارم.
حالا شاید اون‌قدرام عذاب وجدان نیست ولی خب...

هفته‌ی پیش چهارشنبه امتحان اکسل داشتم که خب چون با دانشگاه تداخل داشت و کلا کارام پیچ‌درپیچ شده بود، نتونستم صدمو بذارم و کامل یاد بگیرم. حس می‌کردم از ۱۰۰ شاید ۶۰ تا ۸۰ بشم (نمره از ۱۰۰ عه) و حتی ممکنه لازم باشه دوباره امتحان بدم.

روز امتحان از صبح استرس داشتم و به‌خاطر اینکه بخونم ساعت شیش بیدار شدم. حتی کارگاه نرفتم.
عصر رفتم واسه امتحان.

پنج تا سوال بود که یکیش واقعا طولانی بود.

سوال یک یه جدول با کلی تابع (if,sum و...) بود که سوال‌های بعدی هم به اون مربوط بودن. من اونو کامل انجام دادم چون همونا رو خوب بلد بودم و از شانس، صبح هم مرورشون کرده بودم.

ولی خیلی از تابع‌های دیگه رو بلد نبودم.
چون تمرین نکرده بودم. تو اکسل کلی تابع با کاربردهای مختلف هست و مطمئنم اگه از چیزایی می‌اومد که تمرین نکرده بودم، قبول نمی‌شدم.

نمی‌خوام خودمو گول بزنم.

سوال آخر رو هم نرسیدم انجام بدم.

استاد اومد، نگاه کرد، اسمم رو پرسید و ۱۰۰ داد بهم.
گفتم نرسیدم آخری رو انجام بدم. گفت اشکال نداره.

و اون روز تموم شد.

ولی یه حس مزخرف تا الان با من مونده.

حس می‌کنم اون نمره، نمره‌ی واقعی من نیست. انگار اصلا نمره‌ی من نیست...

نه اینکه فکر کنم استاد اشتباه کرده یا پارتی‌بازی شده. بالاخره چیزی که توی امتحان ازم خواسته شد رو انجام دادم و نمره‌م هم طبق همون داده شده. تازه من سر کلاس هم فعالم.

ولی هنوز این حس از بین نرفته...

شاید اگه اکسل رو از اول مرور کنم و واقعا حس کنم صددرصد بلدم، این حس هم از بین بره.

از یه طرفم اکسل تو هر رشته‌ای مهمه و توی دانشگاه و کار هم به دردم می‌خوره، پس دوباره خوندنش بدک نیست.
فقط زمان می‌خواد که تنها چیزیه که من ندارم :))

ما فقط مقدماتی‌ها رو خوندیم. تابع‌های مهم، محیطش و... یعنی در حدی که کارمون راه بیفته و نمونیم. اکسل پیشرفته کامل‌تره و کلی تابع و قابلیت دیگه داره.

ولی خدایی اکسل واقعاااا پیچیده‌ست.
شایدم به نظر من اینطوره.
به هر حال.

از همینجا به حسابداران عزیز که شب و روزشون با اکسل و حساب کتاب و این‌جور چیزاست، خسته نباشید می‌گم.
برای تک تکشون آرزوی موفقیت دارم🥲🫶🏻
  • ❤ 16
Post #788 345
۸ مهر ۱۴۰۵ | 2026/9/30
Day 82.

این هفته در دانشگاه زنجان 🌿

این دانشگاه تو بعضی از رتبه‌بندی‌های دانشگاه‌های سبز، رتبه‌ی اول ایران رو داشته.

راستش منم این هفته که یکم توی دانشگاه گشتم، بیشتر متوجه فضای سبز و درختای زیادش شدم. واقعاً بزرگه و قطعاً شب ترسناک.

با همه‌ی بدی‌ها و سختی‌هاش، یکی از قشنگ‌ترین چیزای دانشگاه همین مسیرای پر از درخت و فضای سبزشه. خیلییی دوستش دارم. 💚
  • ❤ 15
  • 🍓 3
Post #785 107
܀ فلق ܀ چالش پاییزه | 30 روز از 30 روز یک ماه پر مهر ▫️▫️ ▫️روز ۱ | چه چیزی از پاییز برات خاصه و خیلی دوستش داری؟ ▫️روز ۲ | اون چیه که بنظرت همه دوست دارن ولی تو دوستش نداری؟ ▫️روز ۳ | بهترین هدیه‌ای که تا به حال گرفتی چی بوده؟ ▫️روز ۴ | امروز یه عکس از چای، قهوه…
۷ مهر ۱۴۰۵ | 2026/9/29
Day 81.

چالش پاییزه (روز هفتم 🍂)

دوست دارم زیادی فکر کردن به برداشت دیگران رو رها کنم.

