بررسی روایت #تحریف_قرآن در احتجاج طبرسی و رابطه آن با روایت شیخ صدوق (ره) (بخش۲)
تحریر صدوق حدود ۲۰۰ سال بر تحریر طبرسی متقدّم است و بر خلاف نقلِ طبرسی که مرسل است، سند و منبع تحریر صدوق نیز مشخص است؛ بنابراین طبق قاعده باید تحریر صدوق را اصیلتر فرض کرد. اما میرزا حسین نوری در فصل الخطاب، بر خلاف قاعده، تحریر طبرسی را اصیل فرض کرده است؛ بی آن که دلیلی ارائه کند!
گذشته از اصل و قاعده، شواهد متعدّدی اصالتِ تحریر صدوق را نشان میدهد که به طور مختصر به برخی از آنها اشاره میشود:
دلیل اول: نقل عیاشی
عیاشی -که پیش از صدوق میزیسته- در تفسیر خود بخشهایی از روایت را مطابقِ تحریر صدوق از ابو معمر السعدی روایت کرده است. (تفسیر العیاشی، ج۱ ؛ ص۴۴، ۱۸۰، ۲۴۲، ۴۵۷؛ ج۲، ص۹۶، ۱۵۱). مقایسه نقل عیاشی با تحریر صدوق نشاندهنده مطابقت آن دو است. اختلافات نقل عیاشی و صدوق با پدیدههای سادهای چون تصحیف، تقدیم و تأخیر، سقط، تقطیع، تلخیص و نهایتاً اضافات توضیحی، قابل تبیین است. در حالی که نقل عیاشی از تحریر طبرسی فاصله زیادی دارد و هر جا بین نقل صدوق و طبرسی اختلاف است، نقل عیاشی مطابق نقل صدوق است نه طبرسی!
از این گذشته، هیچ از یک زیادات تحریر طبرسی، در تفسیر عیاشی یافت نمیشود! در حالی که این زیادات -که حدود ۴۰۰۰ کلمه است- شامل تفسیر بسیاری از آیات است که اگر اصیل و کهن میبود انتظار میرفت در تفسیر عیاشی نقل شود. [۱] بنابراین نقلهای عیاشی شاهد محکمی است بر این که شیخ صدوق نقشی در تقطیع و سانسور روایت نداشته و اشکال از تحریر طبرسی است که در آن زیاده صورت گرفته است.
—————————————————
[۱] اگر چه بخشی از تفسیر عیاشی از دست رفته اما بسیاری از آیات مورد بحث در زیادات تحریر احتجاج مربوط به قبل از سوره مریم است که به بخش موجود تفسیر عیاشی مربوط میشود.
@gholow2
Post #2336
2.4K
غلوپژوهی بررسی روایت #تحریف_قرآن در احتجاج طبرسی و رابطه آن با روایت شیخ صدوق (ره) (بخش۱) طرح بحث: 1:17 فرضیه حاجی نوری درباره رابطه دو تحریر: 4:55 اتهامات وارده بر شیخ صدوق: 6:00 اهداف بحث: 7:26 شواهد عامی بودن در سند روایت صدوق: 10:35 شواهد عامی بودن در متن روایت…