🔥 معاد عرفانی
🔺آقای حسن زاده در «ممد الهمم در شرح فصوص الحكم»، ص213 مینویسد:
«اما نسبت به مشركان كه غير خداوند از موجودات را پرستش مىكنند، پس منتقم از آنها انتقام مىگيرد؛ زيرا كه آنان حق را محصور كردهاند در آن چه كه او را پرستش كردند و اله مطلق را مقيد قرار دادند. اما از آن جهت كه معبودشان عين وجود حق است كه در اين صورت ظاهر شده است، پس پرستش نمىكنند مگر خدا را «فرضي اللّه عنهم من هذا الوجه» پس عذابشان در حق ايشان عذب مىگردد. شيخ شبسترى گويد:
نكو انديشه كن اى مرد عاقل/ كه بت از روى هستى نيست باطل
بدان كايزد تعالى خالق اوست/ ز نيكو هر چه صادر گشت نيكوست
وجود آن جا كه باشد محض خير است/ اگر شرى است در وى او ز غير است
مسلمان گر بدانستى كه بت چيست/ بدانستى كه دين در بت پرستى است
و گر مشرك ز بت آگاه گشتى/ كجا در دين خود گمراه گشتى
و با اينكه عذاب نسبت به كافران نيز اگر چه عذاب عظيم است. لكن ايشان به عذاب معذب نمىشوند زيرا به آن چه در آنهاست راضىاند. براى اينكه استعدادشان همين را طلب مىكند. مانند گلخن تاب كه به كار خود افتخار مىكند و همانا كه عذاب عظيم است، نسبت به كسى كه مىداند كه وراى مرتبه ايشان مرتبهاى است و اينكه معذبان در آن هستند نسبت به آن مرتبه عذاب است. (يعنى عظيم بودن عذاب كافران به اين وجه است). و انواع عذاب از آن جهت كه عذاب است بر اهلش مخلد نيست زيرا كه عذاب به شفاعت شافعان منقطع مىشود و آخرين كسى كه شفاعت مىكند چنانكه در حديث صحيح آمده است آن كس ارحم الراحمين است. از اين روى در قعر جهنم جرجير مىرويد زيرا كه نار منقطع مىشود و عذاب مرتفع مىگردد و نيز عذاب مخلد نيست به مقتضاى «سبقت رحمتي غضبي» پس ظاهر آياتى كه در حق آنان تعذيب آمده است همه آنها حق است و كلام شيخ رضى اللّه عنه با او منافات ندارد زيرا كه عذاب بودن شيء از وجهى منافات ندارد با اينكه از وجه ديگر عذب باشد.»
@gholow2
Post #795
1.48K