دیدی ای ماه که شمع شب تارم نشدی تانگشتی زغمم شمع مزارم نشدی
بی خبر از برمن رفتی واین دردم گشت که خبردار ز دشواری کارم نشدی
روی برتافتی و پشت و پناه دل من نشدی کز همه جا رو به تو آرم نشدی
زاریم دیدی و آنقدر تغلا کردی که خبردار ز حال دل زارم نشدی
غافل از یاد تو بودم که نگشتی یارم یا بدیدی که غم روی تو دارمم نشدی
یاد آن عهد که از یکدلی و یک جهتی لحظه ای دور از آغش و کنارم نشدی
معانی
Post #389569
16