اینکه مدام به این فکر کنم که چی گفتم، چطور به نظر رسیدم و بقیه چه فکری درباره‌م کردن. نکنه سوءتفاهم شده، نکنه ناراحت شدن و هزار فکر دیگه.

می‌خوام زندگیمو بکنم، بدون اینکه برای هر لحظه‌ش این‌قدر فکر و خیال و کنکاش کنم.
  • ❤ 12
  • 🍓 2
  • 🤝 2
Post #784 100
  • ❤ 10
  • 👌 3
  • 🤣 1
Post #782 88
۶ مهر ۱۴۰۵ | 2026/9/28
Day 80.

از خودم متنفرم.
از اینکه نمی‌تونم با هیچ‌کس ارتباط بگیرم.
نمی‌تونم عین بقیه راحت حرف بزنم، بگم، بخندم.
حتی وقتی یکی می‌خواد بحث رو ادامه بده و حرف بزنه، من نمی‌تونم.
انگار هیچ حرفی واسه گفتن ندارم.
چی بگم؟!

من آدم مغروری نیستم، حتی اگه یکم از بیرون این‌طور به نظر بیاد.
با اینکه درونگرام، عاشق اینم که دور و برم شلوغ باشه. کسایی باشن که واقعا بتونم بهشون بگم «دوست».

نمی‌دونم از نظر بقیه چه آدمی‌ام و چه شخصیتی دارم.
نمی‌دونم چرا از دبستان به بعد وضع زندگیم این‌طوری شده.

ولی مطمئنم از نظر بقیه یه آدم غیر اجتماعی تمام و کمالم،
ولی واقعاً این‌طور نیست.

از شب قبل با خودم می‌گم
باید حرف بزنی.
خب تو بحث رو شروع کن.
تو پیشنهاد بده.
وقتی می‌خوان باهات ارتباط بگیرن، ادامه بده.
گرم و صمیمی باش.
عین ربات رفتار نکن.
لازم نیست بی‌نقص باشی.
لازم نیست حتماً راجب چیزای مهم بگی.

ولی نمی‌شه.

صبح دوباره همون آش و همون کاسه.

با خودم می‌گم بی‌خیال.
من به کسی احتیاج ندارم.
به دوست نیاز ندارم.
خودم می‌تونم برای خودم کافی باشم و حالمو خوب کنم.
و واقعاً هم همین‌طوره.

دوران مجازی این حس خیلی کمرنگ شده بود و واقعاً حالم خوب بود،
ولی وقتی میام دانشگاه و بقیه رو می‌بینم، دلم می‌گیره و نسبت به خودم حس بد می‌گیرم.

از خودم.
از اینکه خب چرا این‌طوریه؟
تا کی این روند ادامه پیدا می‌کنه؟
کل دانشگاه قراره همین‌طوری باشه؟!

خسته‌ام از این وضع.

نمی‌دونم غروره، خجالته، ترس از رد شدنه یا ترس از اعتماد.
ولی هرچی که هست، رو مخمه و خیلی اذیتم می‌کنه.

من همچین آدمی نیستم و این‌طور زندگی برای من نیست.

فقط امیدوارم یه روزی برسه که این احساس کلا از بین بره و بتونم با خودم بابتش کنار بیام.
  • ❤ 9
  • 💔 6
  • 🤝 3
Post #781 79
امروز یکی از بچه‌هایی که ترم مجازی هم‌کلاس بودیم رو توی کلاس حضوری دیدم. واقعاً با تصوراتم فرق داشت.
اصلاً صدا و تصویرش با چیزی که تصور می‌کردم همخوانی نداشت.
من معمولاً به همه این‌قدر دقیق توجه نمی‌کنم، ولی چون اسم این آدم به خاطر چندتا موضوع تو ذهنم مونده بود، کنجکاو بودم ببینمش و وقتی دیدمش واقعاً شوکه شدم :))
  • ❤ 17
Post #778 120
܀ فلق ܀ چالش پاییزه | 30 روز از 30 روز یک ماه پر مهر ▫️▫️ ▫️روز ۱ | چه چیزی از پاییز برات خاصه و خیلی دوستش داری؟ ▫️روز ۲ | اون چیه که بنظرت همه دوست دارن ولی تو دوستش نداری؟ ▫️روز ۳ | بهترین هدیه‌ای که تا به حال گرفتی چی بوده؟ ▫️روز ۴ | امروز یه عکس از چای، قهوه…
Del Yar ~ Takmusics.IRSara Naeini ~ Takmusics.IR
۵ مهر ۱۴۰۵ | 2026/9/27
Day 79.

چالش پاییزه (روز پنجم 🍂)

بوی پاییز می‌ده.
  • ❤ 13
  • 🍓 2
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →