🔴 غلات و صوفیه و دعوی کشف و کرامات
در رجال کشی، الغیبه طوسی و دیگر مصادر شیعه و سنی نمونه هایی از مکاشفات و کراماتی که غلات ادعا کرده اند؛ نقل شده است. هم چنان که شواهد بسیارش را در آثار حسین بن حمدان می توان دید. تذکرة الاولیاء عطار، طبقات الصوفیة خواجه عبدالله، نفحات الانس جامی و زندگی نامه های عرفا مانند بهاء الدینی، قاضی، طهرانی، حداد، یعقوبی، مجتهدی، کشمیری، حسن زاده و ... نیز پر است از افسانه ها و کشف و کرامات بی ریشه و سست!
👌 اما اینکه برخی گمان برده اند: «درست است که تفاسیر عرفانی راه را برای تاویلهای بیبند و بار باز میکنند... ابزاری برای بررسی ادعاهای عرفا نداریم» نتیجه گیری صحیحی نیست؛ چه آنکه معارف دین و ضروریات عقل معیاری است برای آنکه بدانیم مدعیان تصوف در بسیاری از ادعاهاشان دروغ گویند. بلکه فراتر از آن این مدعیان در کرامت سازی حتی اولیات علوم طبیعی را هم گاه رعایت نمی کنند. این چه کرامت هایی است که در آن به جای حل یک معضل علمی تنها مدح صاحب مکاشفه وجود دارد؟ و یا چه مکاشفه ای که در آن شیعیان به صورت سگ و خوک دیده می شوند؟ و یا چه طی الارضی است که در آن نماز را پیش از وقت می خوانند؟ و یا چه کرامتی است که با آن به قول تهرانی، گاو پرست از مغیبات عالم خبر می دهد؟ و یا چه الهامی است که مجتهدی با آن شش ماه در خانه با شش دختر مجرد به سر می برد؟ و چه معجزاتی است که فقط تعدادی انگشت شمار کذاب و متهم شاهد آن هستند؟ و یا اکثرا هیچ سند متصلی ندارد و کاملا بر خلاف معجزات انبیا و اولیای راستین خداوند است؟ و چه مکاشفه و سلوکی است که تعدادی از مستبصرین از منجلاب این عرفان از جمله آیت الله زرآبادی می گویند شرط سلوک از مرحله ای به بعد انجام کبائر و ترک فرائض بود! (همان چیزی که شواهدش در کتب صوفیه از ابن عربی و مولوی تا آقای حسن زاده بسیار است.)
و در نهایت نگاهشان به کرامت چیست که هر چیز خلاف شرعی همچون خودکشی و آویخته شدن از چاه و عطر نزدن و جن گیری و... را در بین کرامات می گنجانند؟!
این قصص دروغ ملاک حق و باطل را از مخاطب میگیرد. وقتی مخاطب قبول کرد که خدا در مدح جناب حسن زاده شعر سروده و یا مجتهدی عالم به همه مقدرات بوده یا طهرانی با لوح محفوظ یکی شده بوده و فراتر از معصومین ع در علمش بداء هم راه ندارد، یا قاضی مرده زنده می کرده یا آقای بهاء الدینی صبح و شب با امام زمان مرتبط بوده ... چگونه می تواند به خود اجازه دهد حرفهای این ها را به کتاب و سنت عرضه کند و اگر باطل بود رد کند؟!
اینها نمونه ای از کرامات این گروهها بود. و ان شاء الله در محل خود به تفصیل به ذکر اسناد و نقد آن خواهیم پرداخت.
🔺 هم چنین گفتیم گسترش تصوف زمینه را برای رواج غلو فراهم کرد. امین نژاد در مناظره با آقای نصیری به این حقیقت اشاره کرد و ادعا نمود که بعد از آشنایی با مذهب ابن عربی بود که علمای شیعه به معرفت مقامات بلند امامان علیهم السلام نائل شدند و تا قبل از آن امامان را به عنوان علماء ابرار میشناختند و راویان احادیثی که شؤون ملکوتی امامان را بیان میکردند؛ به غلو متهم می نمودند. و مشابه این ادعا از بسیاری از اهل عرفان معاصر صادر شده است.
✅ در پاسخ می گوییم: اگر مقصود او از روایات بلند همان چیزی باشد که در کتب صدوق و کلینی و صفار و ... آمده است؛ این روایات مورد پذیرش علمای بزرگ بوده و گر نه چگونه در این مصادر مهم نقل شده است؟! اما اگر مقصود او اخبار کسانی چون حسین بن حمدان باشد؛ بله درست است تا قبل از نفوذ تصوف، علمای شیعه با تأسی به امامان خود این مزخرفات را به عنوان غلو میکوبیدند اما پس از آن که تصوف چشمه صافی معارف را گل آلود کرد؛ هر سخن سست و نامعلومی نیز به عنوان معرفت ولایت و فضائل رایج شد.
@gholow2
Post #48
2.32K