۱۲ مهر ۱۴۰۵ | 2026/10/04
Day 84.
امروز اصلاً اصلاً روز من نبود، نیست.
صبح موقع رفتن دانشگاه، ماشینو یه مقدار به تیر چراغ برق مالیدم 🙂↕️
خیلی کوچولو 🤏🏻
بعد با حالِ نهچندان خوب رفتم سر کلاس ریاضی مهندسی. کلاسی که قبلاً هم دو جلسه غیبت داشتم و کلی استرس داشتم که نکنه استاد حذفم کنه.
آخر کلاس وقتی استاد ایمیلشو برامون روی تخته نوشت، تازه فهمیدم اصلاً کلاس استاد من نبوده :))
برنامه کلاسا عوض شده بوده و چون ترمهای قبل مجازی بودیم و قیافه استادها رو نمیشناختم، خیلی ریلکس و مطمئن نشستم جزوه نوشتم.
بعدشم رفتم دنبال اتاق استاد خودم که قضیه غیبتهام رو بگم و...
بقیهش بماند.
در حال حاضر صورتم پر از جوشه، موهام اصلاً خوب نیست، لباسم راحت نیست، مقنعهم هم داره خفم میکنه و تصمیم گرفتم کلاس بعدی رو نرم و برگردم خونه.
چون امروز واقعا اعصابم خورد شد.
فقط امیدوارم بقیه روزم خوب باشه. وگرنه دیوونه میشم☺️
گرچه حس میکنم دیوانگی تا اینجا کامل اتفاق افتاده.
Post #813
92
- 💔 10
- ❤ 6