💠 جایگاه توثیقات عام و خاص
- در مقاله «روش نجاشی در نقد رجال» از آقای خویی نقل نموده:
«نجاشى در مقدمه كتابش خود را ملتزم مى بيند تا از مؤلفان دوازده امامى نام ببرد. بر اين اساس، هر كس كه نجاشى در كتابش به بيان شرح حال او پرداخته، امامى مذهب محسوب مى شود، مگر اين كه خود خلاف آن را تصريح كند.» (ص59)
سپس به شواهد خوبی در نقض کلام آقای خویی اشاره نموده است.
گذشته از نقض های قابل توجه نویسنده مقاله می توان افزود که بر خلاف آنچه که از مقدمه فهرست نجاشی بر می آید، او در فهرست تنها در مقام ذکر آثار رجال امامیه نیست. بلکه به تناسب آثار اهل دیگر فرق را که متناسب با آثار امامیه تألیف نموده اند را نیز ذکر می کند. علاوه بر شواهد فراوانی که نجاشی به امامی نبودن یک مؤلف تصریح می کند، به طور خاص در از برخی از تعابیر نجاشی می توان منظور او در مقدمه را در یافت. مثلا در مورد مفضل بن عمر أبو عبد الله آورده:
... و قيل إنه كان خطابيا. و قد ذكرت له مصنفات لا يعول عليها. و إنما ذكرنا [ه] للشرط الذي قدمناه (رجال النجاشي، ص: 416/ 1112)
و یا در مورد ابن عقده علی رغم این که او را جارودی مذهب خوانده، می گوید: «و ذكره أصحابنا لاختلاطه بهم و مداخلته إياهم و عظم محله و ثقته و أمانته.» (رجال النجاشي، ص: 94/ 233)
و نیز با توجه به اینکه نجاشی در مقام ذکر آثار سلف امامیه بوده، و به تصریح خودش و تصریح شیخ در مقدمه فهرست، همه این آثار متعلق به مؤلفین امامی نبوده است، کلام محقق خویی محل اشکال است.
نکته دیگر آنکه به طور کلی توثیقات و تضعیفات عام معمولاً نقض های متعددی دارند، و قرائنی قوی در حد توثیقات و تضعیفات خاص نیستند. و می توان قرائنی روشن ارائه داد که گاه بزرگانی از متقدمین خود این دست توثیقات و تضعیف هایش را به اندازه برخی از متأخرین دقیق و صحیح تلقی نمی کرده اند!
مثلاً تضعیف عام سید مرتضی نسبت به قمیین چندان جایگاه بالایی دارد، و برای نقدش کافی است بدانیم خود سید از نجاشی(متخصص فن) تقاضای نوشتن کتاب رجال را نموده و نجاشی در آن قمیین را اکثراً توثیق می کند. (و البته قرائن عامی مثلاً از مسائل سید از شیخ مفید هم قابل ارائه است.)
و یا نسبت به توثیق عام جماعتی از اصحاب توسط شيخ مفید در ارشاد کافی است که در چند مورد خود شیخ وقتی در حال بحث تخصصی در مورد افراد توثیق شده در ارشاد است با دلیل ضعف های آنها را ذکر می کند. مثلاً همین محمد بن سنان که بنا بر توثیق عام ارشاد باید بگوییم لا یطعن علیه، ولی روشن است که جماعت بسیاری بر او به خاصه طعن زده اند. و اخذ به آن توثیق عام سست است. (هرچند در نهایت ابن سنان را توثیق کنیم!)
چنانکه نص تضعیف جابر بر توثیق شیخ مفید ترجیح دارد:
جابر بن يزيد... و كان في نفسه مختلطا، و كان شيخنا أبو عبد الله محمد بن محمد بن النعمان رحمه الله ينشدنا أشعارا كثيرة في معناه تدل على الاختلاط، ليس هذا موضعا لذكرها، و قل ما يورد عنه شيء في الحلال و الحرام. (رجال النجاشي، ص128/ 332)
اگر چه توثیقات عام و بحث بررسی سیره محدثین و روات ثقات در ارزیابی روات موثر است، اما باید در نظر داشت، در موارد زیادی قوت این قرینه در حد دیگر قرائن نیست.
چه آنکه برخی توثیقات عام معارض های قوی تر بسیار دارد.
مثلا در کامل الزیارات گاه در سندی عامی از عایشه چنین روایت شده: «قَالَ أَخْبَرَنِي فُلَانٌ عَنْ فُلَانٍ عَنْ عَائِشَةَ» (كامل الزيارات، ص31/ 16) و یا در در سندی ضعیف و عامی دیگر از کعب الاحبار «عَنْ خَالِدٍ الرَّبَعِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي مَنْ سَمِعَ كَعْباً». (كامل الزيارات، ص67) که بی شک این روات مجهول و یا متهم و یا دروغ پرداز نزد ابن قولویه موثق نبوده اند! کامل الزیارة هم مثل کتب دیگر مشتمل بر رجال ضعیف و کذاب است و برخی از اسناد آن مرفوع و و نزد مؤلف مجهول است، مانند تعابیر بسیار «عن رجل» و «عمن ذکره» و «عمن حدثه» و یا مثل دو فوق. و لذا در حیطه این توثیق اختلاف آراء به وجود آمده است؛ چه آنکه معنا ندارد که ایشان همه رجال کتاب را توثیق کرده باشد!
و یا مثلاً بی شک مرحوم شیخ صدوق در همه موارد به گفتارش در مقدمه فقیه ملتزم نمانده است. در مقدمه گفته است که روایات را از کتب معروف شیعه اخذ کرده است، حال آنکه خود او برای برخی از مرسلات علوی و نبوی، تنها سندی عامی در کتب دیگرش ارائه داده است. و یا از زیدیان و دیگر عامه گاه روایت نموده است.
قطعاً سیره اصحاب همواره بر نقل از ثقات نبوده است. و حتی گاه کسی را خودشان تکفیر کرده اند و یا غالی دانسته اند و خود از او مستقیما روایت هم کرده اند. (مانند روایت عیاشی از اسحاق بصری و کشی از نصر بن صباح و... مثلاً ر.ک رجال الكشي، ص531 و ص571)
@gholow2
Post #533
1.27K