اگر بخواهیم اندیشه آدام اسمیت را خیلی ساده بفهمیم، باید از اینجا شروع کنیم که او میخواست توضیح دهد اقتصاد چگونه میتواند بدون اینکه یک نفر از بالا همه چیز را کنترل کند، به فعالیت خود ادامه دهد. اسمیت معتقد بود انسانها برای برطرف کردن نیازهای خود با یکدیگر معامله میکنند. مثلا نانوا برای کمک به دیگران نان نمیپزد، بلکه خودش هم میخواهد درآمد داشته باشد؛ مشتری هم برای کمک به نانوا پول نمیدهد، بلکه نان میخواهد. بنابراین هر دو طرف با دنبال کردن منافع خودشان وارد معامله میشوند و در این میان نیازهای یکدیگر را هم برطرف میکنند.
اینجا به ساختار ساده نظام سرمایهداری میرسیم. در سرمایهداری، افراد و شرکتهای خصوصی میتوانند مالک زمین، مغازه، کارخانه، ابزار تولید و سرمایه باشند. آنها سرمایه خود را برای تولید کالا یا خدمات به کار میگیرند و در مقابل، از فروش آن درآمد و در صورت بیشتر بودن درآمد از هزینه، سود به دست میآورند. کارگران نیز نیروی کار خود را در برابر دستمزد عرضه میکنند. بنابراین میتوان ساختار اصلی را خیلی ساده اینطور دید: مالکیت خصوصی، سرمایهگذاری، تولید کالا و خدمات، کار در برابر دستمزد، خرید و فروش و کسب سود.
اسمیت معتقد بود وقتی افراد مختلف آزاد باشند کالا و خدمات مورد نیاز مردم را تولید و مبادله کنند، منافع شخصی آنها میتواند به شکل غیرمستقیم به تأمین نیازهای جامعه کمک کند. او برای توضیح این موضوع از تعبیر دست نامرئی استفاده کرد؛ یعنی لازم نیست یک مرکز واحد دائما به همه بگوید چه چیزی تولید شود و چه مقدار تولید شود. قیمتها و تقاضای مردم میتوانند به تولیدکنندگان علامت بدهند. مثلا اگر مردم به کالایی بیشتر نیاز داشته باشند و خرید آن افزایش پیدا کند، قیمت و سود آن میتواند تولیدکنندگان بیشتری را به سمت تولید آن کالا بکشاند.
البته اسمیت به معنای بیقانونی یا نبودن حکومت از اقتصاد دفاع نمیکرد. او برای حکومت وظایفی مانند دفاع از جامعه، اجرای عدالت و فراهم کردن برخی امور عمومی قائل بود. بنابراین نباید اندیشه او را به این شکل ساده کرد که هرچه دخالت کمتر باشد همیشه بهتر است. مسئله اصلی اسمیت این بود که بخش بزرگی از فعالیت اقتصادی میتواند از طریق تعامل آزاد افراد و سازوکار بازار هماهنگ شود.
بازار آزاد چیست؟
بازار آزاد به زبان خیلی ساده یعنی افراد و شرکتها تا حد زیادی آزاد باشند که چه چیزی تولید کنند، چه چیزی بخرند و بفروشند و با چه قیمتی معامله کنند، بدون اینکه دولت مستقیما همه این تصمیمها را تعیین کند. مثلا فرض کنیم چند نانوایی در یک شهر وجود دارد. هر نانوایی تلاش میکند نان بهتر یا ارزانتری عرضه کند تا مشتری بیشتری جذب کند. اگر تقاضا برای نان زیاد شود، ممکن است نانواییهای بیشتری ایجاد شوند و اگر تقاضا کاهش پیدا کند، بعضی از آنها تولید خود را کم کنند یا از بازار خارج شوند.
پس در سادهترین تصویر، بازار آزاد بر اساس برخورد عرضه و تقاضا عمل میکند. تولیدکننده چیزی را عرضه میکند و مصرفکننده برای آن تقاضا دارد؛ قیمت نیز یکی از مهمترین ابزارهایی است که این دو را به هم مرتبط میکند. در سرمایهداری، مالکیت خصوصی و سرمایهگذاری نقش مهمی دارند و بازار آزاد یکی از سازوکارهای اصلی هماهنگ شدن فعالیتهای اقتصادی است. البته سرمایهداری و بازار آزاد دقیقا یک چیز نیستند؛ سرمایهداری درباره مالکیت و سازمان تولید نیز صحبت میکند، در حالی که بازار آزاد بیشتر درباره شیوه انجام مبادلات و تعیین قیمتهاست.
Post #5327
691
- ❤ 6