⚠️طب اسلامی و توجیهات کلامی نارسا!
گرچه مدعیان طب اسلامی با ادعای پیروی از اهل بیت ع، خود را اخبارگرا نشان می دهند. در راستای آن فراوان از مباحث اعتبار سنجی نیز چشم می پوشند، اما به مانند برخی از گذشتگان برای این رویکرد دست به دامن ادله ای کلامی و فلسفی می شوند که گذشته از نا تمامی آنها از منظر عقل، سنخیتی با کتاب و سنت نیز ندارد.
اخیراً کاربری مجموعه ای از استدلال های کلامی را در قالب سلسله یاد داشت هایی در تأیید طب اسلامی برایم فرستاده اند.
🔻 دین و جامعیت
از آن جمله گفته اند:
«دینی که در رابطه با اساسی ترین نیازهای بشری چیزی جز چند توصیه اخلاقی ومولوی وارشادی در چنته ندارد وآن را به بشریت واگذارده تا با آزمون خطا راه پوید با منطق یک دین کامل وجامع نا ساز گار می نماید.»
«دینی که برای پاسخگویی به یکی از مهمترین نیازها دستش را به نشانه ی عجز وتسلیم در مقابل خرده تجربه های بشری بالا ببرد شایسته نام کاملترین دین نیست.
بحث دیگر در این تامل این است که چگونه خداوند سلامت و درمان انسانها را مبتنی بر تجربه و آزمون خطا کرده باشد حال آنکه در نهایت قربانی این آزمون وخطا بسیاری از بندگان شایسته ای است که هر کدامشان به قدر یک امت می ارزند.»
«دارندگان این دانش می توانند بساط استثمار و واستکبار پهن کنند واز این نیاز همه امتها را زیر یوغ ستم وبهره کشی برد.»
🌱البته لازمه این توجیهات کلامی، قائل شدن به زمین شناسی اسلامی و نجوم اسلامی و فیزیک و شیمی اسلامی و... است. که در برخی از این زمینه ها دست ما از روایات خالی است.
یک اشکال مطلب این است که بر این اساس باید از اساس دین منکر تجربه باشد، زیرا خطا دارد، و نیز ممکن است ابزار قدرت غیر مؤمنان شود. حال آنکه دین تجربه را نفی نکرده است. و این را مدعیان طب اسلامی هم پذیرفته اند. پیشتر روایاتی در این زمینه ارائه نمودم. آیاتی مانند «و شاورهم فی الأمر» و یا اتکای حضرت رسول به پیش نهاد سلمان در کندن خندق نیز خلاف مدعای نویسنده را نشان می دهد. (هر چند که ممکن است مدعی این امور را معاذ الله حمل بر نمایش بازی کردن حضرت نماید!)
🔻در یادداشت دیگر با عنوان «طب و عدل» می نویسد:
«اگر طب امری تجربی است چگونه می توان عدالت را برای گذشتگان به درستی معنا کرد یعنی چون بشر در راستای افزونی و یادگیری در دانش طب ،امروز به توانمندیهای دست یافته که گذشتگان از این موهبت محروم بوده و به دلیل نبود چنین امکاناتی محکوم به مرگ و زوال بوده است وهمین امر نسبت به زندگان در حال ورابطه شان با آیندگان صادق است زیرا بشر فردا به واسطه ی ترقی و رشد در طب امکان درمان بیماریهای را خواهد داشت که امروز لاعلاج خوانده می شود واین ظلمی است به ما و گذشتگان ما که از چنین موهبتی محروم گشته ایم.»
🌱با این تقریر نویسنده از عدل الهی لازم می آید که ریشه کنی بلایا را مانند ریشه کنی گناهان از رسالت های دین پنداریم. این خلاف روایات بسیار است. اگر بلا و مرض مانند گناه خلاف عدل بودند، پس چرا در روايات ایمان و بلا پیوند زده شده است؟!
این نگرش به بلایا در میان اهل غلو نیز دیده می شود. (t.me/gholow2/182 و t.me/gholow2/170)
🔻در متنی ایشان گفته اند اگر پیامبر عالم به دوای دردها است، پس اگر آن را از مردم زمان مخفی نماید، خست ورزیده است!
🌱 چه دلیلی داریم، که بر خلاف آیات و روایات متواتر علم همه مسائل جزئی عالم را بالفعل نزد ایشان حاضر بدانیم؟ (پیشتر ادله مطلب را بحث نمودم: t.me/gholow2/369)
نمونه ای از آیات:
وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوء (اعراف: 188)
اصحاب معصومین ع در معرض بلایای بسیاری بودند، اما ایشان نه تنها خود آن را از ایشان دفع نمی کردند. بلکه پیشتر هم به آنها نمی گفتند. فراتر از آن خود ائمه ع هم فراوان درگیر بلایا می شدند. و اصلا روایات بسیار است که بلا برای مؤمن است. (الكافي، ط - الإسلامية، ج2، ص: 252 بَابُ شِدَّةِ ابْتِلَاءِ الْمُؤْمِن)
به هر حال کتاب و سنت و تاریخ گزارش های بسیار دارد، و به بافته های ما تغییر نمی کند. به گفته یکی از فضلا «به طور کلی نگاه ایدئولوژیک به تاریخ همان نتیجه ای را می دهد که از قبل دنبال آن هستید و دست شما را از نیل به حقیقت دور نگه می دارد.»
@gholow2
Post #940
2.83K