🔺 «دستگاه سید الشهداء ع»
فضائل سید الشهداء علیه السّلام، و ذکر مصائب و اندوه و اشک بر داغ آن امام راستی دستگیر عاشقان و محبان اهل بیت علیهم السّلام است، اما این مجوز آن نمیشود که این سفره پر خیر و برکت را مطالب نامعلوم و یا حتی خرافی و مجعول بیالاییم.
«دستگاه سید الشهداء ع»! این تعبیر را فراوان شنیدهاید. متأسفانه این تعبیر زیبا گاه دستمایه کسانی شده تا مطالب دلپسند خود را بدون مستندات کافی از کتاب و سنت به مخاطب دیکته کنند. میبینیم کسانی که در فقه و کلام، احادیث مکرر و گاه حتی معتبر از امام صادق ع در کتاب شریف کافی را نیز به راحتی تکذیب میکنند؛ خبر بیسند و متفرد فلان منبع ضعیف قرن ده و یازده را صحیح میخوانند! و فلان پدیده نو ظهور در عزاداری را ضروری میشمرند! در این فضا بررسیهای سندی و تعمقات دلالی در فقه بحث فقاهی و اجتهادی دانسته میشود، اما پژوهشهای حدیثی و اعتبار سنجی ناظر به آیات و روایات و قطعیات تاریخ و رجال در زمینه مصائب سید الشهداء ع، تشکیک در فضائل و معارف نام میگیرد! آخر این یک بام و دو هوا چه توجیهی دارد؟ مگر اهل بیت ع از یک نور نیستند؟
…قَالُوا سَمِعْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّه ع یَقُولُ حَدِیثِی حَدِیثُ أَبِی وَ حَدِیثُ أَبِی حَدِیثُ جَدِّی وَ حَدِیثُ جَدِّی حَدِیثُ الْحُسَیْنِ وَ حَدِیثُ الْحُسَیْنِ حَدِیثُ الْحَسَنِ وَ حَدِیثُ الْحَسَنِ حَدِیثُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ حَدِیثُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ حَدِیثُ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ حَدِیثُ رَسُولِ اللَّهِ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. (الکافی، ط - الإسلامیة، ج۱، ص۵۳)
🔸حدیث من حدیث پدرم و حدیث پدرم حدیث نِیایَم و حدیث نیایم حدیث حسین و حدیث حسین حدیث حسن و حدیث حسن حدیث امیر المؤمنین و حدیث امیر المؤمنین حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله و حدیث رسول خدا حدیث خداوند عز و جل است.
گیرم عوام نفهمند که تعهد فقیهانه بر ظواهر هیئتی یک عالم ترجیح دارد، خود آقایان که از واقع آگاهند!
نمیدانم چرا برخی از آقایان نسبت به فلان فرع فقهی مستحدث مورد اختلاف آن چنان موضع تندی در برابر عالم مخالف میگیرند، و او را تفسیق و تجهیل میکنند! اما در برابر انکارهای مکرر اصول اجماعی طائفه که صدها آیه و روایت پشتوانه آن است، چنین حساسیتی نشان نمیدهند؟!
همین رویکرد دستمایه برخی از عوام میشود که تکفیر این عالم و آن محقق را به ادعای دشمنی با سید الشهداء ع در بوق و کرنا کنند! اما نسبت به اولیات عقاید و فقه چندان برخوردی نداشته باشند.
و چه بد که عدهای نیز با این سخنان سطحی که در تاریخ بر خلاف فقه، سند و دقت نیاز نیاز نیست در مقام توجیه این آشفته بازار بر میآیند! این چه قاعده بیپایهای است؟! مگر همان فقه -که حرمتی دارد- بین دروغ در تاریخ و غیر تاریخ فرق میگذارد؟ بدتر آنکه در همین حال فقه نیز حرمتش را از دست میدهد، و اگر مؤمنی دقّتی به خرج دهد، دیگر عرضش چندان مصون نخواهد نبود، و نیز گذشته از اشکالات این تفصیلات سطحی، مگر تسامح در زمینههای تاریخی لوازم فقهی و کلامی ندارد؟! و مگر فتاوای زیادی از این آقایان بر همین تسامحها استوار نشده است؟!
@gholow2
Post #836
3.49K