پاسخی به رد اخبار طینت و اظله توسط آقای انصاری
[یادداشت جناب آقای امداد توران]
شخصا به تلاشهای استاد انصاری در جهت شناخت و معرفی جریانهای مختلف فکری در تشیع ارج می نهم و نیز اهتمام ایشان را به تقویت و ترجیح آنچه عقل گرایی شیعی می دانند ستودنی می دانم و برایشان آرزوی موفقیت می کنم و به برکات حضور ایشان در محافل علمی غربی امید بسیار دارم. اما طبیعی است که من و بسیاری همچو من به حقیقت بیش از حقیقت جویان تعلق و تعهد داریم.
ایشان در آغاز سخن گفته بودند: «احادیث عوالم اظله و اشباح و احادیث مرتبط با طینت و خلقت نوری و میثاق و همه و همه اصلی سنی دارد که بعدا غلات شیعه به آن دامن زدند و از آن ورژنی شیعی برساختند».
عبارت ایشان مشتمل بر چند مدعا است، از جمله:
1- احادیث عوالم اظله در اصل در شیعه وجود نداشته است؛
2- این احادیث را غلات از اهل سنت اخذ کرده اند؛
3- مولفان کتب حدیثی شیعه احادیث عوالم اظله و خلقت نوری و… را از غلات اخذ کرده و در کتب روایی گنجانده اند. برخی از اشکالات این مدعیات بدین قرار است:
1- ایشان دسته های مختلفی از روایات را که از موضوعات مختلف سخن می گویند یا مضمون کانونی متفاوتی دارند یک کاسه کرده و همه را با یک چوب رانده اند. روایات خلقت نوری اهل البیت، روایات خلقت ارواح پیش از ابدان، روایات طینت، روایات عالم ذر حداقل چهار دسته مشخص اند که ادعای فوق شامل آنها می شود. التزام به روش علمی ایجاب می کند که برای طرح ادعایی چنین بنیادین و فراگیر درباره همه این دسته ها ابتدا مسیر پیدایش و انتقال همه آنها را که بالغ بر صدها روایت می شود در شیعه و سنی و غلات وارسی کرده و تاریخ سند و متن هر دسته را در هر سه گرایش اعتقادی دقیقا شناسایی کرده باشیم تا بتوانیم نتیجه گیری کنیم. تا کنون نه فقط در کل این موضوعات بلکه حتی در یکی از این موضوعات نیز چنین تحقیقی را ندیده ام. اگر آقای انصاری همه این دسته ها یا حتی یکی از آنها را تاریخ گذاری سندی و متنی کرده لطفا ارجاع دهد.
2- حجم عظیم روایات شیعی در همه موضوعات فوق آنهم به طرق خالص شیعی هرگونه احتمال اخذ و اقتباس از اهل تسنن را از میان برمی دارد. (روشن است که وجود معدود اسناد زیگزاگی بین مذاهب مختلف نمی تواند خلوص و اعتبار زنجیره های خالص شیعی و خالص سنی را زیر سوال ببرد). نمونه روایات خالص شیعی در هر باب فراوان است. محض نمونه یک حدیث شیعی درباب خلقت نوری تقدیم می گردد: سند: أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ >سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ >أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى ع> الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ >فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ > أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ ع> مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ >أَبَا عَبْدِ اللَّهِ: «إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ خَلْقاً مِنْ رَحْمَتِهِ خَلَقَهُمْ مِنْ نُورِهِ وَ رَحْمَتِهِ مِنْ رَحْمَتِهِ لِرَحِمْتِهِ فَهُمْ عَيْنُ اللَّهِ النَّاظِرَةُ وَ أُذُنُهُ السَّامِعَةُ وَ لِسَانُهُ النَّاطِقُ فِي خَلْقِهِ بِإِذْنِهِ وَ أُمَنَاؤُهُ عَلَى مَا أَنْزَلَ مِنْ عُذْرٍ أَوْ نُذْرٍ أَوْ حُجَّةٍ فَبِهِمْ يَمْحُو السَّيِّئَاتِ وَ بِهِمْ يَدْفَعُ الضَّيْمَ وَ بِهِمْ يُنْزِلُ الرَّحْمَةَ وَ بِهِمْ يُحْيِي مَيِّتاً وَ بِهِمْ يُمِيتُ حَيّاً وَ بِهِمْ يَبْتَلِي خَلْقَهُ وَ بِهِمْ يَقْضِي فِي خَلْقِهِ قَضِيَّتَهُ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَنْ هَؤُلَاءِ قَالَ الْأَوْصِيَاءُ». (صدوق، التوحيد، ص 167) و چه بسیار است نظایر آن.
3- این ادعا که غلات این احادیث از اهل تسنن اخذ کرده اند، مثل اینست که امروزه بگوییم نصیریه سوریه عقاید خود را از وهابیان عربستان اخذ کرده اند. حقیقتاً فاصله محتوایی بین آنچه اهل تسنن در برخی از موضوعات فوق نقل می کنند با آنچه در کتب غالیان و حتی امامیان آمده آنچنان زیاد است که احتمال روگرفت بودن [کلی] یکی از دیگری حتی به نحو مقابل سازی یا مشابه سازی را نفی می کند. مثلا روایات خلقت ارواح قبل از ابدان که روایاتی شیعی اند به ندرت در منابع سنی یافت می شوند. آنهایی هم که یافت می شوند ظاهرا ریشه ای شیعی دارند و از امامان شیعه به فضای سنی منتقل شده اند. در مقابل روایات الارواح جنود مجنده روایتی سنی است که در اهل تسنن به طرق بسیار نقل شده و در شیعه به طرقی بسیار اندک (اندک بودن این روایات در شیعه لزوما به معنای انتقال آنها از اهل تسنن نیست و ادعای انتقال نیازمند ارائه شواهد است).
@gholow2
Post #996
3.14K