۳۱ مرداد ۱۴۰۵ | 2026/08/22
Day 55.
امروز وارد ۱۹اُمین سال زندگیم شدم. 🎂
اگه بخوام از ۱۸ سالگی بگم، برخلاف تمام تصوراتی که از بچگی دربارهی این سن داشتم، اتفاق خاص و عجیبی نیفتاد. نه یکدفعه همهچیز تغییر کرد، نه حس کردم وارد مرحلهی متفاوتی از زندگی شدم.
اما وقتی به سالی که گذشت نگاه میکنم، میبینم اتفاقاً چیزهای زیادی توش بود.
خیلی گریه کردم، خسته و ناامید شدم. ولی در کنارش خندیدم، خوشحال شدم، هیجانزده شدم و تجربههای جدیدی داشتم. با آدمهای خوبی آشنا شدم، بعضیها رو بیشتر شناختم و فهمیدم بعضی از آدمهای کنارم، برام خیلی مهمتر از چیزی هستن که فکر میکردم. حتی فهمیدم خودمم برای بعضیها مهمتر از چیزی هستم که تصور میکردم.
گواهینامه گرفتم، کارگاه رو شروع کردم، چیزهای جدید یاد گرفتم، بیشتر به آیندهم فکر کردم و حتی اینجا رو ساختم.
اشتباه کردم، پشیمون شدم، تغییر کردم و ادامه دادم. هم از نظر ظاهری و هم از نظر شخصیتی.
هنوز با آدمی که میخوام باشم فاصله دارم و چیزهای زیادی هست که باید یاد بگیرم و انجام بدم. ولی یه حس عجیبی از بزرگ شدن دارم که واقعاً نمیتونم توصیفش کنم.
راستش یکم هم از اینکه زمان اینقدر سریع میگذره میترسم. اینکه سال بعد همین موقع ۲۰ سالم شده باشه و همینطور پیش بره... ترسناکه!
دوست دارم سال بعد، اگه قراره دوباره اینجا بنویسم، چیزهای خوبی برای تعریف کردن و خاطرات قشنگی برای یادآوری داشته باشم. اما میدونم زندگی قرار نیست دقیقاً طبق چیزی که من میخوام پیش بره و خوب و بینقص باشه.
پس امیدوارم هر اتفاقی که میافته، حتی اگه سخت باشه، یه چیزی بهم یاد بده و کمکم کنه کمکم به آدمی که میخوام باشم و زندگیای که میخوام بسازم نزدیکتر بشم. 🤍
Post #510
215
- ❤ 13