🔥 ابلیس، «الگوی عارفان متصوف»
تمجيد از ابليس يکي از رسوم رايج اهل عرفان مصطلح است. گمان میکنم اگر شواهد این مدح ها را جمع کنیم کتابی فراهم آید.
به عنوان اشاره ای مختصر مثلاً او را در موارد بیشمار اسوه توحید می دانند. (نمونه: عطار، منطق الطیر، ص: ۱۸۳، عطار، تذکره الاولیاء، چاپ منوچهری ص ۵۵۹. و روزبهان بقلی، شرح شطحیات ص۵۱۰. عین القضاة، تمهيدات، ص: 211 و آئينه عرفان، ص96، ابن جوزی، تلبیس ابلیس ص68) عين القضاة همدانى، صوفى نامى -به مانند ملای رومی- مىنويسد: «گناه ابليس عشق او به خدا بود» (عین القضاة، تمهيدات، ص 229. و ر.ک جلال الدین بلخی، مثنوی معنوی، ص: 257)
منصور حلاج در کتاب خود بخش طاسين الازل و الالتباس، در فصلی سرتاسر از شيطان دفاع مي کند. مثلاً می گوید : «صاحب من و استاد من، ابلیس و فرعون است. به آتش بترسانیدند ابلیس را، از دعوی خود بازنگشت. فرعون را به دریا غرق کردند و از دعوی بازنگشت. فرعون از روی کشفی که از خدا پیدا کرده بود، ادعای ربوبیت کرد.» (حلاج، الطواسین، ص51)
صدرای شیرازی در کتبش به تقلید از حلاج صریحا ابلیس را تنها لائق عنوان فتوت در کنار رسول الله ص می داند، و بر خلاف نص آیات بسیار او را در سجده نکردن صاحب حجت الهی می پندارد. ملاصدرا گفته است: خداوند در ظاهر به شیطان امر به سجده کرد و در باطن او را نهی کرد و خود به او الهام نمود که آن جملات در توجیه کار خود به زبان آورد! و حتی مخالفان دفاعیه اش از ابلیس را (معاذ الله) مجنون و احمق می خواند. (محمد شیرازی، مفاتيح الغيب، ص1: 173) جمعی از عارفان معاصر نیز مشابه این دفاعیات را دارند. (نمونه: محمد حسین طهرانی، الله شناسى، ج3، ص: 118، 120، 121 و معاد شناسى، ج10، ص: 235)
مختصری که به قلم آمد نمونه آشکار مقابله ی صوفیان سرشناس و -یا به اصطلاح عرفای نامی- با نص صریح قرآن است که بدان قیام نموده اند و معتقدند که ابلیس به خاطر عشق به خدا به غیر خدا سجده نکرده است، در صورتی که قرآن می فرماید ابلیس گفته: «انا خیر منه» این جواب به خدا حکایت می کند که انانیّت ابلیس مانع اطاعت امر شد. و لذا در آیات متعدد خداوند ابلیس را با شدید ترین تعابیر طرد و طعن نموده است. اینها آیات خدا را به بازی گرفته و لگد مال کرده اند.
انصاف آنکه هرگز نباید ساده انگارانه این ادعاها را برداشتی ابتدایی از قرآن پنداشت، بی شک اگر به دنبال برداشتی از قرآن بودند، همان طور که گاه خود اعتراف نموده بدترین دشمنان و نماد تکبر و عصیان است؛ اما به هر رو در این دست کلمات واقعیت اوج عرفان را -هم چنان که خود گفته اند- به نمایش گذاشته اند.
به هر رو اگر ابلیس را نماد تکبر و غرور و خودبینی بدانیم، گرچه صوفیان در گفتار خود را منزه از این موارد معرفی می نمایند، اما از خودستایی ها و بدعت آفرینی های شگرف آنان به نظر می آید در مقام عمل تا حد زیادی در ادعای الگوپذیری از ابلیس صادق بوده اند.
@gholow2
Post #854
1.95K
غلوپژوهی 🔥محمدحسین طهرانی و دفاع از ابلیس! طهرانی می نویسد: «شیطان نه در وجود و ذات و نه در اثر و فعل، از خود استقلالی ندارد. هستی اش و فعلش با خدا و به امر خداست... شیطان از جانب حق متعال مأمور بازرسی و تفتیش است تا افراد آلوده به اختیار خود و آنان را که راه اعوجاج…