TGViewer
Channel Public Channel
زندگیِ غیرقهرمانانه

زندگیِ غیرقهرمانانه

@herolesss

خطِ عمرِ یک انسان؛
دخترِ یک خانواده، عضوِ یک جامعه، دانشجوی این مملکت.
اینجا، از هر چیزی که به دلم بشینه می‌نویسم.

@Herolessbot
Subscribers
146
Photos
117
Videos
5
Links
16

Showing posts older than #551 · Back to latest

Older Posts 12 shown
Post #546 596
𝕻𝖆𝖗𝖙 𝖔𝖋 𝖒𝖊... سلام بعد از تقریبا ۲۰ روز
چنل نویس مورد علاقه‌م برگشت...🤍
  • ❤ 8
Post #545 113
زندگیِ غیرقهرمانانه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ | 2026/08/16 Day 50. پیشنهاد می‌کنم اگه دانشجو هستید، یا وقتی دانشجو شدید، به هیچ وجه ترم تابستون برندارید. مگر اینکه ترمای آخر باشید و مجبور باشید. ‼️ بابا تابستونه! اسمش روشه. واسه استراحت، تفریح، مهمونی، بیرون رفتن و خوابیدن تا لنگ ظهره.…
۶ شهریور ۱۴۰۵ | 2026/08/28
Day 58.

در تلاش برای خوندن و فهمیدن اندیشه اسلامی ۲ برای امتحان حضوری 🥸
البته فعلاً قزوین مهمونیم. PDF کتاب هم صرفاً جهت حفظ ظاهر و جلوگیری از گرفتن عذاب وجدان باز شده. 🤡
  • ❤ 5
  • 🤣 1
Post #520 288
  • ❤ 5
  • 🍓 2
Post #519 113
۵ شهریور ۱۴۰۵ | 2026/08/27
Day 57.

از چیزایی که این هفته یاد گرفتم، این بود که فهمیدم صداقت همیشه بهترین نتیجه رو نمی‌ده.
بعضی وقتا حرفت کاملاً صادقانه‌ست، ولی ممکنه جور دیگه‌ای برداشت بشه.

شاید بیشتر اوقات لازم نباشه آدم همه‌چیز رو دقیقاً همون‌طور که هست بیان کنه و بهتره بعضی چیزا رو یه کم متفاوت‌تر بگه. چه خوب، چه بد.

البته فکر کنم اینم یکی از چیزاییه که آدم کم‌کم و با گذشت زمان یاد می‌گیره. 🤍
  • ❤ 7
Post #516 160
۳ شهریور ۱۴۰۵ | 2026/08/25
Day 56.

امروز برای اولین بار این مدل پنل‌های خورشیدی رو از نزدیک دیدم. البته خیلی بزرگ نبودن.

فهمیدم پنل تا وقتی نور بهش برسه برق تولید می‌کنه. روزای آفتابی بیشتر، ابری کمتر و شب هم تقریباً تولیدی نداره.

نور از فوتون‌ها تشکیل شده و فوتون‌ها انرژی‌شون رو به الکترون‌های داخل سلول خورشیدی می‌دن. در نتیجه جریان DC تولید می‌شه.( جریان در یک جهت و مستقیم)

یه نکته جالب هم اینکه پنلِ زیر نور حتی اگه به چیزی وصل نباشه، ولتاژ ایجاد می‌کنه و می‌تونه جریان بده. پس نباید به سیم‌ها و اتصالاتش دست زد. ولی سطح شیشه‌ای سالمش در حالت عادی باعث برق‌گرفتگی نمی‌شه.

برای استفاده از برقش در خونه هم معمولاً با اینورتر، DC رو به AC تبدیل می‌کنن. شب‌ها هم یا از باتری‌های شارژشده استفاده می‌کنن یا از برق شهری.

حتی اون پنل‌های کوچولویی که روی بعضی چراغ‌ها می‌بینیم هم همین کار رو می‌کنن، ولی در مقیاس خیلی کوچیک‌تر.
  • ❤ 7
  • 🍓 1
Post #510 215
۳۱ مرداد ۱۴۰۵ | 2026/08/22
Day 55.

امروز وارد ۱۹‌اُمین سال زندگی‌م شدم. 🎂

اگه بخوام از ۱۸ سالگی بگم، برخلاف تمام تصوراتی که از بچگی درباره‌ی این سن داشتم، اتفاق خاص و عجیبی نیفتاد. نه یک‌دفعه همه‌چیز تغییر کرد، نه حس کردم وارد مرحله‌ی متفاوتی از زندگی شدم.

اما وقتی به سالی که گذشت نگاه می‌کنم، می‌بینم اتفاقاً چیزهای زیادی توش بود.

خیلی گریه کردم، خسته و ناامید شدم. ولی در کنارش خندیدم، خوشحال شدم، هیجان‌زده شدم و تجربه‌های جدیدی داشتم. با آدم‌های خوبی آشنا شدم، بعضی‌ها رو بیشتر شناختم و فهمیدم بعضی از آدم‌های کنارم، برام خیلی مهم‌تر از چیزی هستن که فکر می‌کردم. حتی فهمیدم خودمم برای بعضی‌ها مهم‌تر از چیزی هستم که تصور می‌کردم.

