۲۱ مهر ۱۴۰۵ | 2026/10/13
Day 90.
رفتهرفته بیشتر دارم ارزش و جایگاه خانواده رو درک میکنم.
ارزش وجود پدر، وجود مادر، وجود کسی به اسم خواهر یا برادر.
یه تیکه از زندگی که هیچجای دیگهای نمیشه پیداش کرد.
با خانواده شادی هست، غم هست، دعوا هست، سختی و آسونی هست.
یه وقتایی ممکنه کار به جایی برسه که فکر کنی دیگه چیزی نمونده، ولی باز یه چیزی هست که نمیذاره این پیوند از بین بره.
هم دوری سخته، هم نزدیکی.
ممکنه ناراحتمون کنن، خستهمون کنن، اعصابمون رو به هم بریزن و بعضی وقتا حتی دلمون بخواد ازشون فاصله بگیریم.
خانواده جاییه که هم میتونه دلیل خندههامون باشه، هم دلیل اشکامون.
توش هم عشق هست، هم دلخوری.
هم بخشیدن هست، هم رنجیدن.
هم دلتنگی هست، هم بعضی وقتا نیاز به فاصله گرفتن.
ازشون فاصله میگیریم تا آروم بشیم، ولی وقتی دور میشیم، دلمون برای همون صدا، شلوغی و حتی همون چیزایی که کلافهمون میکردن تنگ میشه.
آخرش هیچکس نمیتونه جای خانواده رو بگیره.
یه پیوندی هست که حتی اگه بخوای نادیدهش بگیری یا نیازت بهش رو انکار کنی، بازم وجود داره. حالا تو هر سنی که باشی.
ممکنه واسه بیشترمون خانواده بینقصترین و بهترین جای دنیا نباشه ولی میتونه امنترین و موندگارترین جای زندگیمون باشه. اینو با گذر زمان و بزرگتر شدن میفهمیم.
امیدوارم همه پیش خانوادهشون سلامت باشن، فرصت تجربه کردن روزای خوب و آروم کنار هم رو داشته باشن و وقتی قدر این نعمت رو بدونن که دیر نشده باشه.🤍
Post #854
26
- ❤ 4