🔺 نو اخباریه و غلو
با بررسی آرای اخباریان، تفاوت رویکرد طیف های مختلف آنان کاملاً آشکار است. از جهاتی می توان ایشان را به دو گروه تقسیم نمود:
1- علمای معتدل اخباری، مانند شیخ حر عاملی، شیخ یوسف بحرانی، (و با تسامح) علامه مجلسی. این دسته از علما رویکرد تعصب آمیزی نسبت به جریان اخباری گری نشان نمی دهند، و به دنبال پر رنگ کردن صف بندی در برابر اصولیان نیستند، گرچه در برخی از مبانی آنان اشکال هایی باشد، اما همواره دنبال ملاک و معیار و رویکرد روشمند هستند، و بی حساب به روایات اعتماد نمی کنند. این علما، همانند اکثر اصولیان تاریخ حوزه شیعی غالباً با تصوف نیز مخالفت جدی دارند. و آرای کلامی و فقهی این عالمان نیز عموماً مطابق با مشهور عالمان امامیه است، و در فقه و حدیث نیز مورد توجه گروه های مختلف علما هستند.
2- اخباریانی که موضع بسیار تندی نسبت به اصولیان دارند، و صريحاً بر آنان می تازند؛ مانند فیض کاشانی و میرزا محمد اخباری. (و البته مجلسی اول و ملاصدرا نیز هریک از جهاتی شباهت هایی با این دسته دارند.) رویکرد تسامح آمیز آنان در برخی از آثار بسيار شديد است، در حدی که گاه اثری را از مرسلات متفرد صوفیه مشحون می سازند. در موارد متعددی بزرگان صوفیه را می ستایند. و در عين حال بر اختلافات میان اخباري و اصولي تأکید شدیدی دارند. و گاه برای رد اصول و اصولیان شیعه از کلمات صوفیان عامه نیز بهره می جویند. البته تعابير تند آنان بیشتر نسبت اصولیان معاصرشان صریح می شود.
فیض کاشانی که تحت تأثیر تعالیم ملاصدرا بوده است، گرایشات فلسفی و عرفانی شدیدی دارد، و آرای او در آثار فلسفی اش ابداً شباهتی به آرای محدثان سرشناس ندارد. (به عنوان نمونه ر.ک به کتاب اصول المعارف که در اواخر عمرش تاليف نموده است.) «کلمات مکنونه» او منبع روایات بی پایه صوفیه است، فیض کاشانی رساله «مشواق» را در دفاع از اصطلاحات صوفیه نوشته است. حتی گاه شواهد شباهت آرای او با صوفیه را در نظرات فقهی اش نیز می توان دریافت، که با توجه به تناظر نسبی صف بندی مخالفین و موافقین این مسائل با صف بندی آنان در قبال صوفیه قابل توجه است. فیض در آثارش گاه اشعار صوفیانه مشعر به تناسخ را نیز جای داده است. (مانند شعر مشهور با ردیف «تا بود علی بود»)
میرزا محمد اخباری نیز مشهور به عرفان و علوم غریبه بوده است. او حتی ابن عربی را می ستاید. (میزان التمییز، نسخه خطی) و نیز با شیخ احمد احسائی مرتبط بوده و او را ستوده. (ر.ک به رجال او و نیز عبرة الناظرين از همو و مکاتبات در غمزة البرهان. و به نقل از آقای حسن انصاری از ومضة النور و جودت القزويني، پاورقی بر متن العبقات، ص ۱۸۸) و مفوضه را با تقسيم بندی های عجیبی خلص شیعیان می داند! (ر.ک به نسخه خطی رساله او در شهادت ثالثه در رد بر کاشف الغطاء) در آثار او حشو و تخلیط شدیدی مشاهده می شود.
با بررسی آثار شیخیه (علی رغم ادعای اصولی بودن) و نو اخباریه و حتی فرقی مانند گاطعیه، شباهات شدید آراء ایشان با دسته اخیر نیک روشن است. در روحیه حشوی گری ایشان، نفی تقلید، اصول و... شواهدی آشکار از این دست دیده می شود. متأسفانه این گروه ها گاه نفی تقلید را به قطبیت شیخ خود گره زده اند.
با پیدایش موج جدید تسامح در نقل اخبار، این گروه ها مطالب صحیح و ضعیف قدیم را بیش از پیش با نقل های بی سند متاخر آمیخته اند. بعد از ورود اخبار مجهول برخی از منابع غالیانه خصوصاً از دوره صفویه در برخی از مجامع روایی، امروزه با شناخته شدن منشأ اين آثار باز حشویه بر روایت از آن تأکید دارند، اما بدتر از آن اینکه برخی از آنان با دسترسی های جدید به منابع نصیریه دلبستگی خود را به این فرقه منحرف کاملاً آشکار ساخته اند.
جمعی از نو اخباریان که پیشتر خود را متأثر از آرای فیض و میرزای اخباری و محمد رضا تهرانی نشان می داده اند، آشکارا مروج اخبار تازه یاب نصیریه در زمینه الوهیت اهل بیت ع، تناسخ، تفویض، و بابیت سران غلو شده اند. بی شک حربه تکفیر از مهم ترین ابزار های آنان برای قبولاندن منکرات نصیریان به افراد نا آگاه و سست عقیده است. قرائنی حاکی از آن است این گروه با شیخیان نیز تعاملاتی دارند. هرچند که این گروه های غالی با اندک اختلافی یکدیگر را تکفیر می کنند.
جالب آنکه نصیریان نیز گذشته از عقاید مشهورشان، در دوران اخیر گاه ادبیاتی کاملا مشابه ادبیات نو اخباریان به کار می برند. مثلاً شخصیت مشهور نصیریان معاصر، محمد غالب طویل، در مورد آنان می نویسد: «هم لا يهتمون بالقواعد اللغوية... لا يحق لاحد ان يؤول القرآن سوى اهل البيت، و لا تنفع عند العلوي القواعد الصرفية و النحوية او الأصولية في استخراج الأحكام الشرعية.» (به نقل از العلویون او النصیریة از تاريخ العلويين، ص196 و 481)
@gholow2
Post #562
2.55K