گواهینامه گرفتم، کارگاه رو شروع کردم، چیزهای جدید یاد گرفتم، بیشتر به آینده‌م فکر کردم و حتی اینجا رو ساختم.

اشتباه کردم، پشیمون شدم، تغییر کردم و ادامه دادم. هم از نظر ظاهری و هم از نظر شخصیتی.

هنوز با آدمی که می‌خوام باشم فاصله دارم و چیزهای زیادی هست که باید یاد بگیرم و انجام بدم. ولی یه حس عجیبی از بزرگ شدن دارم که واقعاً نمی‌تونم توصیفش کنم.

راستش یکم هم از اینکه زمان این‌قدر سریع می‌گذره می‌ترسم. اینکه سال بعد همین موقع ۲۰ سالم شده باشه و همین‌طور پیش بره... ترسناکه!

دوست دارم سال بعد، اگه قراره دوباره اینجا بنویسم، چیزهای خوبی برای تعریف کردن و خاطرات قشنگی برای یادآوری داشته باشم. اما می‌دونم زندگی قرار نیست دقیقاً طبق چیزی که من می‌خوام پیش بره و خوب و بی‌نقص باشه.

پس امیدوارم هر اتفاقی که می‌افته، حتی اگه سخت باشه، یه چیزی بهم یاد بده و کمکم کنه کم‌کم به آدمی که می‌خوام باشم و زندگی‌ای که می‌خوام بسازم نزدیک‌تر بشم. 🤍
  • ❤ 13
Post #493 287
زندگیِ غیرقهرمانانه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ | 2026/08/21 Day 54. صبح زودتون بخیررر 🤍 در حال آماده‌سازی وسایل برای یه سفر خیلی کوتاه به ماسوله‌ایم. 🌿 امیدوارم امروز واسه هممون جمعه‌ی خوبی باشه. مخصوصاً واسه اونایی که کنکور دارن. از جمله دخترعموی خودم. 🫶🏻
📍 ماسوله، گیلان
  • ❤ 16
Post #490 127
یه چیز جالب راجب این شالیزارهایی که صبح تو مسیر دیدم، فهمیدم که قبلاً نمی‌دونستم.
گفتم واسه شمام بزارم تا اگه نمی‌دونید، بفهمید قضیه چیه:)


اولِ کار، کشاورزها بذرها رو می‌پاشن توی یه جای کوچیک به اسم «خزانه» تا کم‌کم جون بگیرن.

بعد که گیاهچه‌ها رشد کردن و بهشون می‌گن «نشاء»، اونا رو از خزانه برمی‌دارن و با کلی صبر و حوصله، دونه دونه توی زمین اصلی (همین‌جا که توی عکس‌ها می‌بینید) می‌کارن.

حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ روز طول می‌کشه تا خوشه‌ها طلایی و آماده‌ی برداشت بشن.

بعد هم مرحله‌ی «شالی‌کوبی» شروع می‌شه که اون پوسته‌ی دورِ برنج رو جدا می‌کنن تا برنج سفید و خوش‌عطر بشه.

یه نکته جالب دیگه اینکه اون لایه‌ی قهوه‌ای که از روی برنج جدا می‌کنن، همون «سبوس» پرخاصیت و معروفه که گویا خیلی واسه بدن مفیده.
  • ❤ 8
Post #489 114

Forwarded from حوالیِ‌سڪوت

کنار برکه نشسته بود و برای مرغابی‌ها دانه می‌ریخت، هرکدام که نزدیک‌تر می‌آمدند، لبخند کوچکی روی لبش می‌نشست.
حواسش آن‌قدر به آب و پرنده‌ها بود که متوجه آمدنش نشد.
تا اینکه سایه‌ای روی آب افتاد.
سرش را بلند کرد و نگاهش به او گره خورد.
چند لحظه هیچ‌کدام چیزی نگفتند،
انگار هر دو در همان سکوت کوتاه
چیزی را پیدا کرده بودند که مدت‌ها نمی‌دانستند دنبالش می‌گردند.
او لبخند زد و گفت:
فکر کنم اینا بیشتر از من منتظر تو بودن.
خندید و شاید هیچ‌کدامشان نمی‌دانستند
همان چند دانه‌ای که آن روز برای مرغابی‌ها ریخته شد، قرار است بهانه‌ی آشنایی‌شان شود.بعضی آدم‌ها را باید همین‌طور پیدا کرد؛اتفاقی، میان یک عصر معمولی،
درست وقتی که اصلا انتظارش را نداری.
●روایتِ‌آغازِ‌یک‌حِس:
https://t.me/herolesss
  • ❤ 8
Post #475 109
زندگیِ غیرقهرمانانه Photo
این قسمتی که مِه بود( جاده‌ی خلخال به ماسوله)، به شدت هوای سردی داشت. انگار یهو از تابستون، وارد زمستون شدیم.
  • 🍓 8
Post #464 170
از زیبایی‌های مسیر ☁️🌱☀️
  • ❤ 6
  • 🍓 1
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →