Post #1156
74
Forwarded from ستیغ
شممت روح وداد و شمت برق وصالحافظ 801 - سهیل قاسمیبیا! که پردهیِ گُل زیرِ هفتکاریِ چشم
کشیدهایم به تحریرِ کارگاهِ خیال
حافظ ۸۰۱
هم در نسخهی هشتصد و یک و هم در هشتصد و سه، گل و زیر جدا نوشتهشده و نقطه، جایی است که زیر خوانده میشود نه ریز. همچنین تا جایی که من دیدهام، گلریز، واژهئی نیست که کاتبان آن دوره سوا بنویسند. سر هم مینوشتند.
در بارهی هفتخانه و هفتکاری پیشتر یادداشتی نوشتهبودم که امروز مکرر نمیکنم.
اما پردهی گلریز نمیخوانم.
پردهیِ گُل زیرِ چیزی کشیدن است.
سهیل قاسمی
میکس: شهریار
@Setiq
کشیدهایم به تحریرِ کارگاهِ خیال
حافظ ۸۰۱
هم در نسخهی هشتصد و یک و هم در هشتصد و سه، گل و زیر جدا نوشتهشده و نقطه، جایی است که زیر خوانده میشود نه ریز. همچنین تا جایی که من دیدهام، گلریز، واژهئی نیست که کاتبان آن دوره سوا بنویسند. سر هم مینوشتند.
در بارهی هفتخانه و هفتکاری پیشتر یادداشتی نوشتهبودم که امروز مکرر نمیکنم.
اما پردهی گلریز نمیخوانم.
پردهیِ گُل زیرِ چیزی کشیدن است.
سهیل قاسمی
شَمَمْتُ رَوْحَ وِدادٍ وَ شِمْتُ بَرْقَ وِصال
بیا که بویِ تو را میرم ای نسیمِ شمال!
اَحادِیاً بِجِمالِ الحَبیبِ! قِفْ! وَ انْزِل!
که نیست صبرِ جَمیلام زِ اشتیاقِ جَمال
حِکایَتِ شبِ هِجران فروگذاشته بِهْ
بهشُکرِ آن که بَراَفکنْد پرده روزِ وصال
چو یار بر سَرِ صلح است و عُذر میخواهد،
توان گذشت زِ جوْرِ رقیب در همهحال
بیا که پردهیِ گُل زیرِ هفتکاریِ چشم
کشیدهایم به تَحریرِ کارگاهِ خیال
بهجز خیالِ دهانِ تو نیست در دلِ تنگ
که کَس مَباد چو من در پیِ خیالِ مُحال
قَتیلِ عشقِ تو شد حافظِ غریب، ولی
به خاکِ ما گذری کُن! که خونِ ما ت حلال!
میکس: شهریار
@Setiq



