💠 دفاع از حدیث ابن سرحان در مقابله با بدعت گذاران
محَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا رَأَيْتُمْ أَهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بَعْدِي فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْ وَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةَ وَ بَاهِتُوهُمْ [/ناهبوهم] كَيْلَا يَطْمَعُوا فِي الْفَسَادِ فِي الْإِسْلَامِ وَ يَحْذَرَهُمُ النَّاسُ وَ لَا يَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ يَكْتُبِ اللَّهُ لَكُمْ بِذَلِكَ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعْ لَكُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِي الْآخِرَةِ.
🔸 زمانی که اهل ریب و بدعت را پس از من دیدید؛ پس از آنها اظهار برائت نمایید؛ آنها را زیاد سب و مذمت و بدگویی نموده و آنان را بهتان زنید/ مبهوت سازید/ به سخن گیرید تا برای تباه کردن اسلام، طمع نکنند و مردم از آنها بر حذر شوند و از بدعتهای آنها نیاموزند؛ تا بدین خاطر، خداوند برای شما حسنات بنویسد و درجات شما را در آخرت بالا ببرد.
📚الكافي ط - الإسلامية، ج2، ص375، باب مجالسة أهل المعاصي؛ مجموعة ورام، ج2، ص162.
آقای حسن انصاری اخیراً در کانال خود به نقد و رد این خبر پرداخته و در موضعی دیگر صریحاً اصالت آن را رد نمودهاند. به نظر ما وجوه مذکور در کلام ایشان برای تکذیب خبر کافی نیست.
🌱 بررسی سندی
از جهت سندی ایشان به تعبیر «قابل تشکیک» اکتفا کردهاند! حال آنکه سند بر اساس مبانی مشهور صحیح است. (ر.ک مرآة العقول، ج11، ص77) با این وجود، با تقاضای ارائه مستند اشکال سندی از استاد انصاری و نرسیدن پاسخ، به بررسی بیشتر میپردازیم:
روات خبر همگی از فقهای سرشناس اصحاب هستند که متن خبر را از راوی توثیق شده داود بن سرحان روایت میکنند. نجاشی او را توثیق نموده و به کلام ابن نوح در مورد او نیز اشاره ای نموده، و گفته «روى عنه هذا الكتاب جماعات من أصحابنا رحمهم الله» (رجال النجاشي، ص159، ش420) این تعبیر حاکی از توجه اصحاب به کتاب داود است. (هرچند در نمونههایی مانند ابوالبختری شواهد بر خلاف گفتۀ نجاشی است.) نجاشی و شیخ در این میان به بعضی از طرق کتاب به روایت از بزنطي، و عبد الرحمن بن أبي نجران و محمد بن أبی حمزة اشاره کردهاند که این طرق صحیح است، و طریق مذکور در کتاب کافی نیز متناسب با یکی از آنها است. از اسناد چنین بر میآید که احتمالاً جمع دیگری از ثقات این طبقه مانند جعفر بن بشیر، ابن فضال، وشاء، ابن سماعه و... نیز بدان توجه داشتهاند.
از سویی، متن اخبار داود نیز فراوان مورد فتوای صاحبان کتب اربعه و دیگر فقها بوده، (مثلاً ر.ک تهذيب الأحكام، تحقيق خرسان، ج4، ص268) و فراوان شواهدی از اسناد دیگر نیز دارد، و یا حتی مشترکاً با فقهای اصحاب روایت نموده (نمونه: الكافي، الإسلامية، ج5، ص426 با زراره، و همان، ج5، ص407 با حلبی که شاید حلبی متکی به داود باشد و...) و تاکنون به شبهه خاصی در این متون برنخوردم. بنابراین اشکالی در توثیق داود به نظر نمیآید.
خود داود نیز به نص اسناد متعدد مستقیماً با امام صادق (ع) مرتبط بوده است. (نمونه: الكافي، ج2، ص250، 357؛ ج3، ص146، ج4، ص178، ج5، ص87) با تک واسطه (نمونه: النوادر للأشعري، ص132؛ عیاشی، ص198) و دو واسطه (الكافي، ج2، ص14) و بدون ذکر واسطه به صورت «عن ابی عبد الله» از امام روایت دارد. در برخی از روایات داود از امام صادق ع با تعبیر «داوُد عَن أبِي عَبدِ الله ع» قرینه قطعی بر سؤال مستقیم خود او از امام وجود دارد. (الفقيه، ج3، ص227) بنابراین، گرچه تعبیر «عن ابی عبد الله» در این طبقه و پیش از تشکیل سند معنعن قرینه قوی بر اتصال نیست (برخلاف دو سه طبقه بعد امام، در اسناد ثقات)، ولی کاملاَ احتمال اتصال سند او و سماع این روایت از امام صادق (ع) هست.
شاید مهمترین تأمل سند این باشد که روایتی نبوی را با وجود لحن عام و عمومی و مقتضی نشر، به صورت منفرد نقل میکند. از طرفی داود بن سرحان در نقل روایات نبوی از امام صادق (ع) هرگز تعبیر سماع را به کار نبرده، و معلوم نیست این به جهت اختصارگرایی اصحاب بوده یا آنکه این روایات با سماع مستقیم نبوده است.
@gholow2
Post #634
1.89K